کدام اخلاق ؟! کدام فرهنگ ؟!

در سال ١٩٧٨ هیئت هیمالیانوردی زنان امریکا در صعودی شورانگیز و تاریخی ، فتح قله ی آناپورنا را به انجام می رساند . آنان در این صعود ، دو تن از اعضای خود را از دست می دهند و   " ارلن بلوم " در کتاب آناپورنا جایگاه زنان ، عواطف و احساسات انسانی خود و دیگران را هنگام بازگشت به کمپ اصلی و آماده شدن برای ترک منطقه چنین بیان می کند : « ... هوا آرام بود و کوهستان ، درخشان و مهربان به نظر می رسید . من قادر نبودم که از نگریستن به نقاب برفی نزدیک بارگاه ۴ که آلیسون و ورا آنجا بودند خودداری کنم . زمانی که  به بارگاه ١ رسیدیم  با لنزهای ۵٠٠ م م به جبهه نگاه کردیم و توانستیم ژاکت قرمز آلیسون را ببینیم . این صحنه واضح مرا سخت تکان داد . شرپاها به تناسخ معتقدند اما این تراژدی آنها را نیز به سختی تکان داده بود ... در بارگاه اصلی دوستانمان دور یکدیگر جمع بودند و زمانی که من مارگی ، کریستی و ایرن را در آغوش گرفتم اشک از صورتم به پاهاشان می ریخت ... »

 ***

اما گونه ای دیگر هم از اخلاق و فرهنگ و چگونگی مواجهه با تراژدی تلخ و دردناک کشته شدن یک دوست ، یک عضو تیم ، یک همنورد  وجود دارد !! این گونه ی دیگر از بیان عواطف و احساسات ، این گونه ی دیگر از اخلاق و فرهنگ ، توسط اعضای تیم اعزامی باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند  به قله ی نانگاپاربات ( مرداد٨٧ ) و در مواجهه با حادثه ی کشته شدن یکی از اعضای تیم شان ، هنگام بازگشت ازقله و در بارگاه اصلی و در برگزاری جشن و شادی بابت موفقیت صعود ، به نمایش گذاشته می شود :

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

عکس ها (از بالا) : سهند عقدائی ٬ کاظم فریدیان و لیلا اسفندیاری بعد از بازگشت از قله و در بارگاه اصلی ... از ایمیل دریافتی پدرام نعمتی  

***

سامان نعمتی اما ، از جنس و تیره ی این آدم ها نبود و شاید به همین دلیل و در تصمیمی غیر مسئولانه و غیر انسانی در نانگاپاربات  رها شد ... تنها شد  . تمایز آشکار سامان نعمتی با دماوندی های گروهش را در قسمتی از یادداشت های روزانه اش می توانیم ببینیم :

« ... ای روزگار ، و به هر حال روزهای خوبی را می بینم و احساس می کنم . اصلا با بچه ها ارتباط برقرار نمی کنم . امشب دوست دارم تا صبح بیدار بمانم چون واقعا لذت بخش است . در کنار رودخانه ایندوس روی یک تکه سنگ وسط کمپها روی زیرانداز دراز کشیدم و به آسمان پرستاره با دقت نگاه می کنم ... دست نوشته های سامان در برنامه نانگاپاربات _ سایت گروه کوه نوردی قاجر قروه  »

.

یاد و خاطره اش گرامی باد !

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ مهر ۱۳۸٧
    پيام ها    +