جدایی نادر از سیمین: فیلم منتخب دولت دهم!!

معاون سینمایی وزارت ارشاد در حاشیه بازدید از پردیس سینمایی ملت : " جدایی نادر از سیمین  ظرفیت نامزدی اسکار را دارد ولی سیاست‌های این آکادمی قابل پیش‌بینی نیست." فیلم سینمایی جدایی نادر از سیمین سال گذشته بیشترین جوایز جشنواره فیلم فجر را به خود اختصاص داد... ارائه بیشترین جوایز به این فیلم در مقابل نادیده گرفتن آثار بزرگ دیگر پیامی روشن برای مخاطبان و منتقدان سینمای ایران داشت؛ پیامی که باعث شد تا برخی منتقدان این فیلم را " فیلم دولتی" سینمای ایران لقب دادند؛ چرا که ساختار دولتی همچنان این فیلم را مورد حمایت قرار می داد.

با وجودی که بسیاری پیش بینی می کردند که "جدایی نادر از سیمین" به واسطه دیدگاه تحلیلی منفی به جامعه و خانواده، و سنت های ایرانی نماینده ایران برای اسکار نباشد، این فیلم از طرف دستگاه سینمایی کشور به عنوان نماینده ایران معرفی شد. به نظر می‌رسید جریاناتی غیر از جریان سینمایی می‌کوشد که این فیلم را بیش از آنچه که هست مورد حمایت قرار دهد.

شاید در هیچ دوره ای در سال‌های پس از انقلاب نتوان چنین پشتیبانی مشترکی را از یک تولید فرهنگی در داخل و خارج از کشور مشاهده کرد. جواد شمقدری که انتقاداتش از جشنواره های آن طرف آبی در یکی دو سال گذشته یکی از حاشیه های ثابت او به عنوان معاونت سینمایی بود؛ حالا تمام قد از برگزیده شدن این اثر در اسکار حمایت می‌کند؛ همان اثری که با معیارهای مورد انتقاد شمقدری در جشنواره های متعدد تقدیر شده بود.

دولتی شدن "جدایی نادر از سیمین" نه از آن جهت است که متولیان پشت پرده فرهنگ کشور یا بهتر بگوییم سیاسیون زمامدار فرهنگ به اندیشه های فرهادی یا امثال او اعتقاد دارند، بلکه از این جهت است که آنها می کوشند تا از ارتفاع این موج برای دست یابی به پله های بالا تر استفاده کنند؛ این اتفاق دقیقا از همان جنس رخداد فرهنگی است که برای نمایشگاه عکس هنرپیشه های زن سرمایه گذاری می‌کند...

 

 منبع سایت مشرق نیوز

.

.

/ 14 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

سلام کردن گاه رسمیتی میدهد که نمیشود از دل حرف زد . بگذارید آخرین ردیف سینما نشسته باشم و خیره به نقش آرایی شما روی پرده هایی که روزگاری نه چندان دور پاره اش میکردید حرف بزنم . ما نه گوسفندیم و نه خود را به خریت زده ایم. تنها تفاوتمان اینست که بلندگو ها را به شما داده اند و تماشاچیگری را به ما یش فروش کرده اند . شما میتازید و گرد و خاک میکنید ... ما چشمهایمان از غبار ِشما و اشک هایمان گِل میشود اما چیزی نمی توانیم بگوییم . نه اینکه آزادی بیان نداریم .... چرا داریم ، مشکل اینجاست که آزادی پس از بیان نداریم . روی سخنم با شماست که گیشه ها را در دست گرفته اید و آنقدر عوامل پشت صحنه دارید که سالی یک فیلم را ساخته تدوین و میکس کنید تا عید ها کنار سفره هفت سین برای فرزندانتان از خستگی های یکسال زحمت بگویید و آنها به شما افتخار کنند که چه مردانه دم از حقیقت میزنید . دلم از روزگاری میگیرد که " آدم برفی" ، جرم بود . " مارمولک" به زیر پا ها خزید ، گربه های اشرافی ایرانی در زیرزمین ها بایگانی شد ." دایره" را دو سال دور زدید و دم از سینمای خلاق زدید.

علی2

ناصر تقوایی این روز ها خاک میخورد... مخملباف پای ماندن نداشت ... بهرام بیضایی با تمام دنیا قهر است. مسعود کیمیایی هنوز خواب اسطوره هایش را میبیند ... پرویز فنی زاده که در خاک باشد ، بهروز وثوق که ممنوعه و فاطمه معتمد آریا مفقود الاثر ..باید پرچمدار سینمای ما حامد کمیلی شود ... باید مسعود ده نمکی اپرای مجلل در گیشه ها به راه بیندازد... باید فریدون جیرانی یک هفته شب نخوابی بکشد تا برنامه ترور شخصیت بازیگر های ما را بکشد . بگذار این فریاد نصفه ای باشد که از گلوی یک نسل بیرون پریده است . نسل ما را ببخشید ... ما خواستیم نفهم بمانیم ... نشد ... به خدا نشد ... وقتی "داش آکل" به غیرتمان زد ... وقتی "قیصر" به پاشنه های خوابیده ی ما خندید ... وقتی "مسافران" را نفس کشیدیم .. وقتی "هامون" را به جان نا خود آگاهمان انداختند ... دست ما که نبود . ما "گاو ِ " مهرجویی را دیده ایم که گاو نمانیم.... ندانستیم از" باشو" هم غریبه ای کوچکتر میشویم. ما را ببخشید که طعم سینمای خوب را چشیده ایم .... ما را ببخشید اگر دستهای لرزان اکبر عبدی در "مادر" ا

علی3

ما را ببخشید اگر دستهای لرزان اکبر عبدی در "مادر" از یادمان نرفت ... اگر کمر خمیده معتمد آریای "گیلانه" را تا خوردیم .. اگر با حاج کاظم " آژانس شیشه ای" ، عذاب وجدان گرفته ایم ... اگر در" مهاجر" ، جبهه هایمان را دید زده ایم .اگر طعم ناب گیلاس را چشیده ایم . اگر پای " بایسیکلران" ، خوابمان گرفت و به خود فحش دادیم. اگر فریماه فرجامی را خندیدید و ما خاطراتمان آتشمان زد .... شما اهل به خود آمدن نیستید ، نبودید ... اما بدانید سکوت ما از سر بی کسییست ... مارا در این بی کسی گِل گرفته اید و دل این نسل برای " ناخدا خورشید" ها تنگ است ... ما خون دل میخوریم و بزرگان این سینما سکوت میکنند .... شما هم میتازید .... آقای اخراجیها آقای پایان نامه آقای ضد سینما اینجا هرچه شود ..... هر چه باشد ....هنوز ایران است کاش این نسل آنقدر غیرت داشته باشد تا گوش همیشه طلبکار شما را ، به این نوشته برساند ... نوشته ای دردناک از پیمان معادی بازیگر نقش نادر در فیلم جدایی نادر از سیمین

علی

کیومرث پوراحمد:هیچ بدویتی در این فیلم نبود. اگر ترسیم بدویت دلیل جایزه گرفتن فیلم های کیارستمی بود، پس چرا " جدایی نادر از سیمین " جایزه گرفت. دلیل این جایزه گرفتن ها، نه پرداختن به بدویت که پرداختن به انسانیت است. پرداختن به عاطفه و جدایی است. دلیلش نشان دادن بچه ای است که نمی داند پدرش را انتخاب کند یا مادرش را. دلیلش نشان دادن آن پدری است که بیماری آلزایمر دارد و پسرش می گوید: " اون نمی دونه من پسرشم ، من که می دونم اون پدرمه. " این چیزهاست که بر مردم جهان تاثیر می گذارد. عباس کیارستمی بیش از چهل سال پیش، " نان و کوچه " را ساخت که اولین فیلمش بود. کیارستمی " نان و کوچه " را با نگرش کاملاً متفاوتی نسبت به همه فیلمسازان جهان ساخت. او آخرین فیلمش یعنی " کپی برابر اصل " را هم با بینشی کاملاً متفاوت از همه فیلمسازان دنیا ساخت. اصلاً بینش ویژه عباس کیارستمی موجب موفقیت های او در دنیا شد، نه ترسیم تصویر بدوی از جامعه ایران. کیارستمی البته پیشرفت و تکامل داشته اما پایه بینش کیارستمی به عالم و آدم، از ابتدا همین بینش ویژه بوده است. اگر این آقایان منتقد این نک

علی

اگر این آقایان منتقد این نکته را درک کنند و حسادت هم نورزند، دیگر چنین انتقاداتی را مطرح نمی کنند. اگر فرهادی را شلاغ بزنند، خیلیها دلشان خنک می شود !!!

علی

سلام آقای نصیری . مدیریت بانک که زیر نظر مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند نمی شود دولت احمدی نژاد ! چرا که همگان می دانند مجمع تشخیص مصحت با مدیریت رفسنجانی با دولت به ریاست احمدی نژاد مثلشان مانند کاردو پنیر است !

علی

شما افاضات طرفدارن احمدی نژاد درباره این فیلم را ببینید ( نمونه اش فرج الله سلحشور!) . حکایت فرهادی با نظام کمابیش مانند حکایت مخملباف است با نظام. تا جایی که با منافع نظام همخوانی داشته باشند حمایت می شوند اگر نداشته باشند طرد می شوند. فرهادی دست نظام را خواند که یکسالی هست که خارج از کشور زندگی می کند . برادر من یک فیلم حوزه اثر گذاریش محدود است انتظار شما از یک فیلم اگر برپا کردن انقلاب و عوض کردن نظام است ، فیلم فرهادی بی خاصیت است . اصلاٌ کدام تغییر اجتماعی وسیع را سراغ دارید که منشاء بروز آن سینما بوده باشد که از فیلم فرهادی این انتظار برود؟ و دیگر اینکه به نظر من امثال کیارستمی ، محمدعلی طالبی تا یک مقطع زمانی حسین پناهی و ... برای جشنواره ها فیلم می ساختند. با سیاه نمایی و نشان دادن بدبختی های جامعه عقب افتاده و جهان سومی ایران ، جایزه درو می کردند امادر فیلم فرهادی این کلیشه ها دیده نمی شود .

علی

بیضایی و تقوایی و مهرجویی ، نسل طلایی کارگردانی ایران هستند اما مهمترین اشکال آنها ، همانطوریک حداقل خود مهرجویی بر آن اذعان دارد اینست که در این سالها خود را فقط تکرار کرده اند در کارهایشان هیچ نو آوری دیده نمی شود وبه قول شما آزاد نبودن آنها آنچنان که از قراین و شواهد پیداست خود خواسته بوده کما اینکه دیگر نوع سینمای کیارستمی هم به دلیل تکرار یه سری مضامین خاص دیگر در دنیا (به جز فرانسه که کلاً مردم و منتقدان در آن کشور سلایق خاصی دارند) خریداری ندارد .

علی

در متن پایین جعفر پناهی صحیح است . روح حسین پناهی قرین رحمت الهی باد.

ق

آقا ما نفهمیدیم این وبلاگ کوهنوردیه سیاسیه اجنماعیه سینماییه هنریه ادبیه و............ ییه! چیه؟