اکسپرسیونیسم : Max beckmann


عزیمت ( ۳۳-۱۹۳۲ ) اثر ماکس بکمان ... « تمثیلی از سفر پیروزمندانه ی روح نوین از درون و به آن سوی عذاب دنیای نوین  . بخش سمت راست نمایانگر بی حاصلی ٬ بی تصمیمی و شکنجه ی انسان توسط خود اوست . در بخش چپ ٬ مثله کردن سادیستی ٬ شکنجه دادن انسان به دیگران است . بکمان خود در سال ۱۹۳۷ در باره این اثر ۳ بخشی گفته است : در سمت راست انسان خودش را می بیند که می کوشد تا راه خود را در دل تاریکی ٬ به کمک روشن کردن تالار و پله ها با یک فانوس کور سو بیابد . در حالی که لاشه ای به خود بسته همچون پاره ای از خویش را با خود می کشاند . لاشه ی خاطرات ٬ خطاها ٬ شکست ها و مقتولی که هر کس زمانی از زندگی خویش می سازد . انسان هرگز نمی تواند خود را از گذشته ی خویش رها سازد . او ناگزیر است در حالی که زندگی بر طبل می کوبد لاشه را به همراه خود بکشاند... تیرگی و مصیبت دو بخش چپ و راست این اثر در رنگ های تابناک آفتابی بخش وسط ٬ جائی که پادشاه ٬ مادر و کودک به راهنمائی قایقران نقاب زده به سویش راهی اند ٬ از بین می رود . بکمان می گوید : پادشاه و ملکه خود را از شکنجه های زندگی رها ساخته اند . آنان بر شکنجه ها پیروز شده اند . ملکه بزرگترین گنجینه را همچون کودک در دامانش ٬ با خود حمل می کند : آزادی را . آزادی تنها چیزیست که اهمیت دارد . این عزیمت است . آغازی نوین است ! »


تاریخ هنر مدرن

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٦
    پيام ها    +