فصل نامه ی کوه : شماره جديد

سی و نهمين شماره ی فصل نامه ی کـوه ، ويژه ی تابستان ۱۳۸۴ ، منتشر شد . در فهرست مطالب آخرين شماره ی كـوه اين عناوين به چشم می خورد : آشنايی با قهرمانان سنگ نوردی جهان ، فرهنگ و اخلاق كوه نوردی ، بينالود ، عبور از ريگ جن ، بزرگداشت پنجاهمين سال صعود به  K2 ، ركورد های جديد در صعود به اورست ، كوه عريان ، در هوای رقيق ، كوكوشكا ، صعود به كليمانجارو ، كانچن چونگا و ... توزيع اين مجله از روز چهارشنبه ۸/۴/۸۴ در دكه های مطبوعاتی و به قيمت ۸۰۰۰ ريال آغاز شده است .

 

کلاغ ها :

ادعاهای پوشالی و عوام فريبانه ی يک مدير مسئول !

کليه ی سرمقاله های فصل نامه ی کوه ، توسط مدير مسئول آن يعنی حسن صالحی مقدم نوشته می شــــود . او كه عــــلاقه ی عجيب و غـــير قابل دركی برای دكـــــتر ناميدن خود دارد ، سر مقاله ی ايـــن آخرين شماره ی مجله اش را به اظــــهار نظر و تعيين بايد ها و نبايدها در باره ی مفاهيمی مانند نقد ، منتقد و انتقاد اختصاص داده است . استفاده از كلمات و شعارهايي مانند راستی ، واقعيت ، امانت ، ايمان ، انصــــــاف و ... پايه ی اصــــلی نوشتار او را تشكيل می دهد . اما آيا برای اين كلمات و شعارها می توان محتوا و يا اصالتی را قائل شد ؟ آيا می توان در اين سخن او كه توان و رسالت فصل نامه ی كوه را صرف اطلاع رسانی علمی و منظم بيان می كند ، جوهر صادقانه ای از حقيقت را يافت ؟

۱ـ در برخوردی اتفاقی متوجه شدم كه سرمقاله ی شماره ۶ فصلنامه ی كوه ، نمونه ی كامل و تمام عياری از پديده ی زشت و ناپسندی به نام سرقت ادبی است . حسن صالحی مقدم ، ناتوان از درك دانش و شعور و سطــــح فرهنگی كوه نوردان اين سرزمين ، متنـــــی زيبا از علي شريعتی را با تغييراتی جزئی و با اضافه كردن كلماتی مانند كوه و درخت و طبيعت در لابلای جملات متن اصلی ، به نام خود منتشر كرده است ! آيا مفهوم واقعی آن كلمات و شعارها كه در بالا ذكرشان رفت ، همين گونه وقاحت ها و بی شرمی ها و توهين به شعور خوانندگان تنها مجله ی تخصصی كوه نوردی در ايران است ؟ آيا در ديگر نوشته های اين مدير مسئول (!) نيز وضعيت به همين گونه است و بايد با ناباوری و ترديد نسبت به آنچه می خوانيم ، به دنبال رد پای ديگران بگرديم ؟ در پايان نشست ماهانه ی انجمن كوه نوردان در خرداد امسال ، به حسن صالحی مقدم گفتم كه عملكرد تان در اين زمينه زشت و ناپسند است . اما آيا به نظر شما ، او و افرادی مانند او كه تنفس در سايه ی ساختار قدرت و فضای رسمی كــــــوه نوردی ايران را ضامن بقا و پايداری خود مــــی دانند ، می توانند حتی برای يك بار هم كه شده با شجاعت و صداقت به اشتباه خود اعتراف كرده و بابت اين مسئله ، مانند آنچه نزد جوامع و فرهنگ های ديگر مرسوم است ، از تمامی خوانندگان و مخاطبان مجله عذرخواهی كنند ؟ توجه به آنچه در جريان نشست انجمن كوه نوردان گذشت و مجموع آن تذكرها و انتقادها كه بيان شد و سپس انتشار اين سرمقاله بعد از آن ، به روشنی نشان داد كه حسن صالحی مقدم و همكاران او فاقد اين شجاعت و صداقت هستند !

۲ـ با نگاهی به خط مشی و عملكرد ساليان اخير فصل نامه ی كوه می توان دريافت كه طرح رسالت اطلاع رسانی صرف و علمی و منظم بــــــرای اين مجله نيــــز ادعايی باورنكردنی و عوام فريبانه است . فقط كافی ست سانسور خبری و سكوت مطلق دو ساله ی اين مجله را در قبال يكی از تلخ ترين و دردناك ترين حوادث كوه نوردی ايران يعنی حادثه ی مهرماه ۸۱ در غار پراو  و يا سانسور خبری و سكوت مطلق در برابر ده ها نقد و نوشتار منتشر شده در باره يكی ديگر از تراژدی های كوه نوردی ايران ـ حادثه گاشربروم ـ را به ياد بياوريم تا ضمن فارغ شدن از جست و جو برای بيان هر دليل و استدلال ديگری ، بيش از پيش به پوشالی بودن مفاهيمی مانند اطلاع رسانی علمی و منظم پی ببريم ! وقتی حسن صالحی مقدم سر انجام و در جريان نشست انجمن اعتراف می كند كه سكوت و سانسور در باره غار پراو به دليل پذيرش درخواست شخصی فرخ رحمدل بوده است ، به نظر شما بهتر و شايسته تر نيست كه به او توصيه كرد كه برای هميشه از ادعا و شعار در باره راستی و حقيقت و انصاف و حق آن نه هزار خواننده و مخاطب در آگاهی و روشنگری دست بردارد ؟ يا در قبال عدم انعكاس حتی يك مورد از آن همه نقد و نوشتاری كه پيرامون عملكرد و مديريت فدراسيون كوه نوردی ايران در جريان حادثه گاشربروم انتشار يافته بود ، صادقانه اعتراف كند كه مجادله آميز و تفرقه برانگيز و شبه ناك و غوغاسالار و بی هويت و مبهم و ادب ستيز خواندن همه ی ـ و به معنی واقعی كلمه : همه ی ـ آن نقد ها و نوشتارها ( سرمقاله ۳۹ ) بهانه ای بيش نيست و در نگــــاه و جهان بينی او و افرادی مانند او ، در اين دنيا جايی برای طرح و بيان و توجه به شـــورها و دغدغه هاي وجدان های شريف و آگاه و متعهد افرادی مانند فرشيد فاريابی ها وجود ندارد و به راحتی می توان به آسايش و امتياز و امنيت سر به آستان قدرت رسمی سائيدن رای داد و آن را انتخاب كرد ! 

۳ـ يكی از بهترين و تواناترين بانوان كوه نورد ايران ـ ليلا اسفندياری ـ  موفق شده است دو بار و طی دو تلاش ارزشـــــمند و تحسين برانگيز در سال های ۸۱ و ۸۳ خود را به انتهايی ترين نقطه ی شناخته شده ی دشوارترين غار ايران ( پراو ) برساند . بايد از حسن صالحی مقدم پرسيد : اين بار خواست و توصيه ی كداميك از پدر خوانده های ريز و درشت كوه نوردی ايران در كار است كه با تمام وجود و در راستای عمل به رسالت اطلاع رسانی علمی و منظم (!) خود ، در باره اين كوه نورد پرافتخار نيز سانسور خبری و سكوت پيشه كرده ايد ؟

۴ـ يكی از نكات مثبت و اميدوار كننده ای كه در اين آخرين شماره ی فصل نامه ی كوه به چشم می آيد و دليل آن را نيز بايد در طرح انتقاد های روشن و علنی در جريان نشست انجمن كوه نوردان جست و جو كرد : اجبار علی پارسايی در پذيرش اصلی اخلاقی ، قانونی و مسئولانه يعنی نوشتن و اعلام منابع مورد استفاده اش در بخش نكات فنی مجله بود . انتقادهای مطرح شده در باره نحوه عملكرد نزديك به چهار ساله او در مجله كوه موجب گرديد سرانجام نسبت به درج منابع مورد استفاده اش در قسمت نكات فنی اقدام كند . از اين بابت به حسن صالحی مقدم تبريك می گويم .

۵ ـ وقتی خانم بهاره سينكی در عين شايستگی از حضور در تيم اعزامی فدراسيون كوه نوردی به قله ی اورست بازماند ، طی اقداماتی قانونی و بسيار منطقی ، با ارسال نامه هايی به سازمان تربيت بدنی ، فدراسيون و ديگر نهادها و سازمان های اين سرزمين ، خواستار پاسخگويی و روشنگری نسبت به اجحاف آشكار صورت گرفته در حق خود شد . در جريان نشست انجمن از حسن صالحی مقدم ـ كه ضمنا دندان پزشك هم می باشد ـ سوال شد : آيا حاضريد ( يا بوديد ) متن نامه های خانم سينكی در اعتراض به خط مشی و عملكرد فدراسيون را چاپ كنيد ؟ پاسخ بلافاصله و بدون تامل و در راستای همان رسالت اطلاع رسانی علمی و منظم (!) مدير مسئول تنها مجله تخصصی كوه نوردی در ايران چنين بود : قطعا نه !!  ... به دنبال اين پاسخ محكم كه از هر كلمه اش خروارها احساس تعهد ، رسالت و مسئوليت مطبوعاتی ، توسعه و روشنگری ، اعتدال و ايمان و انصاف ( سرمقاله ۳۹ ) بر سر و جان حاضرين نشست ، به فكرمان رسيد كه از اين فرد درخواست كنيم دستكم برای آگاهی افكار عمومی جامعه كوه نوردی ايران ، نسبت به چاپ نامه های خانم بهاره سينكی در تنها نشريه تخصصی دندان پزشكی ايران اقدام كند !! اين كار را كه می تواند . نمی تواند ؟!

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٤
    پيام ها    +