نانگاپاربات : صعود و افتخار به هرقیمت ممکن و رها کردن عضو تیم !!

 

 « گزارش اولیه ی دریافتی از صعود تیم نانگاپاربات: ...حوالی ساعت 10 صبح بوده که سامان نعمتی برخلاف تلاش و قدرت بدنی بالایی که تا این مرحله ی برنامه داشته دچار علائم ارتفاع زدگی و خواب آلودگی می شود، سرپرست از سامان می خواهد که برگردد پایین اما او قبول نمی کند کمی دیگر ادامه می دهند یک بار کاظم و یک بار احسان داوطلب می شوند که از صعود صرف نظر و همراه سامان برگردند پایین اما سامان باز تسلیم نمی شود تیم یک ساعت دست از حرکت بر می دارد و بنا می شود که همه با هم برگردند پایین، هوا هنوز خوب و روشن بوده و برای رسیدن به کمپ چهار کاملا مساعد... سامان بالاخره تسلیم می شود و قبول می کند برگردد کمپ چهار به شرطی که تیم به حرکت خود ادامه دهد.  وقتی اعضای تیم به سمت قله حرکت می کنند و از سامان به اندازه ی کافی فاصله می گیرند متوجه می شوند که سامان برخلاف قولش دارد آرام  آرام صعود می کند اما با مکث و ایست ها ی طولانی... سامان وقتی می بیند همه در حال بازگشت هستند به موازات بقیه شروع می کند به پایین آمدن، ظاهرا بسیار ناراحت بوده از این که به علت سرعت کم، زمانِ لازم برای صعود قله را از دست داده است و سعی می کرده با فاصله ی 20 دقیقه ای از سایر افراد تیم حرکت کند و گویا قصد داشته از تیم جدا شود؛ شب را بیواک و روز بعد قله را صعود کندکه با توجه به گزارش های هواشناسی این کار بسیار خطرناک است. با تاریکی هوا بر شدت باد و کولاک هم افزوده شده و شرایط بسیار دشوار و خطرناکی را برای اعضای تیم رقم زده است به طوری که کاظم و احسان رفته اند دنبال پیدا کردن چادر ها و با وجود جی پی اس و  داشتن جهت، ساعت 2 بعد از نیمه شب موفق شده اند به محل کمپ چهار برسند و سایر افراد را خبر کنند. بالاخره ساعت 5 صبح سهند و لیلا و حسین که هر کدام شب سختی را با بیواک در هوای بسیار بد گذرانده اند به چادرها می رسند اما سامان نمی آید.  افراد تا ساعت 16 به وقت پاکستان در کمپ 4 منتظر سامان مانده اند و در هوای بسیار خراب دنبال رد پا یا خبری از او ، اما در نهایت ساعت 16:30 به وقت پاکستان به سمت کمپ 3 حر کت کرده اند...»

خبر : www.iranianchallengers.com

...........................................

.

شاید هنوز به بازگشت و زنده ماندن سامان نعمتی امید وجود داشته باشد_ که از صمیم قلب امیدواریم این گونه باشد _  اما رفتار و عملکرد اعضای تیم در روز صعود و در مواجهه با وضعیت  ارتفاع زده و خواب آلود ( ناهشیار ) او براستی غیر قابل درک است . میل صعود و اشتیاق برای کسب افتخار در نزد اعضای این تیم ایرانی به گونه ای بوده است که هیچ کدام  نتوانسته اند در مقابله با اصرار غیر منطقی و نامعقول سامان نعمتی برای ادامه صعود ( توجه به وضعیت ارتفاع زده و ناهشیار او را نباید نادیده گرفت ) واکنشی جدی و تصمیمی قاطع داشته باشند .

ادامه ی صعود توسط عضو ارتفاع زده و خواب آلود خود را دیده اند اما به حرکت خود به سوی قله ادامه داده اند . هنگام بازگشت به عضو ارتفاع زده و خواب آلود تیم خود رسیده اند اما به نظر می رسد هر کدام فقط به فکر سلامت و بازگشت هر چه سریع تر خود به محل کمپ بوده اند و سامان نعمتی باز هم به حال خود رها می شود و بعد هم ، کمتر از یک روز انتظار در کمپ ۴  وسرازیر شدن به طرف کمپ ٣ و ... و رها کردن عضو تیم در آن شرایط بحرانی و سخت !!

اشاره ای که در متن گزارش ارسالی به خواسته ، قصد و اصرار سامان نعمتی  برای ادامه صعود و  رسیدن به قله وجود دارد با توجه به درک و دریافت های دیگر اعضای تیم مبنی بر وضعیت غیر عادی او ( ارتفاع زدگی ، خواب آلودگی ، ناهشیاری ) فقط می تواند به مثابه ی یک توجیه احمقانه برای رها کردن یک عضو تیم در آن وضعیت بحرانی تلقی شود .

از صمیم قلب منتظر شنیدن خبر بازگشت و سلامتی این کوه نورد ایرانی هستیم و امیدواریم کاظم فریدیان ٬ لیلا اسفندیاری و سهند عقدایی بتوانند پاسخی منطقی و شایسته برای این رفتار و عملکرد خود در صعود به قله ی نانگاپاربات ارائه دهند . هنوز از خاطره ی کشته شدن ویکتوریا کیانی راد و امیر احمدی در اعماق غار پراو رنج می بریم .

..................................................

... و تجربه نشان داده است که با آغاز بحران و مشکلاتی از این دست ٬ باید دیر یا زود منتظر داستان پردازی هائی با هدف و انگیزه ی توجیه و هم چنین  آغاز روایت های متناقض باشیم ! روایت خواندنی (!) دبیر باشگاه دماوند ( وحید بهرامی ) از بحران بوجود آمده را می توان از دو زاویه مورد توجه قرار داد : ۱ ـ توجیه رفتار و عملکرد تیم اعزامی در رها کردن یکی از اعضا (... صبح روز جمعه 28/4/87 پس از راه افتادن به سمت کمپ 4 متوجه شدند سامان نعمتی در کنارشان نیست ... ) به عبارت دیگر و طبق روایت این دبیر دماوندی ٬ کوچکترین تقصیری و مسئولیتی به عهده ی تیم اعزامی و سرپرست آن نیست و سامان نعمتی به صورتی غیر منتظره و بدون دلیلی مشخص ٬ به ناگاه ناپدید شده است !!  ۲ـ تناقض آشکار با گزارش و روایت اولیه که در سایت ایرانیiranianchallengers  منتشر شد .بنا به روایت وحید بهرامی : ... در ساعت 16:30 با به جا گذاشتن 1 تخته چادر ، بی سیم و مواد غذایی به امید آنکه او را در کمپ 3 بیابند به طرف پایین حرکت کردند ... دبیر دماوندی از ما می خواهد که بپذیریم هیچ رها کردنی در کار نبوده است و تیم اعزامی و سرپرست آن به تصور آنکه عضو ارتفاع زده ٬ خواب آلود ٬ ناهشیار و مشکل دار زودتر(!!) از آنان خود را به کمپ ۴ و سپس ۳ رسانده است به طرف پایین سرازیر شده اند و ...براستی  چه می شود کرد؟ و اصلا چه چیز دیگری را می توان گفت وقتی هنوز در کوه نوردی ایران ٬ شهامتی برای پذیرش مسئولیت در چنین مواقعی وجود ندارد !!

« ...صبح روز جمعه 28/4/87 پس از راه افتادن به سمت کمپ 4 متوجه شدند سامان نعمتی در کنارشان نیست به امید آنکه او را در کمپ 4 ببینند اما اثری از وی نیافتند تیم تا ساعت16 روز جمعه 28/4/87 به وقت پاکستان در کمپ 4 منتظر ماندن و در ساعت 16:30 با به جا گذاشتن 1 تخته چادر ، بی سیم و مواد غذایی به امید آنکه او را در کمپ 3 بیابند به طرف پایین حرکت کردند . و ساعت 20:30 به کمپ 3 رسیدند باز هم خبری از سامان نبود . از شنبه 29/4/87 هماهنگی های لازم با شرکت طرف قرارداد فدراسیون کوهنوردی ج.ا.ا و مسئولین پاکستان و سفارت ایران در پاکستان انجام گرفته شد ... » وحید بهرامی : سایت باشگاه دماوند

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٧
    پيام ها    +