از وبلاگ واگویه هایم : رقص نور در جلسه انجمن

« آقا ما اومدیم یه بار دیگه همت کنیم و بریم انجمن، با هزار زور و آرتیس بازی از جلوی پلیس خیابون فرصت فرار کردیم و رفتیم تا کریم خان و ماشین و پارک کردیم و پریدیم پایین تا به قول معروف سر ساعت ۵ اونجا باشیم. خلاصه سر ساعت ۵ اونجا بودم اما جلسه کی شروع شد:۵:۲۹ دقیقه. خوب احتمالاً از نظر ما ها باید طبیعی باشه. حالا اینا بماند. اولش که آقا سپانیان اومد و راجع به کلاس امداد و نجات ارمنستان که برگزار شده بود گزارشی رو ارائه داد. خدا وکیلی چقدر این آقا نظام دوست حرف میزنه خستم کرد بعدشم بچه های خودمون (دماوندیها) با این فیلم به نظر من بی ربطشون بازم حوصلمو سر بردن. نه خدا وکیلی آدم این طوری فیلم میسازه اونم برای حضاری که تو برنامه اونا نبودن. یعنی اینکه خیلی از صحنه ها برای اون چند نفر شرکت کننده در دوره جالب بود نه برای ما. هم طولانی و هم خسته کننده. بعدشم اون آقاهه هم که مسئول رقص نور سالن بود یعنی احتمالا به سیستم برق اونجا وارد نبود  هی با کم و زیاد کردن نور موقع پخش فیلم و عکس، اعصابمونو نورانی کرد. بعد این آقا نظام دوسته هی رفت پشت تریبون و حرف زد آهان راستی اون موبایلشم که انگار آیکون {سایلنت یا ویبره} نداره. (والا آخه اون زمان که همه می خواستن بگن ما موبایل داریم گذشت.) بعد یه چندتایی تقدیر نامه به بچه ها دادن که کاظم فریدیان، اون آقا نظام دوست و ضایع کرد هزار تا و گفت: این کاغذا ارزش نداره و کاری که انجام میدن مهمه. تو سری بعدم فرخنده صادق، آقا کاظم و ضایع کرد و گفت درست که این کاغذا ارزش ندارن ولی نوشته های اینا برام مهمه. خلاصه برنامه آخرم که من تقریبا ازش لذت بردم ارائه گزارش صعود به قله نوشاخ  افغانستان دوتا از بچه هابود. عظیم قیچی ساز  و مهدی عمیدی. با پایان ارائه این گزارش با تشکر آقای محمدی ۶۵امین نشست انجمن نیز به پایان رسید. (اما بگما این رقص نوره تا آخر جلسه ادامه داشت آآآ  ). البته اتفاقات دیگه ای هم اوفتاد که نیازی نیست زیاد بگم مثل توصیف خسته مننده کیوان بصیریان و تعریف و تمجید بی نهایت...»

از وبلاگ : واگویه هایم  http://vagoyehayam.persianblog.ir

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٦
    پيام ها    +