محمود درویش : شاعر عشق و رنج و مقاومت !

 

 

 

 

 

 

بخواب تا رویایت را ادامه دهم
بخواب تا فراموشت کنم
بخواب تا جایگاهم را در ابتدای گندم ، در سرآغاز کشتزار و آغاز زمین از یاد ببرم
بخواب تا بدانم بیش از آنچه دوستت دارم  دوستت می دارم
بخواب تا در میان بیشهّ انبوهی از لطیف ترین موها
بر تن آواز کبوتر گام بگذارم
بخواب تا بدانم در کدامین نمک می میرم
ودر کدامین عسل برانگیخته خواهم شد
بخواب تا دستانم را شماره کنم
تا آسمانها و شکل گیاهان را در تو بشمارم
بخواب تا گذرگاهی برای روحم حفر کنم
روحی که از سخنم گریخته و بر زانوانت فرو افتاده است

.............................................................

محمود درویش، شاعر بزرگ فلسطین و جهان عرب، هنرمندى مدرن که با بینشى عمیقاً انسانى بیش از ۴۰ سال در خط مقدم مبارزه براى کسب حقوق از دست رفتهء مردم خویش رزمید و شعرش ورد زبان مردم بود، روز شنبه ۹ اوت ۲۰۰۸ در سن ۶۷ سالگى و در پى سومین عمل جراحى سخت قلب در یکى از بیمارستان هاى آمریکا درگذشت.

 

/ 7 نظر / 3 بازدید
_

_

رضا موسوی

زمین به دوش خود الوند و بیستون دارد غبار ماست که بر دوش او گران بوده ست.

سلام

پس چرا توی امریکا بود؟ از اونجا واسه فلسطینی ها شعر میخوند؟ چرا سفیر فلسطینی ها و دیگر کارگزاران سفارت فلسطین در ایران همسرانشون توی امریکا وضع حمل میکنند و توی شانزالیزه فرانسه خرید میکنند و خودهاشون بنز اخرین مدل المان سوار میشن اونوقت فلسطینی های داخل اراضی فلسطین از شدت فقربرای اینکه پولی به خانواده شون تعلق بگیره و نیز از عصبانیت تحقیر اسرائیلی ها دربیایند خودشون را برای عملیات انتحاری در اختیار دستور گروه های تروریستی قرار میدهند؟ فرامرز جان زیاد سنگ فلسطینی های کراوات زده ی خارج از فلسطین را به سینه نزن که اگه پاش بیفته کاری که اسرائیل با اونها کرد اونها بدترش را با ما ایرانی ها میکنند

کلاغ ها

به سلام و با سلام و احترام با نظر و قضاوت شما _ در عین احترام _ چندان موافق نیستم . بد نخواهد بود اگر در باره ی زندگی این شاعر فلسطینی _ زندگی اش ، مبارزات ، رنج ها و شادی هایش _ بیشتر تحقیق کنید . البته اگر برایتان مهم است . حضور او در امریکا به دلیل همان مسئله ای بود که به مرگش منتهی شد : جراحی قلب ! حتی اگر هم به چنین بهانه ای نبود باز هم به نظرم ... در مورد بسیاری از رهبران سیاسی فلسطین و زندگی شخصی شان کاملا حق با شماست اما محمود درویش ... بهرحال : آمد ، زندگی کرد و رفت . همین ! " سلام برآن کسی که هشیاری را با من قسمت می کند! تا سرمستی روشنی ، روشنی پروانه در شب این زیرزمین "

سلام

ممنون

نادرضرابیان

آقای نصیری سلام به نمایش نامه زیر عنایت بفرمایید: در وبلاگ ها وسایت ها : آن دبیر آرشی نامرد! آرشی کارنابلد ! دبیر ضعیف انجمن !و..و..و.. در نشست ماهانه انجمن : آقای محمدی سلام علیکم ! آقای نصیری سلام علیکم ! حال واحوال وخوش وبش ! چه بگوییم؟! : جنگ زرگری ؟! دم خروس وقسم حضرت عباس؟! سرکار گذاشتن افراد ساده دل؟! افکارآلوده حاکم بر کوه نوردی حرفه ای؟! خود شما بگویید. پاینده وسبز ومحمدی! باشید

کلاغ ها

به نادر ضرابیان سلام برادر جان ! آرام باشید و این قدر به خودتان فشار نیاورید . انگار تب دارید و حالتان خوش نیست . چرا تهمت می زنید ؟ چه کسی و در کجا عباس محمدی را دبیر آرشی نامرد نامیده است ؟ مخالفت شما با مضمون و محتوای این وبلاگ و لحن صریح و بی پروای انتقادی آن دارد شما به سمت و سوی جنون و هذیان گوئی سوق می دهد ؟ عجب منطق ساده لوحانه ... نه واقعا احمقانه ای ارائه می دهید !! چون در کلاغ ها ... از عباس محمدی انتقاد کرده ایم بنا براین دیگر حق نداریم در هیچ مکان و زمانی با او احوال پرسی و یا خوش و بش کنیم ؟ ببخشید شما چند سال تان است ؟ این جا کجاست ؟ ما در چه عصری زندگی می کنیم ؟ ...... نمی دانید این میزان عقب ماندگی های فکری و فرهنگی در آدم هائی مثل شما که در کوه نوردی ایران کم هم نیستند چه میزان انگیزه و شور برای تداوم و ادامه کار کلاغ ها ... ایجاد می کند !! ... اگر می دانستید!! ....... برای اینکه ناراحتی و تب شما را بیشتر کنم : امشب و بعد ازپایان جلسه انجمن ، تا حدود ساعت 10 شب با عباس محمدی به گپ و گفت و گو مشغول بودیم ! امیدوارم شب خوبی داشته باشید و رویاهای سادلوحانه تان به کابوس بدل نشود !!