حکايت اين کاسه های داغ تر از آش در کوه نوردی ايران ...

«امروز ایمیلی را دریافت کردم که در آن یکی از دوستانم از من راهنمایی حقوقی خواسته بود. از خواندن موضوع خواسته او به‌قدری ناراحت شدم که احساس کردم قرن‌ها از آن چه فکر می‌کردیم عقب هستیم عقب مانده‌ایم و سعی می‌کنیم در همین عقب‌ماندگی خود دست و پا بزنیم و باز هم عقب‌تر می‌رویم. شاید پرسش حقوقی این دوست ما به نظر خیلی از مردم و خود ایشان پرسشی عادی برسد و دقیقا همین امر است که عادت ذهنی ما را به قبول برخوردهای غیرانسانی نشان می‌دهد و عمق ماجرا هم در همین‌جا است. گویا یک گروه کوه‌نوردی پس از بارها بررسی و بالا و پایین کردن موضوع به این نتیجه رسیده که عضو زن بذیرد!  این گروه که تاکنون موفق نشده در کوهستان بین اعضای ذکور محترم خود  و  بانوان منتسب به ایشان حصار یا میله آهنی بکشد و یا دری را در ورودی کوه‌ها به عنوان در ورودی آقایان و بانوان بسازد - و شاید اگر به اندازه نیروی انتظامی قدرت داشت چنین کاری را حتما می‌کرد - بالاخره فهمیده است که سنگین‌تر خواهد بود اگر حضور بانوان را به رسمیت بشناسد.  یعنی جدایی جنسیتی در کوه نوردی باز هم با شکست مواجه شده همان‌گونه که این جدایی‌ناپذیری از سال 57 تاکنون همه تلاش‌ها را نقش بر آب کرده است. اما این آقایان با همکاری تعدادی از بانوان که حالا به هر قیمتی می‌خواهند در کنار دوستان و همسران خود باشند، ایده‌ای را در سر پرورانده‌اند که تاکنون هیچ مرجع رسمی ورزشی چنین ایده‌ای را ابراز نکرده و جرات چنین توهینی را نسبت به ورزش‌کاران زن نداشته است...»

ادامه ی مطلب را در وبلاگ مهری جعفری بخوانيد :

بی هيچ ترسی از جاذبه زمين http://www.law-lit.blogfa.com

  

به نظر کلاغ ها ... تشکل کوه نوردی مورد نظر در يادداشت اعتراض آميز مهری جعفری ٬بايستی برای اين نگرش و تصميم توهين آميز نسبت به بانوان کوه نورد ــ که از آنان می‌خواهد اگر قصد عضویت دارند باید اجازه همسر و یا پدر خود را آن هم پس از تنظیم در دفترخانه اسناد رسمی تحویل دفتر گروه دهند ــ  در مقابل افکار عمومی جامعه کوه نوردی ايران پاسخ گو باشد . البته مهری جعفری در يادداشت خود اشاره ای به نام اين گروه کوه نوردی نکرده است اما حدس می زنيم تشکل مورد نظر ٬ خانه کوه نوردان تهران باشد . آيا اين حدس اشتباه است ؟

/ 5 نظر / 3 بازدید
عباس ثابتیان

سلام من هیچ تصوری و حدسی از اینکه کدام گروه کوهنوردی از زنان متقاضی عضویت خود رضایت نامه محضری شوهر و یا پدر را بخواهد ندارم ولی این ماجرا اگر درست باشد فقط میتوان گفت که خجالت آور است، کوه ها و کوهنوردی از معدود عرصه هایی است که نتوانسته اند مردانه اش کنند و اکنون اگر یک گروه کوهنوردی چنین اراده ای دارد باید با جدیت بسیار و به صورت همگانی با آن برخورد کرد. به نظرم این موضوع باید در تمام وبلاگ های کوهنوردی و نیز در جلسه عمومی انجمن کوهنوردان ایران مطرح گردد. شگفتا از آن زنان خواهان عضویت در این گروه طالبانی !! کوهنوردی و این خواری ها ؟؟؟

جدیدترین اخبار کوهنوردی

با سلام و عرض ادب چهارمین اردوی هیمالیانوردی تیم کلونی ( منتخب خراسان ) بر فراز قله سبلان http://pouyamount.persianblog.ir

ناشناس ۲

سلام نمی دونم تا به حال شده گروهی رو سرپرستی کنید و از اتفاق روزگار حادثه ای در اون برنامه بیفته و یکی از اعضاء برنامه شما مصدوم بشه و یا حتی این مصدومیت منجر به قطع عضو و یا حتی فوت فرد بشه یا اون فرد گم بشه؟ خوب تا به اینجا خودش مسئله بزرگی بود، حالا تصور کنید خانواده اون فرد شما رو مقصر اصلی توی این حادثه بدونه و ادعای خسارت و ... بکنه، حالا شما بیا و توضیح بده که بابا ایشون که پاش پیچ خورده تقصیر خودش بوده یا توی این برنامه زمستونی تجهیزاتش کافی نبوده ما هم کی سفارشات کرده بودیم و غیره اما خانواده و نزدیکان اون فرد حاضر نیست بپذیره. خوب به نظر شما داشتن رضایتنامه از خانواده برای شرکت در برنامه های یک گروه برای افراد لازم نیست؟!! اشتباه این گروه اینه که فقط از خانم ها رضایتنامه می خواد و از نوع محضری هم باشه

ناشناس ۲

و بازه هم این تازه یکی از مشکلات یک گروه و سرپرست های برنامه هاست، بارها شده بعضی از همین اعضاء‌ برنامه که مشتاق به کشف مسیرها و مکان های جدید و حتی نکات فنی هستن به خانواده خود نمی گن که بطور مثال من دارم می رم دماوند اونجا امکان ارتقاع زدگی است،‌ یا داریم می ریم یه برنامه زمستونی که باید چند ساعت برف بکوبیم و منم که سرمایی هستم تجهیزاتم هم که کافی نیست شاید سرمازده شم ،‌ یا باید از یه دیواره خفن رد بشیم ،‌ یا از آبشار می خوام فرود بیام ،‌ یا از تیغه خطرناک بدون حمایت می خواهیم رد شیم و هزاران مورد دیگه سرپرست از کجا می دونه خانواده کدامیک از اعضاء گروه اطلاع کامل از برنامه داره و رضایت به شرکت فرزند یا همسرش داره؟ این واقعیت بزرگ و تلخیه که در برنامه های ما همیشه وجود داره، فقط زمانی مشکل ساز می شه که از اتفاق حادثه ای به وجود بیاد. اما رضایتنامه محضری اون هم فقط برای بانوان بیشتر یه سنگه که این گروه جلوی پای اعضاء خانم خود انداخته.

کلاغ ها ...

به ناشناس عزيز و گرامی .لازم است توجه شما را فقط به يک نکته جلب نمائيم . در صورت بروز حادثه ٬ اگر پس از تحقيق و بررسی های کامل مشخص شود که دليل بروز حادثه ـ به عنوان مثال ـ اشتباهات سرپرستی برنامه بوده است و باز به عنوان مثال : ناديده گرفتن اصول و بنیان های اولیه و فنی این ورزش از طرف او ٬ اطمينان داشته باشيد که از هيج رضايت نامه ای ـ محضری و غير محضری ـ کاری برنمي آيد!و شخص مقصر بايستی پاسخگو باشد . در مقابل قانون ٬ خانواده ها ٬ افکار عمومی جامعه کوه نوردی و غيره . شما فکر می کنيد مثلا اگر ويکتوريا کيانی راد و امير احمدی از خانواده هاشان برای شرکت در برنامه غار پراو رضايت نامه ـ حتی محضری ـ هم آورده بودند می توانست توجيه منطقی و مناسبی برای اشتباهات مرگبار کاظم فریدیان در سرپرستی برنامه باشد ؟ و بعد هم مانع از پاسخگوئی او در مقابل قانون ٬ خانواده های آن دو نفر و افکار عمومی کوه نوردی ایران بشود؟... البته و هرچند در این مثال ٬ قهرمان مورد نظر ما جز در مقابل قانون ــ آنهم به حکم اجبار ــ احساس مسئولیت برای پاسخگوئی و روشنگری نداشته است. نه در مقابل خانواده های ویکتوریا و امیر و نه در مقابل افکار عمومی.