نامه ی پدر سامان نعمتی به مدیر فصلنامه ی کوه

 .

.

.

.

.

.

.

« در پی رخداد حادثه تلخ نانگاپاربات و نا پدید شدن فرزندم سامان نعمتی با همه سنگین بودن این ضایعه ، با درک تفکرات سامان در نگاه به کوه ، کوه نوردی و روابط انسانی همه تلاش خود را مصروف روشن شدن حقیقت کرده ام ، تا ضمن رسیدن خانواده سامان به حق اخلاقی و قانونی خود یعنی رسیدن به واقعیت ها ، فرصت درک منطقی بایدها و نبایدها برای همه کوه نوردان فراهم آمده و از این حادثه درس گرفته شود . این حادثه فراتر از خطای انسانی بوده و متاثر از تفکرات غلط حاکم بر بخشی از افراد در نگاه به انسان ، قله و کوه نوردی است و مسئله بسیار پیچیده تر و بغرنج تر از آنچه است که برخی تصور می کنند . لذا بر این اساس همواره انتظار داشته و دارم که صاحب نظران ودلسوزان جامعه کوه نوردی اجازه فرصت سوزی در جهت کسب تجربه و درس اندوزی را ندهند و با کمک به روشن شدن حقایق در نقش مرجعی بی طرف و با انگیزه در جهت پالایش کوه نوردی ایران از هر زنگاری گام بردارند و اما متاسفانه اتفاقات بعد از حادثه  نشان داد که تفکرات غلط قله پرستی و شهرت طلبی بادکنکی افراد موثر در حادثه در دنباله خود به نحوه برخورد با این حادثه نیز رسیده است . و جدا از مسئولیت گریزی و ادامه دادن تفکرات غلط توسط اعضاء تیم ، عملکرد برخی از صاحب نظران و کارشناسان تعجب برانگیز است . و افرادی که می توانند در نقش یک مرجع بی طرف و براساس منافع جامعه کوه نوردی به روشن شدن حقیقت کمک کنند متاثر از مصلحت های گروهی و فردی در جهت وارونه کردن حقیقت گام برداشته و برمی دارند. از جمله این افراد حضرتعالی می باشید که در هر شرایطی سعی دارید بدون توجه و اشاره به اشکالات تیم به تبرئه کامل آنها بپردازید . قطعا حادثه غار پراو را بیاد دارید ... »

.

متن کامل این نامه در:  سایت گروه کوه نوردی قاجر قروه

http://www.ghajer.com/index.html

/ 9 نظر / 4 بازدید
کامران

به جناب نعمتی با سلام پدر گرامی ، حرکت شجاع ، متین و اصیل شما که با درک صحیح از لحظه ورود به مسایل و شناخت کافی از هدف همراه است برایم بسان کلاس درسی بی همتاست . موید باشی بزرگمرد .

باران

سلام نامه ای که به سهند نوشتید رو الان خوندم. اونا(آدم های مهم و بزرگ) [سوال] [سوال] [سوال] [سوال] [سوال] [سوال] [سوال] [سوال] اونقدر پررو هستند که فکر نکنم این موضوع رو هم به روی خودشون بیارند. امیدوارم همچنان موفق؛پیروز و سربلند باشید.

به فریدیان

کاظم جان فعلاَ برو و اون افتضاحی که دوست شفیقت نظام دوست ببار اورده را تماشا کن http://1ta100.blogspot.com کوهنوردی مستقل گند زده به کوهنوردی ایران و شما و دوستانت مثل نظام دوست لکه ننگ و شرم آور جامعه کوهنوردی هستید هیچ ورزشی مثل کوهنوردی تا به این حد به ابتذال کشیده نشده و اون از زمانی پیش آمده که شما قصد به صعود کوههای خارج از ایران کردید واقعاَ اینهمه بی شرمی و افتضاح توسط دوستداران و طرفداران شما مثل وبلاگ سیزیف باعث خجالت و شرم ساری ورزشکاران کوهنورد است ایکاش کارهای شما اینقدر بقول خودتان بزرگ نبود ولی آبروی کوهنوردی ایران را با شعار کوهنوردی مستقل هم از بین نمی رفت و به جای صعود کوههای بلند حرمت کوهنوردی را نگه می داشتید و اینقدر به پایین تنه مثل دوستتان نظام دوست فکر نمی کردید كه يك وبلاگي مثل وبلاگ سيزيف داشته باشيد

...

حس خیلی بدی دارم. وقتی خبر فتح قله توسط تیم نانگا رو شنیدم در پوست خودم نمیگنجیدم و بهشون سخت افتخار میکردم وقتی فهمیدم سامان عزیز گم شده و اونا بدون سامان برگشتند غم بزرگی قلبمو به درد آورد اما نمیدونستم واقعیت چیه؟ حقیقت چیه؟ اصلا چه جوری باید باشه؟ حالا یه حس خیلی بدی بهم میگه اتفاقی که روز حمله به قله افتاد اینه که تیم به نزدیکی قله میرسه( البته نه همشون) و به خاطر ضعف عده ای از اعضای گروه کل تیم تصمیم میگیره که برگرده و اونجا رو قله معرفی کنه. این با موافقت اکثریت و مخالفت سامان رو به رو میشه . سامانی که به قول هم تیمی هاش صعود قله براش خیلی مهم بوده. شاید هم با عوام فریبی و خبر کذب صعود قله به دیگران مشکل داشته و نمیتونسته کنار بیاد. به هر حال مشاجره و بحث و دعوا موقع بازگشت شکل میگیره

...

مشاجره ای سنگین که نتیجه اش این میشه که وقتی سرپرست نمیتونه سامان رو قانع کنه که با اونا همراه و همدل بشه در دروغ گفتن خبر صعود. اونو رها میکنند و سامان سعی میکنه برای رسیدن به قله به کمپ برنگرده و شانسشو برای فردا امتحان کنه... تیم در حال بازگشت به کمپ 4 بوده و سامان هم (به گفته ی خودشون) به موازات اونا و با فاصله ای فرود می آمده و باز مکث میکرده و این کاملا نشون میده که بین اونا مشکل جدی ای پیش اومده بوده که حاضر نشده در کنار تیم باشه و همچنین حاضر نبوده که برگرده. .............. کاش همه تصوراتم غلط باشه. این فکر چند روزه که دست از سرم بر نمیداره. اگر درست باشه.....[ناراحت][ناراحت][ناراحت] نظر شما چیه آقای نصیری؟

شناس

سهند احمق ترین آدمی که تو جامعه کوهنوردی - احمق ترین خودخواه - متکبر خودش را مهم و بزرگ خطاب میکنه! گنگ زد

شاهین

آقای نصیری این کسی که تئوری جدیدی در مورد میل سامان به فتح قله و اصرار گروه به تقلب ارائه کرده زده توی خال من ایمان دارم بین عدم صعود گروه یعنی نشان ندادن عکس 5 نفری روی قله و در کنار نبشی قله و گم شدن سامان رابطه هست و آن هم همانطور که این فرد گفته اینه که سامان مخالف حقه بازی بوده و به قدرت بدنی خودش ایمان داشته و گفته از گروه جدا میشه و بختش را امتحان میکنه.افراد گروه هم که عکسهای تک نفره گرفته بودن و بعدن امید به مونتاژ عکسها داشتن دیگه دلیلی نداشته به صعود ادامه بدن و در کمپ 4 منتظر سامان شدن که با او برگردن و گندش درنیاد اما او برنگشته

رامیار

برای متن دماوندی ها واقعاَ متاسف شدم . شاد و پیروز باشید

رامیار

یک نظر سنجی توی وبلاگم قرار دادم خوشحال میشم نظرتون رو بدین [گل]