و همچنان در ستایش نقد ...

بعد از حادثه ای که در روزهای اخیر برای تیم اعزامی فدراسیون کوه نوردی به کوهستان تیلیچوپیک در ارتفاعات هیمالیا رخ داده است ( سقوط و ناپدید شدن پزشک تیم ) عده ای از دوستان و همچنین خوانندگان این وبلاگ خواهان اعلام نظر و موضع کلاغ ها نسبت به این حادثه شده اند که لازم است بار دیگر و به جهت یادآوری به نکات زیر اشاره شود :

_ به نظر می رسد سال هیمالیانوردی کوه نوردان ایرانی می خواهد با چهار کشته به کار خود پایان دهد . کشته هائی که هیچکدام در مسیر فعالیت های نو و برای اولین بار و در گشایش راه های تازه و ... نبوده است . کوه نوردی ایران امسال نیز در هیمالیا _ همچون سالیان گذشته _ به اجرای برنامه هائی پرداخت که هیچکدام با معیارهای امروزه ی کوه نوردی جهان ، شاخص و ارزنده و با ارزش های فنی قابل توجه محسوب نمی شود و بجا گذاشتن چهار کشته درچنین برنامه هائی را شاید فقط بتوان به میزان عقب ماندگی و فقر بنیان های علمی _ فنی و فرهنگی کوه نوردی کشورمان نسبت به معیارهای جهانی این ورزش تعبیر کرد .

 

_ اعلام نظر این وبلاگ نسبت به حادثه ی نانگاپاربات ، خشم دماوندی ها و طرفداران متعصب این تشکل را برانگیخت و بنا به آن عادت دیرینه ای که مدیران باشگاه دماوند در سرکوب اندیشه های منتقد و مخالف دارند فعالیت های پنهانی و پشت پرده ی خود را برای محو کلاغ های این وبلاگ از عرصه ی کوه نوردی ایران آغاز کردند !! همانگونه که اعلام نظر این وبلاگ نسبت به حادثه ی گاشربروم و اورست بانوان و کلیت فعالیت های برون مرزی و همچنین خط مشی ایدئولوژیک صادق آقاجانی و یارانش ، خشم فدراسیونی ها ... و همانگونه که اعلام نظر نسبت به حادثه ی دالان کوه و گرده ی آلمانها خشم ... می خواهیم بگوئیم : این حکایت همچنان ادامه دارد و نمی توانیم هیچ پایانی را برای ان متصور شویم . در باره ی حادثه ی اخیر تیم اعزامی فدراسیون کوه نوردی هم _ بعد از روشن شدن ابعاد حادثه _ اگر لازم باشد نقدی نوشته شود و یا پرسشی مطرح گردد به یقین _ و با همان لحن و روال آشنای (!) کلاغ ها _ انجام خواهد شد . مطمئن باشید !

 

_ به آموزش بعضی از بندهای اعلامیه ی جهانی حقوق بشر _ به خصوص آزادی حق بیان و لزوم احترام به آن _  برای بعضی از دوستان کوه نورد ادامه خواهیم داد !! در مثال : به نظر کلاغ های ما ... صف بندی روزهای اخیر در کوه نوردی ایران به طرفداران باشگاه دماوند و تیم نانگاپاربات و طرفداران فدراسیون ، فقط می تواند گونه ای بازی بی محتوا و کودکانه باشد . وقایع و اتفاقاتی که پس از حادثه ی نانگاپاربات در کوه نوردی ایران رخ داد به روشنی گویای آن بود که تقسیم بندی کوه نوردی این سرزمین به دولتی و مستقل در اساس فاقد هر گونه نگرش واقع بینانه و اصالت و کارآئی است و کوه نوردی مثلا مستقل ما می تواند به همان اندازه ی متولی دولتی اش به انحطاط و فساد آلوده باشد ! و البته ... این به معنای نادیده گرفتن تلاش های سودمند افراد و عناصر سالم و زحمتکش در تشکل ها ( فدراسیون ٬ باشگاه ها ) نیست و به طور عمده جریان و تفکر و فرهنگ مدیریتی حاکم را مد نظر دارد .

 

ـ همانطور که قبلا هم گفته ایم : هدف و رسالت این وبلاگ ، روشنگری و مبارزه با لکه های سیاه در کوه نوردی ایران است . با دروغ . با فریب افکار عمومی . با پنهان کاری . با مصلحت اندیشی های پوشالی  .با بی عدالتی . با سرکوب اندیشه های منتقد . با ... در هر کجا و از سوی هر کسی که باشد . فدراسیون کوه نوردی باشد یا انجمن کوه نوردان . باشگاه دماوند باشد یا گروه کوه نوردان آرش . کاظم فریدیان باشد یا رامین شجاعی . عباس جعفری باشد یا فرشید فاریابی . رضا نظام دوست (سیزیف) باشد یا رضا زارعی (کوه قاف)  ... فرقی نمی کند. روشنگری و مبارزه با لکه های سیاه در این وبلاگ ، لحن و ادبیات خاص خود را دارد . معتقدیم با کلمات و واژه های پاک و روشن و پاستوریزه در نقد آلودگی و تعفن جامعه ای که در آن زندگی می کنیم _ و کوه نوردی ایران هم مانند جزیره ای جدا مانده ،عاری از آن نیست  _  نمی توان قلم زد . همین . و به همین سادگی . سال ها پیش در توضیح اهداف این وبلاگ  نوشتیم : " ...این وبلاگ می خواهد با رویکرد و نگاه تازه ای به مسایل نگاه کند ... این وبلاگ می خواهد با کنار گذاشتن کلیشه های کهنه و تکرار شده ، تعارفات روزمره و خو گرفته شده ، از طریق نقد و پرسشگری به جستجوی آن حقیقت گم شده ای بپردازد که ... آنتوان چخوف در یکی از داستان های بلند خود ( اتاق شماره ۶ ) از واکنش های انسانی سخن می گوید . به نظر چخوف ، انسان موجودی از پوست و گوشت و استخوان و عصب است . و دقیقا به همین دلیل نمی تواند نسبت به محیط پیرامونش واکنش نشان ندهد . نمی تواند نسبت به آنچه در اطرافش می گذرد بی تفاوت و بی اعتنا باشد ... و فکر می کنیم ، نقد انسانی ترین و خردمندانه ترین واکنش  انسان است نسبت به خود و نسبت به جامعه ای که در آن زندگی می کند . نقد ، تخریب و ریا و فریب نیست . نقد ، پرسشگری و روشنگری ست . نقد ، منفعت طلب و محافظه کار نیست . نقد ، شریف و شجاع و انسانی ست . ایـــن وبلاگ نمی خواهد در سایه ی خواست ساختار قدرت حاکم نفس بکشد  . ساختار قدرتی که با تمام وجود و با مطبوعات و دیگر رسانه های قدرتمندش ، لحظه ای ـ و حتی لحظه ای ـ از تولید و دیکته ی الگوهای فکری و فرهنگی اش باز نمی ماند ...

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٧
    پيام ها    +