یادداشت های روزانه: من شارلی نیستم!

_ روشنفکر را شخصی می‌دانیم  که اهل قضاوت‌های عقلی و منطقی و تفکری سنجش گرایانه است . روشنفکر با واژه‌هایی تعریف می‌شود که لاجرم برای او مسئولیت آفرین است. برای نسل ما ... درست یا غلط ... هویت روشنفکری با دو واژه‌ی "مسئولیت" و "‌تعهد"  معنا می‌شد .

 

 

_ ترور فقط شلیک گلوله‌ای از پیش برنامه‌ریزی شده نیست ... ترور فقط فرود آوردن خنجر در کمینی غیرمنتظره بر جسم نیست ... ترور می‌تواند فکری و فرهنگی هم باشد... 

 

 

_  مسئولیت و تعهد روشنفکری نمی‌تواند نسبت به صلح جهانی و همزیستی انسان‌ها از هر قوم و نژاد و مذهب ، بی‌توجه و بی‌اعتنا باشد... و مگر غیر از این است که تلاش برای رسیدن به چنین ایده‌آل و آرمانی جز با  احترام به افکار و عقاید ، احترام به مذاهب و ادیان ، احترام به احساسات و باورهای همه انسان‌ها ممکن نخواهد بود؟ 

 

 

_ تمسخر و استهزا در ذات کاریکاتور است . میلیون‌ها مسلمان در جامعه‌ی جهانی  ... درست یا غلط ... نسبت به کشیدن کاریکاتور پیامبرشان حساسیت دارند و ناراحت می‌شوند . وقتی چنین کاریکاتوری می‌تواند ضربه‌ای و خدشه‌ای باشد بر روح و عواطف و احساسات میلیون‌ها انسان در سراسر جهان ، آیا دفاع از آن و اصرار بر ادامه‌ی آن به بهانه ی "آزادی نامحدود و بی قید و شرط بیان" پذیرفتنی است؟

 

 

_  فقط روشنفکران افراطی غربی می‌توانند با تمسک به حق آزادی بی قید و شرط بیان ، مسئولیت و تعهدشان را در قبال" صلح جهانی و همزیستی مسالمت آمیز همه‌ی انسان‌ها " فراموش کنند و بر طبل جنگ و منازعه و تشدید تنش و بحران‌ در جوامع بشری بکوبند!!  

 

   

 _ آنچه طی روزهای گذشته در پاریس شاهد آن بودیم جنگ جناح‌های افراطی دو طرف ماجرا بود . ترور در مقابل ترور . یکی با قلم یکی با گلوله ... آن روشنفکر افراطی غربی که تحریک عواطف و احساسات بخش بزرگی از جوامع انسانی را نشانه می‌رود قطعا می‌داند که در دنیای امروز ، دیگر تعیین کننده‌ی قواعد بازی او نیست و حریف افراطی مقابل به روش خاص خود و با الگوها و قواعد خاص خود پاسخ خواهد داد!!

 

 

_ شاید در تحلیل نهایی و برای اصرار عجیب پاره ای روشنفکران افراطی اروپا برای بازی با احساسات دینی مسلمانان و تحریک آنان به اقدامات و پاسخ‌های افراطی ... بتوانیم به اهداف و نقشه‌های احزاب و گروه‌های سیاسی راست افراطی و نژادپرست برای پیروزی در انتخابات مختلف پیش رو و تصاحب قدرت بیشتر اشاره کنیم . گویا نباید از گسترش پدیده‌ی پگیدا در آلمان و مثلا پیروزی جبهه ملی فرانسه در آنتخابات آینده‌ی فرانسه و دیگر راست‌های افراطی در هلند و انگلیس و اتریش و دانمارک و ... خیلی تعجب کنیم!!

 

_ در جهان سرمایه‌داری امروز ، آزادی بی‌قید و شرط بیان حرفی مفت است . فریب افکارعمومی است . بهانه است . آزادی بدون عدالت معنا ندارد. آزادی بدون قید و شرط بیان حربه‌ای برای جنگ سالاران بزرگ دنیای سرمایه‌داری است برای ایجاد تنش‌ها ، بحران‌ها و منازعات جدید ... 

 

 

_ به نظرم ، جریان نشریه شارلی ابدو توسط روشنفکران افراطی جنگ طلب هدایت می‌شود . مسائل شارلی ابدو نه ربطی به حق آزادی بیان دارد و نه ربطی به مسئولیت و تعهد روشنفکری راستین و مستقل.

 

_ من شارلی نیستم!

 

 

/ 15 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یکنفر

اگه قراره به "عقاید" همدیگر احترام بگذاریم، باید به "عقیدۀ" کسانی که "عقیده" دارند میشه "عقاید" دیگران رو مورد تمسخر قرار داد هم، احترام بگذاریم... پس دیگر جایی برای اعتراض باقی نمی ماند! مگر این که عقاید خودمون رو برتر از عقاید دیگران بدانیم، که تفکر چندان قابل احترامی نیست! احساسات میلیونها آدم در جهان میتونه با رفتار میلیونها آدم دیگه در جهان، "تحریک" و "آزرده" بشه... امیدوارم کسی از "هندو"های محترم از خورده شدن گاو توسط ما احساساتش آزرده نشود و قصد عمل انتحاری به سرش نزند... به هرحال دامنۀ "مقدسات" بسیار وسیع و قرائت ها از آزادی بیان بسیار متنوع است! اینطور نیست؟

یکنفر

به دوست گرامی احسان، با احترام خیر، sine به خاطر این کارتون از مجله اخراج نشد، بلکه اظهارات "نژادپرستانه" وی سبب اخراجش شد. وی خود را رسما ضد یهود می‌خواند و آرزو کرده بود یهودیان در ترس و دلهره‌ی دائمی زندگی کنند. کافی است به کارتون هایی که در دورانهای مختلف از یهودیان و کاتولیکها و مقامات دولتی در هفته نامۀ شارلی منتشر شده نگاهی بیندازیم تا حجم بالای آن را در مقایسه با دیگر "حملات اعتقادی" متوجه شویم. حتی شمارۀ اخیر این هفته نامه (که نسخۀ فارسی آن هم موجود است) در چندین مورد به صراحت یهودیان و کاتولیکها را مورد عنایت قرار داده است. حقیقت چیز دیگری است دوست گرامی.

یکنفر

با درود خدمت جناب نصیری گرامی، البته بهره برداری سیاسی و تحلیلهای مربوط به آن، بحثی درست، مفصل و در جای خود مهم است. اما سابقۀ این نشریه نشان می دهد اعطای لقب "مزدور" به کسانی که از دهۀ هفتاد تا کنون در حال نقد سیاستمداران و قدرت طلبان بوده اند و در بسیاری موارد ضربه هم خورده اند، بی انصافی مطلق است. خوشبختانه تاریخچۀ نشریه چنین چیزی را نشان نمی دهد. اما اگر قرار باشد تعریف "تعهد" و "مسئولیت" را چنان گسترده تفسیر کرد که به دایرۀ عمل هیچ "تقدسی" وارد نشود، در این صورت به نظرم روشنفکر باید برود بنشیند سماق بمکد... اول از همه هم "ولتر" چون بدجور با بازی با "مقدسات قرون وسطایی"، تعهد اخلاقی اش را زیر پا گذاشته و مردم را رنجاند! :)

یکنفر

دوست گرامی آقای نصیری از همصحبتی با شما لذت بردم. امیدوارم روزی فرصت شود رو در رو صحبت کرده و بیشتر بیاموزم. البته شما به عنوان یک منتقد "متعهد"، بارها طعم "تعصبات فکری و عقیدتی" را از ابتدای تاسیس این وبلاگ تا همین چند روز پیش چشیده اید و بهتر می دانید تعصب فکری، حد و مرزی نمی شناسد: استاد منتقد را به زندان می افکند، وبلاگ نویس را شلاق می زند، صدای زنان را ممنوع می کند، ابوبکر بغدادی را مقدس می نامد، مجسمه ها را منفجر می کند و به منتقد دلسوز ناسزا می گوید... بنظرم مشکل از تعریف دایرۀ "تعهدات" ما نیست، مشکل از بی تعریفی مرزهای تفکرات اعتقادی است، در هر لباس و جامه ای باشند. به نظر این کمترین، بیشترین کمک به استثمار کشورهای در حال توسعه را همین کوبیدن بر طبل تعصبات کرده است... پاینده و شادکام باشید. و همیشه جوان! :)

روشنک

به احسان : هیچ دینی به اندازه یهود مورد نفرت و تمسخر غربی ها نبوده... شارلی ابدو هم به یک اندازه به همه ادیان ابراز لطف داشته اند در کارتونهای خود.. اما موضوع اینجاست که پیروان هیچ دینی به اندازه مسلمانها به این نقدها وت مسخر ها حساسیت وحشیانه نشان نداده اند.. به هر حال چه کار سارلی ابدو را بپسنیدم چه نپسندیم این توجیه کار زشت مسلمانان افراطی نیست. آنها کم کم دارند اروپا را تسخیر می کنند.. از آزادی بیان آنها استفاده کردند. بعد مظلوم نمایی کردند و حالا حمله می کنند.. این روش جالبی نیست.. به نظرم بهتر است آنها که به اعتقدات خود متعصب هستند در همام کشور و شهر و خانه خود بمانند و عقاید خود را به دنیای آزادی مثل فرانسه تحمیل نکنند.

مرتضی

با سلام آقای نصیری در کشور خود ما همین رعایت کردن ها باعث چه مصیبت ها که نشد . به نظرم بالاخره باید یک جایی یک روزی این رودررویی صورت بگیره .چرا که از اون طرف هیچ رعایتی انجام نمی شه و به همه مرز ها و حریم ها تجاوز میشه. و رعایت فقط مجوزی بر ادامه این گستاخی است

روشنک

با یک نفر کاملن موافقم!.. برویم سماقمان را بمکیم.. : )) ..

آیا آزادی بیان محدودیت دارد یا مرزی بین شوخی، تمسخر و توهین می‌شود کشید؟ معتقدم اینها موضوع بحثهایی بسیار جذابند که می‌شود درباره‌اشان تأمل کرد، دو سمت مخالف را گرفت و ساعت‌ها با هم حرف زد و قانع نشد. می‌شود نوشت و کشید، دلگیر شد و ابراز کرد، اعتراض کرد حتی شکایت قانونی کرد. در چنین فضایی که سلاح همه کلام است و قلم آن‌وقت شاید من هم مرزهایی با مجله‌ای مثل شارلی ابدو داشته‌باشم جاهایی مخالفش باشم یا موافق. مرزهایی اخلاقی تعیین کنم و عبور از آن را بد یا مضر بدانم اما وقتی کس یا کسانی به بهانه رنجش خاطر یا توهین به باور، کارد و طناب و کلاشنیکف بر‌می‌دارند دیگر قاعده بازی شکسته شده و بازیگرش نیستم. در همچه موقعیتی من بی قید و شرط در کنار قربانی‌ام که حتی اگر توهین‌آمیزترین کلام و تصویر را برکاغذ آورده باشد دست کم قاعده بازی را نشکسته و جواب خط را با خنجر نداده. «من شارلی هستم» به معنای قبول تمام مواضع این مجله یا تولیدات آن نیست، یک شعار برای تمام زندگی هم نیست، جمله‌ای است مخصوص این برهه زمانی به معنای پذیرفتن گفتمان قلم و کلام در برابر اسلحه و خشونت. به معنی رد هر قلدر و قلدرمآبی که وقتی زبان و مغزش ک

«من شارلی هستم» به معنای قبول تمام مواضع این مجله یا تولیدات آن نیست، یک شعار برای تمام زندگی هم نیست، جمله‌ای است مخصوص این برهه زمانی به معنای پذیرفتن گفتمان قلم و کلام در برابر اسلحه و خشونت. به معنی رد هر قلدر و قلدرمآبی که وقتی زبان و مغزش کم می‌آورد برای به کرسی نشاندن حرف دست به اسلحه می‌شود و صاحب قلم را حذف می‌کند. اسلحه‌ که به زمین گذاشته‌شد باز می‌شود صحبت کرد که آیا آزادی بیان مرز دارد یا نه یا یک نشریه حق دارد هر چیز را به شوخی بکشد یا خیر. این که بگوییم کارتونیست‌های کشته شده مستحق این عقوبت بوده‌اند چون با دم شیر بازی‌کرده اند یا مقدساتی را به سخره گرفته‌اند هیچ فرق ندارد با منطقی که تجاوز شده را مستحق بلایی که سرش آمده بداند چون بدحجابی کرده.

پی‌نوشت: شارلی ابدو نشریه ای است با شوخی‌های بسیار زمخت و تند و بی ملاحظه نسبت به هر چیز که دگم‌ش بداند و مایه قدرت بی‌حساب و بی‌مسئولیت. ضد-هرنوع- مذهب است بله اما نژادپرست خیر. واکنش افراطیون اسلامگرا باعث شده کارهای ضداسلامش بیشتر دیده‌شود و شبهه پیش بیاید که مشکلی خاص با مسلمانان دارد در حالی‌که بسیار مسیحیت و یهودیت را هم نواخته در عین حال کارتون‌هایش علیه گروه‌های راست افراطی و نژادپرست معروف است و بارها ناسیونالیست‌های افراطی را سوژه شوخی‌های تند کرده. با این که گرایش چپ دارد اولان و سرکوزی برایش فرقی ندارد هرکدام در قدرت باشند و بلغزند سوژه‌شان می‌کند آنهم غلیظ.