از بخش پیام ها : به نادر ضرابیان !

نادر ضرابیان :

سلام
آقای نصیری متاسفانه لحن وادبیات شما شایسته جامعه کوه نوردی نیست.  فکر نمی کنم انجمن کوه نوردان ارث پدری کسی باشد . مدیران فعلی با رای اعضا انتخاب شده اند . اگر مشکلی هست می توانید مودبانه و منطقی مطرح بفرمایید . آقای ثابتیان هم عضو محترم هیات مدیره هستند ودر عملکرد مثبت ویا منفی انجمن سهیم می باشند. منش کوه نوردی را فراموش نکنید...

.

.

 

به نادر ضرابیان !
آنچه که شایسته ی جامعه ی کوه نوردی کشورمان نیست : موضع گیری های مبتنی بر مصلحت اندیشی ، منفعت طلبی ، بزدلی و بی انصافی آدم هائی امثال شماست . عباس محمدی _ این دبیر بی ادب آرشی _ هر چه دوست دارد و بر زبانش می آید می نویسد ، با واژه هائی مانند خزعبلات ، پرگو و سطحی نگر و بدون ارائه ی هیچ دلیل و برهانی مخاطب خود ( کلاغ ها...) را مورد حمله قرار می دهد و ... اما چون دوست و رفیق صمیمی شماست _ و مسائلی دیگر که بعدا به آن اشاره خواهد شد_ جرات و شهامت ابراز نظر و موضع گیری و احیانا محکوم کردن چنین لحن و ادبیاتی را در مواجهه با انتقاد ندارید .
گویا تقدیر چنین است که نسل شما را با دو خصیصه در خاطر داشته باشیم  : 1_ بزدلی 2_ دروغ  و تا وقتی صریح ، روشن ، ساده و صادقانه موضع خود را در برابر لحن و ادبیات پاسخ گوئی این دبیر بی ادب آرشی ( عباس محمدی) بیان نکنید از شما به عنوان آدمی ترسو و دروغ گو یاد خواهیم کرد . واقعیت این است که : خجالت می کشیم آدم هائی امثال شما بخواهند برای ما، لحن و ادبیات نقد تعیین کنند و از شایسته ها و ناشایسته های کوه نوردی ایران سخن بگویند .

هدف و رسالت این وبلاگ ، روشنگری و مبارزه با لکه های سیاه در کوه نوردی ایران است . با دروغ . با فریب افکار عمومی . با پنهان کاری . با مصلحت اندیشی های پوشالی  .با بی عدالتی . با سرکوب اندیشه های منتقد . با ... در هر کجا و از سوی هر کسی که باشد . فدراسیون کوه نوردی باشد یا انجمن کوه نوردان . باشگاه دماوند باشد یا گروه کوه نوردان آرش . کاظم فریدیان باشد یا رامین شجاعی . عباس جعفری باشد یا فرشید فاریابی . رضا نظام دوست (سیزیف) باشد یا رضا زارعی (کوه قاف)  ... فرقی نمی کند. روشنگری و مبارزه با لکه های سیاه در این وبلاگ ، لحن و ادبیات خاص خود را دارد . معتقدیم با کلمات و واژه های پاک و روشن و پاستوریزه در نقد آلودگی و تعفن جامعه ای که در آن زندگی می کنیم _ و کوه نوردی ایران هم مانند جزیره ای جدا مانده ،عاری از آن نیست  _  نمی توان قلم زد . همین . و به همین سادگی . سال ها پیش در توضیح اهداف این وبلاگ  نوشتیم : " ...این وبلاگ می خواهد با رویکرد و نگاه تازه ای به مسایل نگاه کند . شما از چه هراس دارید؟ چرا به جای پاسخ به پرسش های ساده و مشخص که مطرح می شود ، به برخوردها و ابزارهای انهدامی متوسل می شوید ؟ البته شاید هم حق با شما باشد  . اما باید بتوانید به شایستگی و با استدلال و منطقی قوی آن را اثبات کنید ... این وبلاگ می خواهد با کنار گذاشتن کلیشه های کهنه و تکرار شده ، تعارفات روزمره و خو گرفته شده ، از طریق نقد و پرسشگری به جستجوی آن حقیقت گم شده ای بپردازد که ...
آنتوان چخوف در یکی از داستان های بلند خود ( اتاق شماره ۶ ) از واکنش های انسانی سخن می گوید . به نظر چخوف ، انسان موجودی از پوست و گوشت و استخوان و عصب است . و دقیقا به همین دلیل نمی تواند نسبت به محیط پیرامونش واکنش نشان ندهد . نمی تواند نسبت به آنچه در اطرافش می گذرد بی تفاوت و بی اعتنا باشد ... و فکر می کنیم ، نقد انسانی ترین و خردمندانه ترین واکنش  انسان است نسبت به خود و نسبت به جامعه ای که در آن زندگی می کند . نقد ، تخریب و ریا و فریب نیست . نقد ، پرسشگری و روشنگری ست . نقد ، منفعت طلب و محافظه کار نیست . نقد ، شریف و شجاع و انسانی ست . ایـــن وبلاگ نمی خواهد در سایه ی خواست ساختار قدرت حاکم نفس بکشد  . ساختار قدرتی که با تمام وجود و با مطبوعات و دیگر رسانه های قدرتمندش ، لحظه ای ـ و حتی لحظه ای ـ از تولید و دیکته ی الگوهای فکری و فرهنگی اش باز نمی ماند .
تولید آدم های همسان  و هم نظر و هم صدا و منتقدین پاستوریزه ، خواست ساختار قدرت حاکم است و این وبلاگ نمی خواهد در سایه ی چنین خواستی نفس بکشد ..."

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٧
    پيام ها    +