شکست بابازاده و عباس محمدی برای حضور در انتخابات فدراسیون

روز دوشنبه ۳۰ آبان‌ماه، آئین انتخابات نمایندگان قهرمانان، مربیان، داوران، باشگاه‌ها و گروه‌ها به صورت جداگانه و در زمان‌بندی‌های مختلف با نظارت بازرس فدراسیون به انجام رسید که نتایج آن به این شرح است:

* نماینده‌ی قهرمانان: عظیم قیچی ساز از آذربایجان شرقی- امیدشیخ بهایی از کرمان و رؤیا ریاضی از تهران
نامزدها:سارا صفائیان- رؤیا ریاضی- محمود هاشمی- مهدی عمیدی- یونس رضاخانی- محسن محمدی نژاد و امید شیخ بهائی

* نماینده‌ی باشگاه‌ها: پروین رضایی از باشگاه آراد الیگودرز
نامزدها: علی‌محمد خزائی - عباس محمدی و پروین رضایی

* نماینده‌ی گروه‌ها: حمید مساعدیان از گروه همت شمیران                                 نامزدها:خسرو جمشیدی - حمید مساعدیان و محمد اسماعیل ابلاغیان

* نماینده‌ی مربیان: محمد حسین طالبی مقدم از همدان
نامزدها: مهدی زنده کار، ‌علی‌رضا باقری، محمد حسین طالبی مقدم، کیومرث بابازاده، وحید مصدری، غلام‌علی عباسی و حمید ناصری

* نماینده‌ی داوران: بابک ضیاء از تهران
نامزدها: علی‌رضا کریم و بابک ضیاء

نقل از وبلاگ کوه نوشت : http://koohnevesht.blogfa.com

.

.

ناکامی و شکست کیومرث بابازاده و عباس محمدی در تلاش شان برای حضور در انتخابات فدراسیون کوه نوردی ، از جمله نکات جالب و قابل توجه در نتایج انتخابات روز دوشنبه 30 آبان بود . انتخاباتی که به اعتراف عباس محمدی کاملا " آزاد " بود و آنان نتوانسته اند کوچک ترین خدشه و یا شبهه ای را در باره‌ی نحوه و کیفیت برگزاری آن بیان کنند. به نظر می رسد یافتن دلایل پاسخ منفی و دست ردی که از سوی نماینده‌گان جامعه‌ی کوه‌نوردی ایران بر سینه‌ی بابازاده و عباس محمدی زده شد چندان کار دشواری نباشد:

1 _ ابعاد چهارسال مدیریت ناسالم عباس محمدی بر تشکیلات انجمن کوه نوردان اکنون دیگر بر کسی پوشیده نیست. مدیریتی مبتنی بر بی قانونی محض (عدم ارائه‌ی آمار و اطلاعات واقعی در مورد تعداد اعضای انجمن و برگزاری مجامع عمومی در همان نوبت اول و با هر تعداد ممکن) ، پنهان‌کاری محض ( بی‌اعتمادی به افکار عمومی و سفر پنهانی به امریکا به نام تیم انجمن و اعلام رسمی آن بعد از 20 روز در سایت رسمی این تشکل ) و باج دهی و سرسپرده‌گی محض در قبال انواع فشارها و تهدیدهای آن باشگاه بزرگ تهرانی (که افشا و ابراز رسمی و علنی آن روز گذشته در نشست ماهانه انجمن و توسط یکی از مدیران فعلی صورت گرفت). با چنین سابقه‌ای در مدیریت ناسالم ، ناکامی افرادی مانند عباس محمدی در چنین انتخاباتی ،دیگر جای تعجب ندارد!

2 _ کیومرث بابازاده این روزها " آشفته و شتابان و عصبی" در مسیر " تهمت زدن" گام برمی‌دارد! کیومرث بابازاده این روزها ، توسل به هر حربه‌ای را برای رسیدن به هدف و تخریب نفر مقابل (مخالف خود) مجاز می‌شمارد! نمونه ای از رفتار ناسالم کیومرث بابازاده نیز روز گذشته در نشست ماهانه انجمن در مقابل دیده‌ی همه‌گان قرار گرفت : تخریب شخصیتی ، بی انصافی، بی احترامی و تهمت زدن ، همه‌ی آن چیزی بود که وی با وجدانی آسوده در مورد نویسنده‌ی وبلاگ کلاغ ها در نشست انجمن انجام داد . با چنین استعدادی در رفتارهای ناسالم ، ناکامی افرادی مانند کیومرث بابازاده در چنین انتخاباتی ، دیگر جای تعجب ندارد!

.

.  

/ 15 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرتضی زارع

جناب آقای نصیری.آقای محمدی درنوشته ای تحت عنوان درود برانتخابات آزاد فرموده بودند نیمی ازکوهنوردان جدی کشورمرا میشناسند.به جرات میتوان گفت این حرف جزمعدود اظهارات درست نامبرده میباشد.و بحق باید گفت کوهنوردان نامبرده راخوب شناخته اند.در مورد آقای بابازاده این بزرگوار رانمیشنا سم وانصاف نیست چیزی درموردشان بنویسم اما به جرات میتوانم بگویم اکثر نسل اولی ودومیها وجودشان برای کوهنوردی مضر است.

مرتضی زارع

جناب آقای نصیری مارابه چالش نکشید.ما فرض رابراین گذاشته ایم که شمافردی اگاه به جریانهای تمامیت خواه درکوهنوردی هستیدوبامطالبی که ازشما خوانده ایم شمارا مصداق (ف)وفرحزاد میدانیم.یکبار درگل کوه نوشتیم مثل اینکه دراین وادی نمیشود هوای همه راداشت اگربخواهیم چیزی ننویسیم شما چه فکر میکنید واگربنویسیم باید پای یک عده رابکشیم وسط.بگذریم..شمافرموده اید 70سال یعنی سال1320من اجازه میخواهم کمی عقبتر بروم اگراز سال 1310تا1330رافرض بر شکل گیری کوهنوردی ایران بدانیم(طیف تراب مهرا.خلعتبری.ازرمی.بیژن)پس نسل اول درتهران میشود دهه40(یعنی بنیان گذاران رابه حساب نیاوریم )ونسل دوم دهه50 وقاعدتانسل اول دربعضی ازشهرهادهه50میباشدوقسمت بدماجرایک عده ای ازافراد مذکور که متاسفانه اثر گذار هم بودند هیچ چیز وهیچکس جز خودشان رانمی دیدند وهرآنچه در کوهنوردی بود رادرخود میدیدند(اجازه بدهید ریز ترنشویم)البته بزرگوارانی هم ازاین گروه منشاء خدمات ارزنده ای درکوهنوردی بودند.وافراد تمامیت خواه تمام روحیات خودرا(عمومآبد)به شاگردانشان منتقل کردند وشاگردانی که نتوانستند خود را ازاین ورطه نجات دهند خود شاگردانی تربیت کردند وتاآخر.

مرتضی زارع

آقای نصیری امیدوارم پاسخگو بوده باشم حقیقتا نمیشود خیلی ریز شد درمورد تاریخها واسامی اگر دقیق نیست ببخشید .سقف داشته های ما همین بود.سلامت باشید

رضا فتحی

"نویسنده ی وبلاگ کلاغ ها" جالب بود. یک مظلوم هم اضافه می کردین به این عنوان "نویسنده ی وبلاگ کلاغ ها". "تخریب شخصیتی ، بی انصافی، بی احترامی و تهمت زدن ، همه‌ی آن چیزی بود که " این نویسنده ی وبلاگ کلاغ ها با وجدانی آسوده انجام داده است و خواهد داد. ای کاش داوری داوری داوری ...... ....

علی صالح پور

با سلام بعد از خواندن متن و نظر دوستان درباره انتخابات و انتخاب های انجام شده در این وبلاگ لازم شد مطلبی اضافه کنم اونم اینکه دوستان رای دهنده که نماینده استان های خود بودند(شهرستانی ها) به گونه ای در صحبت های خود چه به صورت سخرانی در جلسه و چه به صورت دوستانه با یکدیگر به نکته مهمی اشاره می کردندآن هم عدم توجه به شهرستان ها و توجه بیش از حد به تهران بود که شاید یکی از دلایل این امر حضور تهرانی ها در هیئت رئیسه و خود فدراسیون می باشد که به صورتی این اعتراض خود را با انتخاب نماینده های شهرستانی نشان دادند . البته منظور بنده این نیست که دوستان رای دهنده شایسته سالاری را کنار گذاشته اند (دوستان انتخاب شده ی شهرستانی از صلاحیت کامل برخوردار بوده اند و هستند) در کل علاوه بر دلایل ذکر شده در وبلاگ ذکر این مطلب به نظر اینجانب لازم دیده شد. لازم به توضیح است بنده نماینده استان البرز در انتخابات باشگاه ها بودم و مطلب گفته شده در بالا به نوعی صحبت اکثر عزیزان نماینده استان ها بود.

رضا فتحی

سلام و چند نکته: 1- ممنون که کامنت من را منتشر کردین. فکر می کردم مانند چند کامنت قبلی این کامنت هم سانسور شود. 2- شما هم خودتان را کنترل کنید. هنوز که اتفاقی نیافتاده. 3- من فقط از شما نقل قول کردم و یک آرزو. کم مایگی و بی مایگی اگر در کار است از آن من نیست. 4- شاهد بودن و روایت کردن یک بحث است و نظر شخصی دادن (کم مایه و یا پرمایه) بحث دیگری است. شما نظر شخصی داده اید و من هم نظر شخصی. شما درباره فضای انجمن و آدم های آن من هم درباره وبلاگ شما و "نویسنده وبلاگ کلاغ ها". مشکل شما کجاست؟ 5- قضاوت درباره عقده گشایی را بر عهده خوانندگان می گذارم. 6- به نکته ای کلیدی اشاره کردین. تا وقتی که پیش فرض شما "تقابل" است تا تفاهم راه زیادی در پیش است. از نظر شما همه در جبهه متقابل هستند مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. کم مایگی و بی مایگی من و نسل من هم بهانه ای بیش نیست. 6- اسم من علامت سئوال ندارد. اضافه کردن علامت سئوال در جلوی اسم من و تکرار آن به منظور تحقیر است؟ یا عقده گشایی یا ...

فرامرز نصیری 2

3_ اینکه از نظر من همه در جبهه‌ی مقابل هستند مگر آنکه خلاف آن ثابت شود ... نیز از همان جنس حرف های " بی مایه " و " تهمت " و "فله‌ای" دیگرتان است که ظاهرا باید به آن عادت کنیم و واقعیت وجودی شما را همینطور که هست بپذیریم !! 4_ کجا جلوی اسم شما علامت سوال اضافه کرده ایم که حالا شما استنباط و سوال " تحقیر و عقده گشایی" دارید؟! رضا فتحی‌! ببخشیدها ولی ... همه‌ی پیش‌داوری‌ها و قضاوت‌هایتان در زنده‌گی اینقدر "سطحی"، "فله‌ای" ، " بی‌مایه" و ناشی از کم سوادی است ؟! جلوی اسم شما این علامت (!) استفاده شده و به این علامت ، علامت سوال نمی‌گویند!! حتی کسانی که کلاس‌های مقدماتی نهضت سوادآموزی را می‌گذرانند نیز می دانند که معنای این علامت(!) چیست، چطور شما که تحصیل‌کرده‌ی دانشگاهی این مملکت هستید نمی‌دانید؟!

فرامرز نصیری 1

به رضا فتحی،با سلام و چند نکته: 1_ به "فله ای" حرف زدن و "تهمت" زدن عادت کرده اید و به نظر چاره‌ای هم برای آن وجود ندارد!! چند کامنت قبلی شما سانسور شده؟ کدام کامنت ها؟ در چه تاریخی بوده و با چه محتوائی؟ در وبلاگ کلاغ‌ها کامنت‌های بی‌ربط به موضوع،توهین آمیزو دارای مضمون تخریب شخصیت و ... حذف می‌شود. کامنت‌هایی از این دست برای ما نوشته بودید؟ اگر این گونه نیست باید مثال و نمونه و شاهد ارائه دهید در غیر این صورت ادعایتان مصداق" تهمت " است! و البته " دروغ"! 2_ کامنت قبلی شما هم صرفا یک "نظرشخصی" نبود. ادعا و قضاوتی را مطرح کرده اید مبنی بر بی انصافی و بی احترامی و ... وبلاگ کلاغ‌ها و چون بدون "مثال و نمونه و شاهد و منطق و استدلال" بود آن نظر شخصی می شود " تهمت " و آن کامنت هم می‌شود" بی مایه " و انگیزه‌ی چنین واکنش‌هایی را " عقده گشایی " می نامند!

رضا فتحی

با سلام مجدد فرامرز جان! هدف من تلاش برای این است که شما بدانید و بفهمید که همان چیزی که دیگران را به آن متهم می کنید هستید. اینکه من (رضا) چه آدم مفلوک و بی سوادی هستم چیزی از صورت مساله را تغییر نمی دهد. نوشته شما جدا از موجودیت من است. پس در مسیر نکوهش و به رخ کشیدن و تحقیر و ... من رفتن برای شما سودی ندارد. آخرین پارگراف نوشته شما درباره آقای بابازاده است. صرفا نظر شخصی شما است. نظر شخصی شما طبق فرمایش خودتان چون بدون سند و مدرک است فله ای و "بی مایه " و انگیزه‌ی چنین واکنش‌هایی را " عقده گشایی " می نامند! درست است؟! اگر نیست سند و مدرک را نوشته تان به ما نشان بدهید لطفا. آشفته، شتابان، عصبی، تهمت زدن، توسل به هر حربه، تخریب نفر مقابل، رفتار ناسالم، و... من در نشست انجمن نبودم. تمام حرف من این است این نوشته شما هم چیزی از رفتار آقای بابازاده کم ندارد. ابتدا گزارشی را آنچه رخ داد منتشر کنید و بعد با استناد به آنها چنین نتیجه ای را بگیرید.

فرامرز نصیری

رضا فتحی عزیز وگرامی با سلام مجدد و احترام نوشته ای "هدف من تلاش برای این است که شما بدانید و بفهمید که ... " خب سوال من هم دقیقا همین نکته بود: تو ،رضا فتحی‌! همیشه در زنده‌گی‌ات همینطور هستی که با "تهمت" و حرف‌های بی‌مایه و فله‌ای می‌خواهی به کسی چیزی را بفهمانی و یاد بدهی؟! وقتی راه و روش تحصیل‌کردهای مملکت ما اینست از بقیه دیگر چه توقعی باید داشته باشیم؟! نوشته‌ای به رخ کشیدن بی سوادی شما نسبت به زبان مادری‌تان چه سودی دارد... رضا فتحی‌! چرا که نه؟! وقتی تو به عنوان یک تحصیل کرده‌ی دانشگاهی این مملکت هنوز نام و کارکرد این علامت (!) را نمی‌دانی و از آن به عنوان علامت سوال نام می‌بری ... فکر نمی کنی ادامه بحث ما پیرامون مسائل دیگر گونه‌ای آب در هاون کوبیدن است؟! در مورد بابا زاده هم تلاشت برای متهم کردن کلاغ‌ها به بدون سند و مدرک حرف زدن هم بی‌فایده است. آرشیو این وبلاگ مطلب و نوشته در باره‌ی رفتارهای ناسالم بابازاده و عباس محمدی در کوه نوردی ایران کم ندارد: http://news83.persianblog.ir/post/2717 http://news83.persianblog.ir/post/1747 http://faramarznassiri.persianblog.ir/post