گزارشی از مراسم روز جهانی کوهستان

 

در بعــــــدازظـــــــهــــر يک شنــــــبه ۲۰/۹/۸۴  ٬ مراســـــــم گرامــــی داشــــــت روز جهانی کوهستان ( ۱۱ دسامبر ) با حضور بسياری از دست اندرکاران و علاقمندان ورزش کوه نوردی و مسايل زيست محيطی در محل باشگاه فرهنگی ـ ورزشی آرارات برگزار گرديد

در ابتـــــدای جلسه ی رسمی اين مراســــــم ٬ هنريک خالويان از طـــــرف هيئت مديره ی باشگاه آرارات ٬ ضمن بيان تاريخچه ای از سابقه و فعاليت های اين باشگاه  شصت و يک ساله ٬  به کليه شرکت کنندگان در مراسم ٬ که شـــــــامل جمع قابل توجهی از کوه نوردان و چهره های نام آشنا و پيش کــــــسوت اين ورزش در کشورمان و هم چنين علاقمندان مسايل زيست محيطی بود ٬ خير مقدم گفت .

سپس عباس محمدی ( عضو گروه کوه نوردی آرش و انجمن کوه نوردان ) به خواندن متن نوشتاری خود در باره ی خطرات تهديد کننده  و بحران زای مناطق کوهستانی ايران پرداخت . در صحبت های او  که با جمله ی : کوه های ما در معرض بحران هستند ! آغاز شد ٬ به مسايل و مشکلاتی مانند دام مازاد بر ظرفيت ٬ فرسايش ناشی از نابودی پوشش گياهی ٬ راه سازی غير فنی ٬ گردشگری غير مسئولانه ٬ پروژه آزاد راه تهران ـ شمال و فعاليت های معدن کاوی مخرب محيط زيست در منطقه ی کلاردشت اشاره شد .

سخن ران بعدی ٬ شخصی به نام نقوی بود که از طرف مجری جلسه ٬ به عنوان يکی از اهالی کلاردشت و فعالان مبارزه با تخريب طبيعی اين منطقه معرفی شد . نقوی به ارائه ی گزارشی پيرامون حرکت های خودجوش مردمی در مخالفت با عملکرد شرکت سنگ های تزئينی در معدن سنگ گرانيت کلاردشت  پرداخت . حرکت هايی که در نهايت به صدور حکم توقيف موقت فعاليت های اين شرکت از طرف قوه قضاييه منجر شد . در صحبت های نقوی ٬ از واژه های کليشه ای و نخ نما شده ی تريبون های رسمی و دولتی ٬ مانند : مردم انقلابی و هميشه در صحنه ٬ پشتوانه ی ارزشمند نظام و ... بارها استفاده شد !!

 

 

 

 

 

اجرای قطعاتی آرام و بسيار زيبا از آثار موسيقی کلاسيک ٬ توسط هنرمندان ارمنی و در ميانه ی مراسم ٬ تاثير بسيار قابل توجه و مطلوبی برای حفظ تعادل در فضای کلی جلسه و جلوگيری از ايجاد خستگی روحی حاضرين ــ حاصل بهر حال ٬  شنيدن سخن رانی های متوالی و ... باز هم به هرحال ٬ بارها شنيده شده و تکراری و کليشه ای  ــ  داشت ! 

در حالی که هنوز از تاثير تم فوق العاده ی آخرين قطعه ی اجرا شده ( دونوازی پيانو ) رها نشده بوديم ٬ سلطانی از طرف جبهه سبز ايران گزارشی در باره طرح حفاظت از کوه دماوند را ارائه داد . اين طرح از سوی يکی از گروه های کاری جبهه سبز ٬ به نام گروه نگهبانان دماوند و در ارديبهشت ماه امسال اجرا شده و در آن حفاظت از لاله های دماوند به عنوان نماد اين کوه مورد توجه قرار گرفته بود . سپس نوبت به قرائت پيام جليل کتيبه ای ٬ از پيش کسوتان ورزش کوه نوردی در ايران ( و ساکن آلمان ! ) رسيد . پيام کتيبه ای ٬ طولانی ٬ کشدار و مانند هميشه ( با نوشته های او در مجله ی کوه آشنا هستيم ) شامل شرح و توصيف وتعريف فراوان از احوالات خودش بود !   

برای آغاز بخش پايانی مراسم ٬ يعنی گرامی داشت ها ٬ از عباس جعفری دعوت شد که پشت تريبون قرار گيرد . نکته ی جالب اما ٬ در مضمون و نحوه ی معرفی عباس جعفری برای حاضرين ٬ توسط مجری جلسه بود ! او که تا پيش از اين با تبحر و تسلط  مناسبی به معرفی خصوصيات و سوابق کليه ی نام های مورد اشاره می پرداخت ٬ در مورد عباس جعفری و پيش از دعوت او بروی صحنه گفت  : ... کمتر کسی است که نام عباس جعفری را نشنيده باشد و با نوشته های احساسی او آشنا نباشد و آنها را نخوانده باشد ... و سپس از او دعوت کرد که به قرائت نوشته ی خود در تجليل از جليل کتیبه ای ٬ کغام ميناسيان و نيکول فريدنی بپردازد . ( در اينجا بی اختيار نگاهم متوجه فرشيد فاريابی٬ که چند رديف آن سوتر نشسته بود ٬  شد و کلماتی را که بدون ذکر هيچگونه توضيح و دليلی و در قالب ارائه خبر ــ و گويا بيشتر برای طرح نام عباس جعفری ـ به تازگی در وبلاگ خود استفاده کرده بود به ياد آوردم : از چهره های علمی و پيشتاز کوه نوردی ايران ٬ از چهره های تاثير گذار فدراسيون در فلان سالها ٬ چهره ای در اکسپديشن جهانی و ... و برای بی اطلاعی آقای مجری که اين چهره را فقط به يمن نوشته های احساسی اش به حضار معرفی کرد ٬ متاسف شدم !! ) جعفری با اين جمله آغاز کرد : چقدر کم مجال خنديدن در اين سرزمين بدست می آيد!  و از مردان کوه و ماندگاری کوه ها و گذر عمر سخن گفت . جملات احساسی عباس جعفری در تمام مدت با پس زمينه ای از يک موسيقی احساسی تر همراهی می شد . 

لوح يادبود کتیبه ای را ٬ ابراهيم صدری ( پسر عموی او ) دريافت کرد و بعد متن پيام کغام ميناسيان ( ساکن امريکا ) برای حاضرين خوانده شد . ميناسيان توسط مجری اين گونه معرفی شد : از پيش کسوتان ارزشمند ورزش کوه نوردی در ايران و پايه گذار فعاليت های يکسره نوردی ( معادل صعود های خط الراسی) و اولين صعود کننده ی بسياری از قله های کشورمان . در قسمتی از پيام  کوتاه و جذاب او آمده بود که : ... کوهستان را از صميم قلب دوست بداريد ! و همچنين توصيه ای نيز در توجه به اهميت تهيه ی  نقشه و گزارش برای نسل جديد کوه نوردان ايرانی داشت . لوح يادبود کغام ميناسيان به خواهرزاده او داده شد و برای اهدای آن نيز از نرگس حکيمی ( اولين بانوی مربی کوه نوردی در ايران ــ عکس بالا نفر اول از راست ) دعوت شد . 

و در پايان نيز ٬ اهدای لوح يادبود به نيکول فريدنی از پيش کسوتان عکاسی طبيعت در ايران ! هنگام حضور دشوار او روی صحنه ــ با صندلی چرخ دار ــ  شرکت کنندگان در مراسم به احترامش بپا خواستند و با تشويق های ممتد ٬ او را همراهی کردند . در حدود ساعت ۲۰  پايان مراسم اعلام شد  . به نظرم ٬ و در مجموع ٬ مراسم  گرامی داشت روز جهانی کوهستان به شکل بسيار مطلوب و آبرومندی برگزار گرديد و باشگاه آرارات نيز مجری شايسته ای برای آن بود . ضمن آنکه از نقش چشمگير و موثر آرشی های عضو انجمن ( يا بالعکس ! ) محمد نوری ٬ بابازاده ٬ شانديز ٬ عباس محمدی و ... نمی توان يادی نکرد . به عنوان يک عضو شرکت کننده در مراسم ٬ از آنان تشکر می کنم !

 

 

از چپ : لطفی ٬ ابراهيم صدری ٬ محمد خاکبيز (چهارمين رئيس فدراسيون کوه نوردی در سال های ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۷ ) ٬ ابوالقاسم نوروزی ٬ نرگس حکيمی و روح انگيز حکيمی ( اولين بانوی صعود کننده به جبهه ی شمالی دماوند در زمستان )

در پايان مراسم و پيش از ترک محل باشگاه آرارات ٬ بازار عکس های يادگاری خيلی گرم بود ! نفر وسط : محمود فتوحی از مربيان پيش کسوت در کوه نوردی ايران .

از چپ: عباس محمدی ٬ ابوالقاسم نوروزی ( دوازدهمين رئيس فدراسيون کوه نوردی ايران در سال های ۴۹ و ۵۰ ) ٬ ابوالفضل عظيمی

 

کلاغ ها : اين مراسم دارای يک حاشيه ی فراموش نشدنی بود !! از متوليان دولتی کوه نوردی ايران ٬ اقبال افلاکی ( رييس کميته ی هيماليانوردی فدراسيون ) ٬ محسن عبدلی ( رييس هيئت کوه نوردی استان تهران  و همچنين فرخنده صادق ( عضو تيم های دولتی کوه نوردی ايران ) و ... در مراسم حضور داشتند ٬ اما در هيچيک از قسمت های مراسم و در هيچکدام از صحبت ها و سخنان جلسه ی رسمی ٬ کوچکترين اشاره ای به فدراسيون و فعاليت هايش نشد . همچنين با وجود آگاهی از حضور فرخنده صادق و برنامه ی اخير اورست ٬ نامی از او آورده نشد !! چرا اين گونه بود ؟ آيا اين نشانه ی عدم حمايت و عدم پشتوانه ی مردمی بخش دولتی کوه نوردی ٬ در ميان افکار عمومی جامعه ی کوه نوردی کشورمان نيست ؟  

 

.................................................................................

 

 

از ميان نامه های رسيده به کلاغ ها !

 

نامه ی احسان ٬ نويسنده ی وبلاگ نوپتسه :

آقای نصيری .. با سلام .. چند نکته درباره خبر مربوط به «چهل و دومين نشست ...» به نظرم رسيد که خدمتتان عرض ميکنم.

۱ ـ به نظر من ايرادی عمده بر اين مطلب وجود دارد: قائل نشدن تمايز ميان «خبررساني» و «تحليل».. البته وبلاگ رسانه ای کاملا شخصی است. اما همين فضای شخصی بهتر است مقيد به بعضی اصول باشد. به خصوص وقتی خط مشی اطلاع رسانی را دنبال ميکتد.

نويسنده کلاغ ها در اين مطلب خبر و تحليل را چنان به هم آميخته که تشخيص ايندو از هم واقعاْ دشوار است! بدين ترتيب اين حق از خواننده گرفته ميشود که از اخبار نقل شده تحليلی متفاوت از نويسنده داشته باشد؛ و چاره ای نميماند جز پذيرش برداشت نويسنده از خبر. اين کار (درهم آميختن خبر و تحليل خبر) البته بسيار توسط رسانه ها بکار ميرود. اما اين کار را شخصاْ کاری دور از اخلاق حرفه ای خبررسانی ميدانم. بسيار بهتر بود نويسنده محترم خبر مربوط به اين نشست و قسمت های مختلف آن را به طور دقيق نقل ميکرد و سپس تحليل خود از اين نشست را منتشر ميکرد.

۲ ـ چند بند از مطلب انتقادی فرشيد فاريابی به نظرم حاوی نکات مهمی بود. به طور مشخص قسمت هايی از بندهای ۱ و۳ جای تامل بيشتری دارد. آيا عدم پاسخ گويی به اين دو بند به معنی پذيرش آنهاست؟

فراموش نکنيم که پذيرش خطا نه بيانگر ضعف که عين قدرت است!!

۳ ـ نامه عباس محمدی نيز به گمانم حاوی نکات مهمی بود (بخش های مربوط به اقدامات گروه ديده بان کوهستان). نميتوان به بهانه استفاده (البته بيجا) عباس محمدی از شعر حافظ و يا به دليل نگرش بيمارگونه او از پاسخ دادن شانه خالی کرد. به عنوان يکی از خوانندگان اين وبلاگ و پيگير اين مسائل خواهشمندم پاسخی درخور و مدلل به مطالب عباس محمدی ارائه کنيد.

۴ ـ‌ "انجمن کوهنوردان ايران" يعنی "انجمنی که اعضايش از بين کوهنوردان ايران هستند". و کوهنوردان هم از نظر فرهنگ ،شعور ، دانش، سعه صدر و ... در بهترين حالت در حد ميانگين افراد همين جامعه هستند!! حال چه انتظاری از انجمن کوهنوردان ايران داريد؟!

۵ ـ اما سخنی با جناب عباس محمدی: آقای محمدی؛ نظر شخصی من اينست که انجمن کوهنوردان ايران (که قرار است پيگير مسائل جامعه کوهنوردی ايران باشد) در حال تبديل شدن به يک گروه کوهنوردی است! ميتوانيد نظر من را قبول نداشته باشيد. اما خواهشی دارم: احتمالاْ خود شما انتقاداتی به عملکرد انجمن ک.ا داشته و داريد. کاش به جای دفاعی همه جانبه از انجمن ک.ا خود به عنوان فردی از دل انجمن به نقد خود میپرداختيد تا اين شائبه پيش نيايد که هيچ اراده و تصميمی برای اصلاح انجمن وجود ندارد.

۶ ـ و در پايان سخنی با افراديکه نصيری و کلاغ ها را «بی ادب» و «گستاخ» مينامند: لطف کنيد و برای واژگانی معمولی چون "دروغگويی" ، "آشفتگی" ، "غيراخلاقی" ، "کسالت بار" ، "حريصانه" و ... مترادف هايی موءدبانه تر (به زعم خود) پيدا کنيد. اگر نميتوانيد پيشنهاد ميکنم: کوه خودتان را برويد.. در وبلاگ هايتان از گل و بلبل بگوييد و در دشتها و دره ها به گردش و تفريح بپردازيد. اما مطالب مربوط به مسائل جامعه کوهنوردی رادنبال نکنيد!! اگر پاسخ دادن به سوالی برايتان سخت است ميتوانيد صورت مسئله را پاک کنيد..

 کلاغ ها : 

۱ـ به نظرم ديدگاه احسان در باره ی تمايز خبر و تحليل ٬ نمی تواند بطور کامل و مطلق در حيطه ی رسانه ای مانند وبلاگ های شخصی کاربرد و حتی اهميت داشته باشد . دقيقا بر خلاف کاربرد و اهميتی که در دنيای رسانه های سنتی و حاکم دارد . بسياری از وبلاگ نويسان ايرانی با نام يونس شکر خواه آشنايی دارند . او که دارای دکترای علوم ارتباطات و فعاليت هايی در عرصه ی روزنامه نگاری و همچنين وبلاگ نويسی می باشد ٬ در يکی از کتاب های کم حجم و در عين حال بسيار سودمندش برای وبلاگ نويسان ٬ بنام خبرنويسی مدرن ٬ در باره ی موضوع مورد بحث ما چنين می گويد : ...هر وبلاگ يک فضای اينترنتی است و نويسنده آن ــ که به بلاگر و يا وبلاگر معروف است ــ اين فضا را با آميزه ای از خاطرات ٬ خبرها و لينک هايی که دوست دارد پر می کند . وبلاگ ها خاطرات هستند و خبرهايی در باره خبرها ... اين بلاگرها اعلام موضع هم می کنند . به بيان ديگر زبان ٬ گاه و بيگاه نظرات خود را در مورد مهم ترين رويدادها بيان می کنند . پس از اين جنبه هم می توان آنها را ابزارهای چک کردن واقعيت ها قلمداد کرد . بلاگرها در واقع ديدگاههای آلترناتيو و متقابل هستند در برابر ديدگاههای رسانه های حاکم ... به نظر می رسد توجه وبلاگ ها به رسانه های نوشتاری و غير ديجيتال فقط برای افشاگری و يا مچ گرفتن از آنهاست ... وبلاگ ها فضايی را که رسانه های حاکم می خواهند مخاطبان را در آن محصور سازند تغيير می دهند ... گفتمان نوشتاری که رسانه های حاکم آنرا حفظ می کنند و با ادبياتی که به کار می گيرند عملا هر وضع موجودی را مطلوب جلوه داده و باعث می شوند تا روايت رسمی هر رويداد و تحول بر انديشه مخاطبان غلبه کند . پس نقطه ستيز وبلاگ ها و رسانه های چاپی در همين گفتمان نوشتاری قرار دارد ... در کلاسهای آموزش روزنامه نگاری به صراحت به دانشجويان روزنامه نگاری گفته می شود که خبر يک چيز است و نظر چيز ديگری است . در واقع استفاده از روايت اول شخص در ادبيات چاپی روزنامه نگاری يک نوع جرم ٬ خطای حرفه ای و اعمال نظر قلمداد می شود ... اما بلاگرها در نقطه مقابل قرار می گيرند . به عبارت بهتر بازی آنها با تحليل و اعلام نظر شروع ميشود . آنها در هر روايتی ديدگاههای شخصی خودشان را مطرح می کنند ...

۲ـ  در باره ی عدم پاسخ گويی به آن چند بند (۱ و ۳ ) مطلب انتقادی فرشيد فاريابی نيز بايد خدمت شما عرض شود که : بندهای مورد نظر فاقد هر گونه روح پرسشگری بوده و فقط شامل اظهار نظر شخصی نويسنده ی مطلب پيرامون آن موضوعات مشخص می باشد . بنابراين عدم پاسخ گويی ٬ يا عدم اعلام نظر شخصی خودم در مقابل اظهار نظر شخصی فرشيد فاريابی ٬  به معنی پذيرش ديدگاه های او نيست !

۳ـ کدام گروه ديده بان کوهستان ؟ اطمينان داريد که چنين گروهی به واقع هست ؟ در نگرش کلاغ ها ٬ تمايزی جدی وجود دارد ميان تشکلی که ( البته متاسفانه ) فقط در حرف و روی کاغذ وجود دارد و شخصی ( تاکيد می کنم : شخصی ) که يک تنه و به تنهايی بار مسايل و مشکلات و معضلات گروه آرش ٬ انجمن کوه نوردان ٬ محيـــط زيست ايران و ... را بر دوش می کشد ! در تحسين و احترام به جايگاه عباس محمدی در کوه نوردی ايران ٬ کوچکترين ترديدی وجود ندارد . اما وقتی قرار به استفاده ابزاری و طرح تبليغاتی نام ديگران (مثلا انجمن و ...) می شود ٬ حتی با وجود خواست و تمايل شخصی محمدی و آن انگيزه هايی که کاملا می دانم چيست ٬ کلاغ ها خود را از اين بازی رياکارانه بيرون می کشند !!

همواره شاد و سربلند باشيد .

.................................................................................

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٤
    پيام ها    +