هفتمین صعود قلم: رای گیری برای انتخاب میزبان

مهلت رای گیری تا ساعت 24 روز 3 اردیبهشت ماه است . پیشنهادات بر اساس حروف الفبا :

1-    قله باغران - میزبان : آقای هزاری

2-     قله برف انبار- میزبان : آقای محمد نادعلی نسب

3-     جنگل و آبشار خرپاپ میزبان : آقای فرید صدقی

4-      قله قالیکوه -میزبان : آقای سعید سرلک

 

با سپاس  _  هیات اجرائی صعود قلم

برای رای دادن به وبلاگ صعود قلم مراجعه کنید: http://soud-e-ghalam.blogfa.com

 

.

پی نوشت :

وبلاگ کلاغ ها رای و حمایت کامل خود را نسبت به پیشنهاد "جنگل و آبشار خرپاپ(کردستان) به میزبانی آقای فرید صدقی" اعلام می‌‌نماید .

 

.

 

/ 5 نظر / 3 بازدید
مهسا

با سلام دوست عزیز،وبلاگ خوبی داری،بهش بیشتر برس [لبخند] من هم گروه اینترنتی دارم،با کلی مطلب جذاب و قشنگ،هر کی عضو شده کلی از دوستاش هم آورده تو گروه ما و محیط خیلی شاد و پر از خنده ای داریم! البته گاهی هم غم داریم ولی کمه [خجالت] اگه میخوای بیای پیش ما به آدرس که گذاشتم سر بزن،منتظرتم [قلب][لبخند]

تازه كار

سلام و ممنون از بيان نقطه نظراتتون. من به همه دوستان اطمينان دارم و فكر مي كنم در حسن نيت من هم براي صعود قلم شكي نباشه كه: كفر چو مني گزاف و آسان نبود... محكمتر از ايمان من ايمان نبود در دهر چو من يكي؛آنهم كافر؟.... پس در همه عالم يك مسلمان نبود! به نظر من راستش اصلا مهم نيست كجا جمع بشيم (اينو قبلا هم بارها گفتم) و مهم اينه كه بالاخره يك جايي جمع بشيم و اين بزرگترين جمع ممكن باشه. بزرگترين ها رخ نمي دن مگه با داشتن حمايت عمومي و يكي از ملزومات حمايت عمومي، شفافسازيه. ورود فريد صدقي و راميار كاردار به وادي برنامه ها مي تونه به اين روند بطور واضحي لطمه بزنه و به همين دليل به نظر من صلاح نبود و نيست كه هيات اجرايي وارد اين مقوله بشن. فكر مي كردم اظهر من شمس باشه. از اينكه نظر دادين ممنونم

تازه كار

سلام مجدد. در مورد پاراگراف اول با كلياتش موافقم براي پاراگراف بعدي، شرط عقل و منطق را هم ضروري مي دانم كه البته به اين مورد هم رسيده ام كه اگر سخني منطقي باشد احتمال پذيرش از سوي جمعش بيشتر مي شود ولي گاها ديده ام كه احساس بر منطق غلبه مي كند (مثال: مجمع امسال غارنوردان). به گمانم شرط عقل كه در همه جا مستتر است در اينجا ناديده گرفته شده. بنده دلايلي منطقي آوردم در ضربه زدن اين حركت به جمع ما. اگر دلايل منطقي ديگري وجود دارد كه بتواند آنرا نفي كند مشتاق شنيدنش هستم. حداقلش بيشتر آموخته ام. درخصوص قانون و ... خب روي موضوع خيلي فكر كرده بودم و به دليل ماهيت خاص صعود قلم خيلي از روندهاي جاري مناسبش نيستند كه در گذشته مختصرا بهش پرداخته بودم. در مورد پاراگراف آخري، به نظرم بررسي وضعيت موجود براي حصول بازخورد از برنامه ها و در نهايت آسيب شناسي براي طرح برنامه اي بهتر است كه معنا دارد. برنامه ها هم طرح نمي شوند مگر با در نظر گرفتن آينده اي كه محتاج اما و اگرها است. پس ناگزيريم به در نظر گرفتن اما و اگرها ...

تازه كار

سلام مجدد و تشكر از پاسخ در خصوص منافع، هرچند مي توان برايش منافعي هم در نظر گرفت ولي بگذاريد وارد بحث نشويم. بحث منافع نيست فعلا. بگذاريد موضوع را به گونه ديگري مطرح مي كنم براي اينكه صحبت افراد نباشد و خداي نكرده به كسي تهمتي وارد نشود. آيا قبول داريد اينكه افرادي كه درگير راي شماري هستند، در نتايج هم ذينفع باشند، داراي اشكال ذاتي است يا خير؟ آيا درست است كه ما بگونه اي رفتار كنيم كه علي رغم داشتن افرادي مطمئن ولي كارمان داراي اشكالي ماهيتي باشد؟