عمق فاجعه را با هیچ کلمه ای نمی شود بیان کرد!

 

"... با توجه به تجربه‌ای که آیدین و مجتبی و افشین از تلاش دو سال قبل داشتند حدس می‌زدیم بتوانند روز اول تا ارتفاع 7400 متر صعود کنند. بعد از آن مشکلات فنی کمتر می‌شد و حدس می‌زدم یک روز برای صعود تا قله کافی باشد. آنها یک روز غذا و سوخت بیشتر، یعنی مجموعا برای 3 روز تدارکات داشتند... گزارش رامین شجاعی  ... کیومرث بابازاده می‌گوید دیروز، چهارشنبه، تصمیم گرفتیم که مختصات جی پی اس مسیر برگشت از گردنه را برای تیم بفرستیم که این کار را انجام دادیم. از سوی دیگر، حدس می‌زدیم که افراد تیم نیاز به آب و خوراک داشته باشند ... کوه نیوز "

 

 

عمق فاجعه‌ی برنامه‌ی برودپیک باشگاه آرش را با هیچ واژه و کلمه‌ای نمی‌توان بیان کرد!   کسانی برای سرنوشت و زنده‌گی و جان آیدین و پویا و مجتبی تصمیم می‌گرفتند و دستور می‌دادند و تکلیف تعیین می‌کردند که بیشترین و بالاترین استعداد و نبوغ شان در حدس زدن خلاصه می‌شد!! 

در تفکر و دیدگاه‌شان ، کسب شهرت باشگاهی و بالا بردن دیوار افتخارات آن ،  چنان و چنان مهم است که می‌توان تمام تئوری‌ها و اصول و بنیان‌های علمی و فنی و آموزشی این ورزش را بخاطرشان فراموش کرد و زیر پا گذاشت و یا مقوله‌ای بزرگ و پیچیده بنام گشایش مسیر در هیمالیا و در ارتفاع هشت هزار متر را چنان و چنان سهل و ساده گرفت که ... برای افراد تیم حمله ، کسانی را انتخاب نمود که در کارنامه‌ی فعالیت خود حتی یک تجربه‌ی صعود هشت هزاری از مسیر نرمال و یا حتی لمس آن را هم نداشته‌اند!!

 

می‌توان چنان و چنان همه چیز را زیر پا گذاشت و سهل و ساده گرفت که ... برای انجام گشایش مسیر در هیمالیا و در ارتفاع هشت هزار متر ، به جای " تحقیق و مطالعه و بررسی جدی و کامل " و سپس تدوین یک "برنامه ریزی دقیق و منظم " ، امور و کارها را تنها بر پایه " حدس و گمان " پیش برد!!

 

سرنوشت و زنده‌گی و جان سه کوه‌نورد جوان و خوب کشورمان در دست کسانی بود که دارای بیشترین و بالاترین درجه‌ی نبوغ و استعداد در حدس زدن بودند!!  حدس بزنند تیم‌شان در همان روز اول به 7400 برسد ... حدس بزنند بعد از آن یک روز برای صعود قله کافی باشد ... و یا برای تیمی که قرار بوده یک شنبه برسد و هنوز تا چهارشنبه نرسیده است حدس بزنند نیاز به آب و خوراک دارد!! 

  

 عمق فاجعه‌ی برنامه‌ی برودپیک باشگاه آرش را با هیچ واژه و کلمه‌ای نمی‌توان بیان کرد!

 

 

 

پی نوشت:

 

_حتی فکر کردن به آنچه که می توان آن را " میزان غفلت و تعلل آقایان در آغاز عملیات امداد و نجات " نامید، انسان را به آستانه‌ی پریشانی و جنون می‌رساند. براستی چطور ممکن است؟ تیم حمله  در مجموع فقط برای سه روز آب و غذا داشته است  ... یعنی از روز شنبه که استارت مرحله‌ی نهایی برنامه بوده تا روز دوشنبه ... و آن وقت اولین اقدامات جدی برای تشکیل تیم امداد ... آن هم با خواهش و التماس و وعده‌های مالی آن‌چنانی ... تازه از روز پنج‌شنبه و از نقطه صفر آغاز می‌شود!! 

_ تاریخ کوه نوردی ایران این فاجعه ی تلخ و دردناک را که توسط باشگاه آرش رقم زده شد ، هرگز فراموش نخواهد کرد. تاریخ کوه‌نوردی هرگز مرگ تراژیک آیدین بزرگی ، پویا کیوان و مجتبی جراحی را فراموش نخواهد کرد .

_ نه بازی با کلمات ، نه خلق فضاهای پر شور و احساس و تهییجی و حماسی ، و نه انواع و اقسام خطابه‌های آتشین و ... هیچ‌کدام نخواهد توانست حربه و ابزاری برای پنهان‌کردن و یا سرپوش نهادن بر ضعف‌ها و کمبودها ،‌قصور و کوتاهی ها و تعلل و غفلت‌های مسئولان این برنامه باشد و یا ذره‌ای در ضرورت پاسخ‌گوئی آنان به افکار عمومی، خدشه وارد کند!

 

 

 

 

 

/ 23 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
lمهدی باقری

ای کاش گوش شنوایی یود. ممنون از شما که همچنان در تحقق رسالت رسانه خود و آشکار نمودن ابعاد فاجعه از دست تلاش بر نداشته اید. حال بیمار کوهنوردی کشور نیازمند تفکر، قلم و حقیقت جویی شماست. به امید تداوم این حقیقت جویی و پرسش گری تا روشنگری و شاید عذرخواهی! مسئولین این فاجعه

سعید

اقا محسن اون مثال کشتی و ناخدا رو خوب اومدی داداش

منصور

سلام به همه کوهنوردا! یه چن تا سوال دارم. هدف از کوهنوردی و غارنوردی چیه که به خاطرش جونتونو به خطر میندازید؟؟ مطمئنم هدفتون الگو شدن واسه غلبه بر سختی ها نیست چون کلی الگوی بهتر از کوهنوردی واسه این مسأله وجود داره! مثل ورزشکارای معلول یا شهیدا و . . . مطمئنم هدفتون ورزش کردن و سلامتی هم نیس چون خیلی ورزشای بهتر و مرفح تر با هزینه های به مراتب کم تر و بدون به خطر انداختن جون وجود داره! چیزی که میخوام بگم اینه که شما به خاطر "هیچ هدف ارزشمندی" جونتون رو به خطر نمیندازید! من تجربه کوهنوردی، کویرنوردی و غارنوردی آماتور دارم اما چیزی که به زودی متوجهش شدم اینه که توی این جور کارا، آدم یه جور عطش انجام کارای خطرناک تر و خطرناکتر پیدا میکنه! چرا؟ چون بعدش همه با تعجب تشویقت میکنن و نفس ما از اینکه احساس کنه از بقیه "نترس تره" لذت میبره! چرا متوجه نمیشید که اگه هزار تا قله هم فتح کنید تقریبا هیچ تغییری تو دنیا به وجود نمیاد!؟ امیدوارم شماهایی که هنوز زنده اید به سرنوشت "لیلا اسفندیاری" یا "اوراز" یا "آیدین بزرگی" با اون همه "افتخاراتشون" دچار نشید.

lمعدن تلخه چار و تخریب طبیعت کوه شاه

http://bahmanclub.ir/article-print-15.html http://www.baftnature.blogfa.com/post/67/%D8%AA%D8%A E%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87 http://www.bafteman.com/index.php?option=com_content&view=article&id=439:1392-03-10-04-19-39&catid=59:reports&Itemid=101

به همایون بختیاری

بخشی از یک نامه منتشر شده در وبلاگ برج سینا: سامی احمری ، عضو سابق تیم ملی جوانان ایران در صعود اسپانتیک (سال 82) روایتی دارد از ناکارآمدی همایون بختیاری که خواندنش خالی از لطف نیست : وقتی در آن مصاحبه کذایی همایون بختیاری گفت : امدادی که ما انجام دادیم برای این سه جوان در همیالیا بی نظیر است یادم افتاد که همین انسان وقتی مسول فدراسیون بود یادش رفته بود برای تیم موستاق آتا ویزای چین تهیه کند وتیم روزها و هفته ها دم مرز پاکستان وچین هر روز نهار و شما مرغ خورد وصبر کرد و نشد که نشد !! وقتی دیدیم سرپرستی آرش مثل بقیه نخواست اشتباهاتش را به اشتراک بگذارد تا دیگران و دیگر جوان های با آینده را بار دیگر به صعود انتحاری بفرستند ...... و من یاد محمد اوراز افتادم که با مرگش ، همین آرشیها تمام تجربیات فدراسون را زیر سوال بردند ولی یک بار نپرسیدند تیمی که حین امداد محمد تا دیواره چند صد متری گاشربروم سر خوردند چه کردند ! ؟........آنوقت همایون بختیاری ادعا دارد همچین امدادی بی سابقه است !!هلیکوپتر تا ارتفاع 8000 هزار پرواز کرده واین خیلی شق القمر است !! همایونی که حتی نتوانست مختصات گردنه اصلی را از گوگل در بیاورد و در

پرسشگر

الان سوال من اینه که گروه آرش که پول اعزام آقای بابازاده رو نداشته و بچه ها هم خودشون پول اعزامشون رو دادن ! از کجا پول اجاره سالن برج میلاد رو آورده؟60000$ رو کی داده؟چی معامله شده که انقدر پولدار شده گروه آرش؟قراره سرپوشی گذاشته بشه و مجیزی گفته بشه؟نکنه از فردا فدراسیون خوب بشه !

استاد

خوبه دیگه آقای بختیاری کلا جواب همه مشکلات را در مصاحبه خود داده و نیازی به تحقیق وبررسی نداره . اما میخوام در مورد سبک صعود الپاین یک یاداوری به گذشته این تزو رویکرد در ایران بگم که متاسفانه اکثر کوهنوردان ما از روش الپاین فقط این رو یاد گرفتن وشنیدن که باید سبک بار بود و سریع. ولی چیزی که فراموش میکنند یکی کیفیت لوازم است ومهمتر هم شاید گفت تجربه در این فقره جان سوز برودپیک ظاهرا نه تنها این تیم در اندازه لازم سریع نبود بلکه چند روز بالای 7300 در حال تلاش برای زنده ماندن بود و همینطور هیچ راهی برایشان مهیا نشده بود که اگر تصمیم به برگشت گرفتند چه طوری باید برگردنند نمیدانم آیا اقایان دچار توهم بودند که این تیم کم تجربه را با کوهنوردان با تجربه هیمالیا نوردی مقایسه کردند ؟با چه اصول ومعیاری اینان را با قزاقها وسویسسی ها و هیمالیانوردانی که به سبک آلپاین کار کردند مقایسه کرده اند تازه از کل هیمالیا نوردان دنیا ببینید چند نفر هستند که به این روش صعود کرده اند . در سالهای گذشته به یادتان میاورم . جلال فروزان هم خیلی سعی میکرد که روش آلپاین را در ایران رواج دهد و تا حدی به واسطه قدرت بدنی خود توانسته بود

استاد

تمامی نقاط ضعف برنامه های خود را مخفی کند او نه تنها خود قربانی برداشت غلط خود از صعودهای آلپاین شد بلکه چند نفر دیگر هم به همین سرنوشت دچار شدند بنی هاشمی را هم یادتان بیارم که چه مظلومانه مرد . رابکی بارها دماوند را در یک روز صعود کرد حتی در زمستان ولی کسی نمیگفت که با چه لوازمی و باچه امکاناتی . به گواه تمامی کسانی او را در این صعودها دیده بودند او با کفشی ساده و یک بادگیر و یک دستکش مشاهده میشد حتی کلنگ را هم نمیبرد و در اخر کسی که این همه دماوند را در نوردیده بود دیدید در کجا پیداشد ؟از جنوبی بالا رفت و سر از دره یخار در اورد.میدانید چرا؟برای اینکه حتی یک قطبنمای فکسنی راهم با خود نمیبرد. هنوز تفکرات غلط وبرداشتهای اشتباه در جامعه کوهنوردی ما وجود دارد ومیبینید که به واسطه درک اشتباه از موقعیت وجایگاه کوهنوردان ما وسطح تجربیات واندوخته های بچه های ما در جهان چه گونه با اینحرفهای قلمبه وسولومبه(روش صعود تیم به برودپیک..آلپپپپپپاین) برای سرپوش گذاشتن به اتخاذ روشی غلط ونادرست از طرف برنامه ریزان به خورد جامعه ناهمگون کوهنوردی کشور میدهند اقای شجاعی . اقای بختیاری ووو دیگران بیایید واقع بین باشید و به

پرسشگر

اتحاد ناسیونالیسم ایرانی (با خرید امتیاز صعودقله و گشایش مسیر ایران ) و باشگاه آرش(که شاید امتیاز منقرض شده گروه را از سالهای دور داشته اند و متقلبانه نام باشگاه را برای بزرگنمایی خود انتخاب کرده اند)از طریق سفارت ایران در پاکستان و دلارهای بختیاری و ....برای پرده کشیدن برفاجعه ایست که آرش خلق کرده و راهی برای جلب رضایت خانواده ها و تسکین درد و آلام آنهاست.آنها گزارش به درد بخوری همانطور که تا حال بوده نخواهند داد.آنها باید به دستگاه قضایی کشیده شوند ولی ناسیونالیسم ایرانی ژشت آنها ایستاده چون فیل مسیر ایران را روی برودژیک با تقلب هواکرده اند.

فرهنگ

پیش فرض آقایان این بوده که از قله تا کمپ 3 (مسیر عادی) اسفالته بوده با علائم راهنما وطناب گذاری که اگر بچه ها با هر حالی گرسنه و تشنه و خالی از انرژی خود را به آن طناب برسانند قر قر قر میان پایین. به همین سادگی!