روایت حادثه نانگاپاربات در روزنامه اعتماد ملی

                                                

 

باشگاه دماوندی ها برای ارائه ی یک روایت بی نقص و موجه از حادثه ی پیش آمده در تیم اعزامی شان ( رها کردن و سپس مفقود شدن و _ احتمالا_ مرگ سامان نعمتی عضو غیر دماوندی گروه ) دچار سرگیجه شده اند !! لیلی خرسند خبرنگار روزنامه ی اعتماد ملی از طریق مصاحبه و گفت و گو با مژگان خلیلی ( همسر سهند عقدائی و مسئول سایت تبلیغاتی تیم اعزامی ) می خواهد چگونگی و ابعاد این حادثه را برای افکار عمومی روشن کند . اما ... گره ی اصلی و پیچیده ی دماوندی ها برای خلق و ارائه ی یک روایت بی نقص ، در مرحله ی بازگشت تیم از قله نهفته است : آیا اعضای تیم هنگام بازگشت ، سامان را دیده اند و با او برخورد و صحبت داشته اند یا خیر ؟ در هر دو صورت ، ارائه ی یک پاسخ موجه و قانع کننده برای رها کردن و جا گذاشتن او در آن شرایط سخت و بحرانی براستی غیر ممکن است . اگر هنگام بازگشت او را دیده و با او صحبت داشته و از قصدش برای صعود انفرادی به قله باخبر بوده اند آنگاه دیگر هیچ توجیه منطقی برای تنها گذاشتن او در منطقه و ترک کمپ ۴ به طرف کمپ ٣ نمی تواند وجود داشته باشد. ذکر شرایط بد جوی و احتمال خطر برای کل تیم نمی تواند چندان پذیرفتنی باشد . با توجه باینکه دو ایتالیائی در همین روزها و در جبهه دیگر نانگاپاربات و در فاصله ی نه چندان زیاد از ایرانی ها توانستند بدون امکانات یک کمپ زنده بمانند و جان سالم به در برند . اگر گفته شود که اصلا هنگام بازگشت او را ندیده اند ( که کیومرث بابا زاده خیلی اصرار دارد که همین گونه باشد !! ) باز هم ترک کامل کمپ ۴ با آن سرعت و در آن فاصله ی زمانی کم ( کمتر از یک روز انتظار ) رفتاری غیر مسئولانه ، غیر اخلاقی و غیر انسانی در کوه نوردی به شمار می آید . باید با احتمال حتی یک درصدی عقب ماندن او، از ترک کامل کمپ ۴ خودداری می کردند یا زمان بیشتری را برای انتظار در کمپ ۴ در نظر می گرفتند . نمی توانیم بزرگ نمائی شرایط بد جوی را از سوی دماوندی ها بپذیریم . در تمام روزهای بعد از ترک سامان نعمتی و رها کردن او در منطقه ، دماوندی ها در سایت باشگاه شان و سایت تبلیغاتی ایرانین چلنجر از دیده شدن و رصد سامان نعمتی توسط دوربین های بیس کمپ خبر داده اند !! هم تاکید بر شرایط توفانی و هم تاکید بر رصد در بیس کمپ ( هم در شب که نور چراغش را دیده اند و هم در روز که داشته غار برفی درست می کرده ) ؟! مگر می شود ؟ به یقین یکی از این روایت ها باید دروغ باشد ... در روایت اخیر مژگان خلیلی و گفت و گویش با روزنامه اعتماد ملی ، همین تناقض ها به شکلی کاملا روشن و آشکار به چشم می خورد ... می گوید در هنگامی که تیم آماده بازگشت بود توفان آغاز می شود . توفانی از باران و بهمن و سنگ !! ... توفان خیلی سخت بوده . آنها فقط می توانستند جلوی پایشان را ببیند ... اما ( و چه طنز تلخی در این اما ها و تناقض ها و دروغ ها نهفته است )  در همان حال هم می گوید تصویر حرکت او به سمت راست در بیس کمپ و توسط دوربین ها ثبت شده است !! ... باشگاه دماوندی ها برای ارائه ی یک روایت بی نقص و موجه از حادثه ی پیش آمده در تیم اعزامی شان ٬دچار سرگیجه شده اند !!

 

« ... او پنجشنبه هفته پیش در حمله نهایی از کمپ چهار به قله، همراه تیم بود. اما بعد از اینکه قسمتی از مسیر را پشت سر گذاشت، کاظم فریدنیا مدیر فنی تیم از او خواست که به کمپ چهار بازگردد. حرکت نعمتی کند بود و با توجه به شرایط بد هوا، فریدنیا این درخواست را از او کرده بود تا صعود با تاخیر انجام نشود.  تیم انتظار داشت نعمتی این خواسته را اجرا کند. همانطور که محمد نوروزی به همین دلیل در کمپ دو از تیم جدا شده بود. تیم بدون نعمتی به قله رسید و وقتی آنها با بی‌سیم به کمپ اصلی خبر صعود را دادند تازه متوجه شدند که نعمتی به کمپ چهار بازنگشته است. مژگان خلیلی مسوول کمیته روابط عمومی نانگاپاربات باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند به اعتماد ملی می‌گوید: <در کمپ اصلی با دوربین صعود را ثبت می‌کنند. وقتی اعضای تیم با آنها تماس می‌گیرند، خبر می‌دهند که یکی از افراد تیم ایران به تنهایی در حال صعود به قله است.> تیم در این شرایط سعی کرد خودش را به نعمتی برساند، چراکه آنها احتمال داده بودند که هوا توفانی شود. در راه بازگشت تیم به نعمتی می‌رسد اما او می‌گوید که می‌خواهد به تنهایی به قله برود. به نظر می‌رسد برای نعمتی که یکی از اعضای برتر تیم بود، بازگشت بدون صعود خیلی سخت بوده. اما این کار او با مخالفت سرپرست تیم مواجه می‌شود. در حالی که تیم ایران آماده بازگشت بوده، توفان آغاز می‌شود، توفانی به همراه باران، بهمن و سنگ اما در این شرایط سخت نعمتی از تیم جدا می‌شود تا به تنهایی صعود کند بدون اینکه به کسی خبر بدهد. تصویری که کمپ اصلی از او ثبت کرده، این است که او به سمت راست رفته، جایی بین شیر سنگی. با توفانی که به پا شده بود، 12 ساعت طول می‌کشد تا تیم به کمپ چهار برسد و چادر را پیدا کند. آنها که تا قبل از این تصور می‌کردند نعمتی هم همراهشان است تازه متوجه غیبت او می‌شوند. خلیلی می‌گوید: <شرایط توفان خیلی سخت بوده. آنها فقط می‌توانستند جلوی پای خودشان را ببینند. هوا به قدری بد بود که ساعت‌ها طول کشید تا چادر را پیدا کنند. 12 ساعت زمانی طولا‌نی برای ماندن در ارتفاع است. آنها با خطر ادم ریه روبه‌رو بودند.> تیم پنج بعدازظهر در کمپ چهار می‌ماند و این برای تیمی که بدون اکسیژن صعود کرده بود، خطرناک‌ترین کار بود. آنها که امیدوار بودند، نعمتی را پیدا کنند، بعد از چند ساعتی که دنبال او می‌گردند، مجبور می‌شوند به کمپ‌های پایین‌تر بازگردند...»

روزنا ١/۵/٨٧

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ امرداد ۱۳۸٧
    پيام ها    +