تهيه و تنظيم علمی خبر به شيوه ی فرشيد فاريابی !!

هادى ساعى و عباس جعفرى با مشعل مى دوند
كوهنورد ايرانى حمل كننده مشعل المپيك
 
157743.jpg
فرشيد فاريابى: مشعل المپيك زمستانى ۲۰۰۶ تورين، طى مراسمى روز يكشنبه در منطقه باستانى المپياى يونان روشن شد. كاستاس فيليپيديس ۱۹ ساله اين مشعل را به همراه شاخه اى از برگ درخت زيتون در دستان خود روشن و حمل كرد تا او نخستين فرد از زنجيره ۱۰هزار و ۵۳۵ نفرى باشد كه اين مشعل را حمل خواهند كرد.
مشعل المپيك زمستانى ۲۰۰۶ در مسير ۱۳هزار كيلومترى توسط نمايندگان اقشار مختلف جامعه بشرى حمل خواهد شد. در ميان افراد حامل مشعل المپيك نام چهره هاى شاخص از جمله رهبر كليساى كاتوليك جهان به چشم مى خورد. ورزش ايران نيز در اين رخداد بزرگ جايى براى خود دارد. هادى ساعى تكواندوكار قهرمان المپيك و غلامعباس جعفرى چهره آشناى كوهنوردى ايران در بخشى از مسير، نام ايران را نمايندگى خواهند كرد. اين دو ورزشكار ايرانى در روز ۲۳ دسامبر و در قسمتى از مسير شهر پالرمو (ايتاليا) اين مهم را برعهده خواهند داشت.
اين مشعل، طى سفر سه ماهه خود به غير از عبور از شهرهاى آتن، رم و شمال ايتاليا از كشورهاى اتريش، اسلوونى، سوئيس، سن مارينو و فرانسه كه ميزبان بازى هاى زمستانى دوره هاى قبل بوده اند عبور خواهد كرد.المپيك زمستانى، اولين بار در سال ۱۹۲۴ در شهر شامونى فرانسه برگزار شد اما مشعل اين مسابقات به صورت نمادين طى ده روز در خاك يونان حمل مى شود و سپس به ورزشگاه قديمى آتن كه محل برگزارى اولين دوره بازى هاى مدرن المپيك در سال ۱۸۹۶ بوده، منتقل مى شود تا به برگزاركنندگان بازى هاى المپيك ۲۰۰۶ تورين تحويل داده شود.
غلامعباس جعفرى از چهره هاى علمى و پيشتاز كوهنوردى ايران است كه در سال هاى پايانى دهه ۶۰ و اوايل سال هاى آغازين دهه ۷۰ از چهره هاى تاثيرگذار فدراسيون كوهنوردى ايران بود. وى پس از جدايى پرابهام از كوهنوردى رسمى كشور به چهره اى در اكسپديشن جهانى تبديل شد. از وى مقالات و گزارشات تحقيقى متعددى مى توان در نشريات تخصصى داخلى و خارجى سراغ گرفت.
اگرچه در صعودهاى مطرح خارجى وابسته به فدراسيون كوهنوردى نام اين مربى كوهنوردى و مدرس علوم گردشگرى كمتر تكرار شده است، اما كارنامه فعاليت هاى ورزشى و تخصصى قابل قبولى براى اين ورزشكار نه چندان شناخته شده از سوى رسانه ها مى توان ارائه كرد. «گستردگى و گوناگونى سفرهاى كوهنوردى غلامعباس جعفرى در ميان كوهنوردان ساكن ايران بى نظير است؛ هيمالياى نپال، قره قروم پاكستان، پامير تاجيكستان، آلپ هاى اروپا، كوه هاى مركزى آفريقا، رشته كوه كمتر شناخته شده اند در آمريكاى جنوبى.»
جعفرى اگرچه از سوى رسانه هاى ورزشى كمتر معرفى شده است اما او هم مشاور ساخت برنامه هاى كوهنوردى در تلويزيون بود و هم يكى از پركارترين كوه نويسان است.
فرخنده صادق همسر اين كوهنورد، يكى از نخستين زنان ايرانى است كه به قله اورست صعود كرد.
منبع : شرق
 
 
کلاغ ها : به نظرم متن اين خبر ٬ که با مضمون ستايش و طرح نام عباس جعفری تهيه و تنظيم شده است ٬ تا ساليان طولانی می تواند به عنوان نمونه ای درخشان و مثال زدنی از يک الگو و روش علمی و مستند در تهيه و تنظيم خبر ٬ توسط کار آموزان رشته ی خبرنگاری مورد استفاده قرار گيرد !!
 
۱ـ انتخاب اين ۱۰ هزار و ۵۳۵ نفر نمايندگان جامعه بشری ٬ که قرار است حمل مشعل را به عهده گيرند ٬ توسط چه نهاد و تشکلی و چگونه صورت گرفته است ؟ در معرفی و يا انتخاب نمايندگان ورزش ايران در اين رخداد بزرگ  ٬ چه خصـــــوصيات و معيـــــــارهايی مورد توجه بوده است ؟ آيا سازمان های رسمی و دولتی ورزش ايران ( کميته ملی المپيک ٬ سازمان تربيت بدنی و ... ) در انتخاب اين افراد نقش و سهمی داشته اند يا خير ؟ ... چرا فرشيد فاريابی لازم نديده است در باره ی اين نکات مهم و محوری ٬ برای خوانندگان محترم و واجد حق آگاهی توضيحاتی را ــ ولو مختصر ــ ارائه دهد ؟
 
۲ـ  در متن خبر می خوانيم که: عباس جعفری از چهره های علمی و پيشتاز کوه نوردی ايران است ... و بيچاره  آن خواننده محترم که بايد چشم و گوش و زبان(!) بسته ٬ حکم فرشيد فاريابی را قبول کند !! وجوه علمی اين چهره را در کــــــــجا بايد جست و جو کرد ؟ دليل و نمونه های کارهای علمی اش چيست ؟ اين پيشتاز کوه نوردی ايران بودن چه مفهومی دارد ؟ عباس جعفری در کدام شاخه ها و يا عرصه های کوه نوردی ايران ٬ پيشتازی کرده اند ؟چرا فرشيد فاريابی لازم نديده است در باره ی اين نکات مهم و محوری ٬ برای خوانندگان محترم و واجد حق آگاهی توضيحاتی را ــ ولو مختصر ــ ارائه دهد ؟
 
۳ـ در متن خبر می خوانيم که : از چهره های تاثيرگذار در فدراسيون کوه نوردی ايران ٬ در سال های پايانی دهه ی ۶۰ و آغازين دهه ی ۷۰  ... که پس از جدايی پر ابهام از فدراسيون ... به چهره ای در اکسپديشن جهانی تبديل شد ... عباس جعفری در آن سال ها دارای کدام عملکرد تاثير گذاری در کوه نوردی ايران بوده اند ؟ داستان اين جدايی پر ابهام ديگر چيست ؟ و اصلا چرا پر ابهام ؟ و اصلا چه ربطی به ما و اصل خبر دارد ؟ از اين مبهم و ناقص نويسی (!) چه هدفی دنبال می شود ؟  بنا به کدام دليل و مدرک و سندی عباس جعفری چهره ای در اکسپديشن جهانی محسوب می شود ؟ آيا بين اين تبديل به چهره ای جهانی و آن جدايی پر ابهام رابطه ای وجود دارد ؟ اگر دارد چيست ؟ و اگر ندارد ٬ هدف از طرح آن در متن خبر کدام است ؟ چرا فرشيد فاريابی لازم نديده است در باره ی اين نکات مهم و محوری ٬ برای خوانندگان محترم و واجد حق آگاهی توضيحاتی را ــ ولو مختصر ــ ارائه دهد ؟
 
۴ـ عباس جعفری مشاور ساخت برنامه های کوه نوردی تلويزيون بود ...  کدام برنامه ها ؟ ... و هم يکی از پر کارترين کوه نويسان است ... کدام نوشته ها و مقالات و گزارشات تحقيقی و در کدام نشريات تخصصی داخلی و خارجی؟چرا فرشيد فاريابی لازم نديده است در باره ی اين نکات مهم و محوری ٬ برای خوانندگان محترم و واجد حق آگاهی توضيحاتی را ــ ولو مختصر ــ ارائه دهد ؟ 
 
۵ـ از فرشيد فاريابی ٬ که همواره مدعی نگرش و اسلوب علمی در عملکردش می باشد ٬ اين گونه تهيه و تنظيم خبر انتظار نمی رفت ! ... البته ٬ و شايد هم ٬ اين که خوانديم  خبر نبود !! چيزی مانند ... مانند يادآوری ارادت  و ادای دينی مجدد به يک دوست قديمی !! 
 
۶ـ در باور کلاغ ها ٬ خبرهايی از اين دست و با چنين مضمون و محتوايی ٬ توهين به فرهنگ و شعور خواننده و ناقض حق مسلم او در آگاهی و روشنگری  محسوب می شود !
 
.................................................................................
 
 
ترس طلايی !!
 
هفته ی گذشته ٬ احسان حسين نژاد در وبلاگ نوپتسه و طی يادداشتی طنز آميز ٬ استفاده ابزاری از مقوله ای بنام ورزش را مورد نقد قرار داد که واکنش تعدادی از خوانندگان وبلاگش  را ــ در قسمت پيام ها ــ و در مخالفت با مضمون و محتوای آن به دنبال داشت .
 
 
 
 
تقديم با عشق و احترام به محمد تفنگدار عزيز :
 
کلاغ ها :
روز گذشته و بدون سرو صدا و هياهو و جنجال خبری و ژورناليستی (!) نخستين جشنواره ی بزرگ ترس و محافظه کاری را در محل پارک شهر تهران ــ اين اولين و قديمی ترين پارک عمومی شهرمان ــ  و با حضور خيل عظيم و مشتاق و صبور پيران محترم بازنشسته و مستمری بگير ٬ برگزار کرديم . لابد می پرسيد حالا چرا پارک شهر ؟ بايد خدمتتان عرض شود : پاتوق ... ببخشيد ٬ دفتر مرکزی کلاغ ها در آنجا قرار دارد . بنابراين با توجه به وسعت و امکانات محل ٬ جشنواره ی ناگهانی(!) خود را نيز در همانجا برگزار کرديم ... موضوع جشنواره ٬ همانطور که از نامش پيداست : ترس و محافظه کاری بود و هيئت داوران کلاغ ها ٬ متشکل از پيرترين و مغرض ترين کلاغ های جهان ٬ پس از بررسی بی حوصله و شتاب زده ی آثار رسيده به دفتر جشنواره ٬ به اتفاق آرا و بدون رای مخالف ٬ نفر اول و برنده ی اين جشنواره ی بی مزه را مشخص کرد . مجری مراسم ٬ که يکی از زشت ترين و بد صداترين کلاغ های پارک شهر بود ٬ هنگام اعلام نام نفر برنده ٬ جان گرامی حضار را به لبشان رساند ! ... لوح زرين ( از بچگی فهميده بوديم چه رابطه ای بين رنگ زرد و ترس وجود دارد )  نخستين دوره ی جشنواره ی بزرگ خود را تقديم می کنيم به .......  قلب حضار مثل توپ بازی تنيس در رفت و آمد بود ....... تقديم می کنيم به ........ حضار از شدت هيجان کوچکترين پلکی هم نمی زنند ........ تقديم می کنيم به ....... ديگر حضار حتی نفس هم نمی کشند ....... البته پيش از آنکه اتفاق نامطلوبی بيافتد و بی جهت کلاغ ها را متهم به عدم کفايت در تامين امنيت مراسم نمايند ٬ از پشت پرده يکی از پرهای دم مجری را می کشند ...... آّه بله ٬ تقــــــــديم می کنيم به محمد تفنگدار عزيز ٬ بخاطر آن پيام تاريخی و فراموش نشدنی در وبلاگ نوپتسه !!!  ....... بازدم طولانی و تشويق ممتد حضار ........ لوح زرين در معرض ديد همگان قرار می گيرد . متن پيام محمد تفنگدار بر آن نقش شده است : ...عزيز دل برادر چرا برای خودت دردسر درست می کنی ؟ ...  از طرف ديگر شما با مطرح کردن اين حرفها دوباره کاری ميکنی که پای سياست به کوه باز بشه ! من مطمئنم که شما نمی دونيد اگه باز هم کوهنوردی به يک ورزش سياسی تبديل بشه اون وقت چی ميشه ! اون وقت مثل سالهای دهه ۶۰ در تمام گروهها را می بندند و خيلی مسائل ديگه که اينجا نمی شه گفت ... خلاصه اينکه عزيز دل برادر ؛ يه کاری نکن که هم برای خودت و هم برای جامعه کوهنوردی دردسر درست بشه ...
 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٤
    پيام ها    +