کریم نادعلیان : روایتی متفاوت از مرگ عیسی میرشکاری

" ... دیگر اینکه آقای نجاریان علیرغم نظر سرپرست تیم زنجان آقای بیات منش زیر پرمید تمام ۱۲ نفر که شامل ۸ نفر تیم زنجان و ۴ نفر منفرد را بعنوان سرپرست امضاء کرده و در جلسه ای عمومی در بیس کمپ سوالی را از ما چهار نفر که عضو رسمی تیمشان نبودیم یعنی بنده و آقای علی محمدی و مرحوم عیسی میرشکاری و سرکار خانم کاظمی پرسیدند که آیا ما ایشان را بعنوان سرپرست می پذیریم و حاضریم هر چه ایشان تشخیص دادند و صلاح دیدند حتی صعود نکردن و برگشت به پائین را بپذیریم که همگی با احترامی که برای تجربه ایشان قائل بودیم بدون چون و چرا قبول کرده و ایشان را بعنوان سرپرست پذیرفتیم و خود بخود تعهدی اخلاقی دوجانبه بین ما ۴ نفر بعنوان اعضاء تیم و آقای نجاریان بعنوان سرپرست تیم ایجاد گشت و تا قبل از صعود اصلی نیز عملاً انجام پذیرفت ...

بنده و آقای علی محمدی علیرغم داشتن شرپای شخصی و قرار اولیه مجبور به حمل کوله هائی حدود بیست کیلویی شدیم که انرژی زیادی را می طلبید و در روزهای بعد از کمپ یک به دو و از دو به سه نیز با همان بهانه این عمل تکرار شد و وقتی بنده دیرتر از بقیه به کمپ سه رسیدم و به این موضوع اعتراض کردم با برخورد زننده و غیرمعقول آقای نجاریان که داخل چادر بود مواجه شدم ...

آقای علی محمدی گفتند که وقتی به چادر رسیده اند مرحوم عیسی در چادر حضور داشته و به دیواره چادر خیره شده و ایشان در حال طبیعی نبوده و پس از لحظاتی آقای نجاریان از مرحوم عیسی می پرسند زیر انداز آورده ای و با جواب مثبت عیسی او را به چادر خودشان دعوت می کنند و او نیز با تمام وسایل به آن چادر نقل مکان می کند ...

از چادرهای خودمان هیچ صدا یا حرکتی که جلب توجه کند شنیده یا دیده نمی شد و به گمان ما همه تیم برای صعود رفته بودند چون کسی نه به من و نه به شرپایم از نرفتن عیسی چیزی نگفته بود حتی سردار شرپاها که بعد از صعود بسیار عصبانی بود که چرا به او هم نگفته اند.  ۴ کره ای و شرپاها که مدتی قبل از خروج ما از چادر در آنجا مشغول بکار بودن و مدتی بعد از ما اقدام به فرود نمودند نیز اگر از بودن و شرایط عیسی خبردار می شدند قطعاً او را در آن شرایط تنها نمی گذاشتند...

وظیفه خود دانستم که این گزارش را برای روشن شدن اذهان جامعه کوه نوردی کشورم ارائه دهم و با ارائه آن به نکاتی اشاره نمایم که در برخی از گزارشات ارائه شده جای خود را به خودخواهی و قهرمان گویی پوشالین داده است . امیدوارم در عرصه کوه نوردی شاهد بروز چنین حوادثی نباشیم ... "

متن کامل گزارش کریم نادعلیان را در لینک زیر بخوانید:

http://kaveharak.com/?p=32

.

/ 19 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فريدون فرخ

عيسي ديگر پيش ما نيست .اما مي توان با پيگيري درست و بي غرضانه موضوع از تكرار چنين وقايع تلخي جلوگيري كرد.و فرهنگ ناجي بي منت همديگر بودن را دوباره گسترش داد .به اميد ان روز

نیما محمدی 1

اشاراتی به گزارش حادثه ی ماناسلو ی آقای نادعلیان : در گزارش ارائه شده از سوی آقای نادعلیان نکاتی وجود دارد که در خور توجه است : در این گزارش آقای نادعلیان به دوستی و صمیمیت ایجاد شده بین خود و اعضای دیگر تیم از جمله مرحوم میرشکاری اشاره می کند در جایی دیگر اشاره به عصبانیت خود می کند که می خواسته است صعود آلپی داشته باشد و دکتر حمیدی مانع از کار ایشان می شود و در جای دیگری می گوید به دلیل سن و سال و تحلیل رفتن انرژیش بابت حمل کوله سنگین نمی توانسته است همراه با تیم حرکند کند و عقب مانده است . در کمپ چهار آقای علی محمدی به او اشاره می کند که عیسی در شرایط مناسب جسمانی نیست (به چادر خیره شده است) و سپس اشاره می کند که آقای نجاریان زیر اندازه خواسته و عیسی به چادر آنها رفته است . این ها جملات پر از تناقضی است که حداقل من از این گزارش خارج نموده ام . ابتدا از خود آقای نادعلیان 52 ساله شروع می کنیم که آیا خود قبول دارند توانایی بدنی چندانی برای این صعود نداشتند که از یک طرف اشاره به صعود آلپی می کنند و از سوی دیگر اشاره به

نیما محمدی 2

دیگر اشاره به تحلیل رفتن انرژی شان و سن و سال خود .و از سوی دیگر در نهایت فداکاری از صعود منصرف می شود به دلیل کندی حرکت و ... تا به دوست خود کمک کند در صعود !!!! و در مورد عیسی میرشکاری آقای نادعلیان اشاره می کنند که عیسی حال خوبی نداشته بنا به گفته آقای علی محمدی و از سوی دیگر عیسی در کمال هوشیاری به چادر آقای نجاریان می رود !!!!!! با فرض این که عیسی میرشکاری در شرایط خوبی نبوده است و شما و آقای علی محمدی از این مساله اطلاع داشته اید و در ابتدای گزارشتان اشاره می کنید که با عیسی صمیمی بوده اید آیا نباید در تمام مدتی که در کمپ 4 حضور داشتید جویا احوال ایشان می شدید یا آقای علی محمدی در زمانی که آماده صعود به قله بوده نباید دور و بر خود را می دیده که عیسی همراهشان هست یا نه به خصوص که می دانسته است عیسی شرایط خوبی ندارد !!!!! آقای نادعلیان داستان پر از فداکاری و پر از رنجتان را خواندیم اما این سوال برای همیشه در ذهنمان باقی خواهد ماند

نیما محمدی 3

که چرا تنها باید مسئولیت یک اتفاق را که بی تردید شما هم در آن نقش داشته اید بنا برادعای انسانیتتان و ... به عهده ی یک نفر بگذارید نگویید که عیسی هم چادر کسی دیگر بوده و ما را آگاه نکرده است که این یعنی از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کردن چون عیسی در ایتدا همنورد شما بود و به اضافه این که مریض بوده و باید نگران حال ایشان می شدید نه این که او را به هوای کسی دیگر در آن ارتفاع رها کنید بعد هم که الان پایین آمده اید همه ی اتفاقات را به گردن یک نفر بیاندازید . از همه ی این ها گذشته آقای نادعلیان گفته می شود که 40 سالگی سن کمال عقل است حال آن که شما در سن 52 سالگی تصمیم به صعود به قله ای پر خطر می گیرید بدون داشتن مجوز از شورای برون مرزی و با استفاده از یک شرکت مسافرتی و

نیما محمدی 4

و گردشگری که تنها برای این قله به شما راهنما و شرپا داده است یعنی بدون سرپرست و پزشک !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! به نظر شما این کار را با چه واژه ای می توان توجیه کرد ؟ خودتان بگویید !!! باید گفت اگر تیم زنجان نبود با این وضعیتی که شما و هم تیمی هایتان داشته اید تعداد کشته هایتان بیش از این می بود . با سپاس

محمد حبیبی

با ابراز تاسف مجدد از فقدان کوهنورد جوان عیسی میر شکاری و تشکر از گزارش آقای ناد علیان ، که امیدوارم دیگر اعضا دو تیم نیز با بیان مشهودات خود در بازگشائی علل بروز این حادثه کمک نمایند بلکه در آینده شاهد بروز موارد مشابه نباشیم.لکن متاسفانه این نوشتار را خالی از غرض و پیش داوری ندیدم،در سطر 4 گزارش با نبش قبر اتفاقات منجر بصعود نا موفق(خوشبختانه بدون تلفات)سال 1387 را نیز بحساب آقای نجاریان گذاشته و حتی این عمل را قابل پیگیری حقوقی میداند. بموارد لغزش گزارش آقای نیما محمدی در 4 کامنت اشاره فرموده. یک نکته قابل تامل بنظر رسیده آنجا که آقای نادعلیان میفرمایند"حدود نیم ساعت بعد آقای ایمان شرپای من پس از بدرقه تیم داخل چادر شد و خوابیدیم .....ودر ساعت 9 که قصد فرود داشته اند از چادر های دو تیم صدا و حرکتی ندیده و نشنیده اند. و....خوب مگر محل بدرقه و بدرقه شوندگان چقدر وسیع و نفرات متعدد بوده اند که آقای ایمان متوجه عدم صعود مرحوم عیسی نشده؟؟؟

محمد حبیبی-2

....من می پذیرم در حادثه پیش آمده که متاسفانه منجر بفوت جوانی شد از تیم 8 نفره زنجان و 3 نفر آزاد و 6 شرپا کسی در قبال کمک نکردن به جلو گیری از بروز فاجعه مسئولیت حقوقی نداشته.وفکر میکنم بی تجربگی و خلط وظایف و بر خورد قضا قدری با پدیده های امتحان شده و از همه بدتر قهر و عدم تکلم جهت حل سوآ تفا همات دست بدست هم داده و منجر به بروز این ضایعه گردیده. لذا ، چیدن صغرا و کبرا در کنار هم جهت تبرئه خود و الغای شبهه در جهت محکومیت دیگران در شان جامعه کوهنوردی که تا قبل از بروز تب هیمالیا نوردی از آن مبرا بود نیست

لبخندهایت

رفتم تا ببینم پر پر شدن را, شکفتن را و جاری شدن را .. .تا لبخند رضایتم را نثارش کنم تا زندگی را بپذیرم تا به هیچ نیندیشم

لبخندهایت

مطالبتون جالب بود ولی فکر نمی کنید که دیر اقدام کردید برای نوشتن . فکر میکردم بعد این همه مطالبی که نوشتین شما هم نمیزارین که حق عیسی خورده بشه آقای نادعلیان خود خواهی نیست همه ما میدنیم که کسی که مسـول جان عیسی بود وظیفه ای بر عهده داشت نداشت ؟ آخه صعود به چه قیمتی ؟ خیلیا بخاطر تجربه های آقای نجاریان با چشم بسته به این مسـله نگاه میکنن وخود عیسی رو دلیل مرگش میدونن عیسی بیچاره زند میموند ولی نزاشتن ..........چرا وقتی حال عیسی بد بود به بقیه اطلاع ندادن ؟ چرا وقتی دکتر توکمپ 2آمبول رو میزنه بهش نمیگه که باید ارتفاع کم کنی چرا روز صعودکه حال عیسی خیلی بدتر شوده بود نزاشتن با شرپای خودش بره پایین ؟حتما" اون وقت خانوم کاظمی تنها ی صعودش رو باید ادامه میداد عیسیای بیچار غریبانه رفت باورش بارم هنوز هم سخته که دیکه عیسیای نداریم خوبیاش .سادگییاش برام مثل یه رویا بود .اینو بدونن خیلیا که نمیزاریم حق عیسی خورده بشه خدا رحمتت کنه .خندهایت هیچ وقت از یادمان نمیرود .عیسی عزیز جاوادنه رفتی ............

یکی

به نظرم مقصران اصلی مرگ عیسی میرشکاری به ترتیب: 1- حسن نجاریان 2- حسن نجاریان 3- حسن نجاریان