رندی و قهقرا در صعودهای زمستانی دهه ی نود

برای آن زمستان‌ها که گذشت ، نامی نیست ...

                                                                                              احمد شاملو

 

 

_  در مروری کوتاه بر سیر تاریخی صعودهای زمستانی در کوه‌نوردی ایران ،  با نکاتی جالب و حیرت‌انگیز در اجرای این گونه برنامه‌ها طی سال‌های دهه‌ی سی ، چهل و پنجاه روبرو می‌شویم . 

اول : وجود عاملی به نام "بارش‌های سنگین و زمستان‌های سهمگین" در آن سال‌ها . عاملی که به دلیل گرم شدن کره زمین، اکنون کمتر از آن نشانی می‌بینیم .  حتی مقایسه‌ی عکس یخچال‌های دماوند و علم‌کوه و سبلان و ... در دهه شصت با وضعیت فعلی‌شان ، به روشنی می‌تواند اثباتی بر رد پای گرم‌تر شدن کره زمین و کم‌رنگ شدن آن زمستان‌های سهمگین باشد.  

 

دوم: اجرای برنامه در وضعیتی با "حداقل امکانات پوشاک و ابزار"  . عکس کوه‌نوردان آن سال‌ها را ببینید . هنوز خبری  از کفش‌های چند لایه‌ی گران‌قیمت نبود . هنوز خبری از انواع گورتکس‌ها و پوشاک چند میلیونی نبود . هنوز خبری از آخرین و پیشرفته‌ترین وسایل و ابزارهای صعود نبود اما و با وجود همه ی اینها ...

 

سوم : "عرف و سنت اجرای برنامه به لحاظ زمانی در قلب فصل زمستان" .  برنامه‌های بزرگ و تاریخی اغلب در ماه بهمن انجام می‌شد :

 

 

  " بهمن‌ماه با نام صعودهای زمستانی مترادف شده، این چنین صعودها دیگر به طور سنتی در بهمن‌ماه به مورد اجرا گذارده می‌شد...تاریخ کوه نوردی ایران _ ص 392"

 

نخستین صعود زمستانی علم کوه ... 24 بهمن 1336 ... حسین رضایی ، محمدباقر زیارتی ، غلامرضا اکینچه  و ...

نخستین صعود زمستانی قله آزادکوه ... 20 بهمن 1344 ... بهمن شهوندی ، محمد خسروشاهی ، ناصر حیدرپور ، عباس حسینی

 

نخستین صعود زمستانی  تخت سلیمان و سیاه غوگ جنوبی ... 15 بهمن 1347 ... بهمن شهوندی ، جلیل انفرادی ، فریدون نجاح ، عبدلی و ...

 

تلاش برای انجام نخستین صعود زمستانی گرده آلمانها ...  بهمن 1348 ...  فریدون نجاح ، احمد فرزین نیا ، بهمن شهوندی ، رافیک میناسیان و ... ( حمله این گروه بعد از حمل لوازم به پناهگاه سرچال و سپس به پناهگاه علم چال با بداقبالی ،  مواجه با شکست شد ... کتاب تاریخ کوه نوردی ) ... ( ظاهرا در آن سال ها  کاربرد واژه ی شکست در توصیف برنامه ی ناتمام و ناموفق پدیده ای عادی و طبیعی بود و  توسل به شعبده و جادو و بازی با کلمات برای خلق موفقیت و افتخار به هر قیمت ممکن ،  جایگاهی نزد کوه نوردان آن روزگار نداشت)

 

نخستین صعود زمستانی جبهه شمالی دماوند ...  13 بهمن 1356 ... کوه‌نوردان تبریز : رضا ازغندی ، مسعود آقابالایی ، رحیم بهزادی و ...

 

نخستین صعود زمستانی گرده آلمانها ... بهمن 1363 ... تیم فدراسیون کوه‌نوردی ...

 

 

_ می‌توان تاریخ کوه‌نوردی ایران را با هیجان و لذت ، ورق به ورق جست و جو کرد و چهره‌ی مصمم و با اراده‌ی کوه‌نوردانی را دید که  با آمیزه‌ای از جسارت و شجاعت در آن زمستان‌های سهمگین و با آن امکانات ابتدائی و حداقلی پوشاک و ابزار ، در قلب فصل زمستان برای ثبت نام خود در تاریخ تلاش می‌کردند . 

 

_ به روزگار خودمان برگردیم ... کوه‌نوردی ایران و صعودهای زمستانی در دهه‌ی نود ... کره زمین گرم‌تر شده است و می‌شود ... از سوئی خط برف در دامنه‌های کوهستانی سال به سال بالاتر می‌رود ... و از سوی دیگر تکامل و پیشرفت پوشاک و ابزار ورزش کوه برای انجام صعودها به شکلی بی سابقه در جریان است اما ...

 

_ اما و در جریانی به شدت معکوس ، و با گونه‌ای رندی غیرقابل توصیف ، اکنون اولین هفته‌ی ماه دی و حتی اولین روز ماه دی برای اجرای برنامه انتخاب می‌شود !!

 

صعود زمستانی خط الراس سرکچال _ خله نو ... 7 دی ماه 1385 ...  باشگاه آرش : فرهود فرهادی ، حسن رفیع

 

صعود زمستانی گرده شرقی دماوند ... 8 دی ماه 1392 ... باشگاه همت شمیران : مهدی جباریان، امیر گودرزی، مصطفی گلستانی، احمدرضا بابایی و حسین اعلایی

 

تلاش برای اولین صعود زمستانی دره ی یخار ... یکم(!) دی ماه 1393 ... تیم مشترک کوه نوردان زنجان و باشگاه تهران

 

 

_ به نظرم  معنای واقعی واژه‌هایی مانند جسارت و شجاعت را  در شرایط و بسترهای تاریخی صعودهای زمستانی سال‌های دهه‌ی سی ، چهل ، پنجاه بهتر می‌توان درک کرد . همان‌گونه که عملکرد پار‌ه‌ای افراد از نسل فعلی کوه‌نوردان ... با  معروف‌ترین برندهای کفش  و پوشاک میلیونی  ، با آخرین و پیشرفته‌ترین ابزار و وسایل موجود ، و با انبوهی ادعاهای بی‌پایان ... فقط می‌تواند بیانی صریح و روشن برای رندی و قهقرا در صعودهای زمستانی حال حاضر کوه‌نوردی ایران باشد!

 

 

_ با احترام به همه‌ی پیش‌گامان صعودهای زمستانی در تاریخ کوه‌نوردی ایران!  دست تک‌تک‌شان را می‌بوسم!

 

 

 

 

/ 8 نظر / 6 بازدید
همنورد

با این توجیهات جنابعالی صعود های عظیم قیچی ساز نیز فاقد ارزش های مورد نظر است. چون او در زمانی اقدام به این صعودها می کند که زمین گرمتر شده، یخچالها کوچکتر شده و پوشاک و امکانات نسبت به زمان هیلاری و مسنر قابل قیاس نیست.

همنورد

اولاً: بله مقایسه کوههای خشک ما با هیمالیا درست نیست. ولی قیاس نسبت ها درست است. یعنی نسبت جوانهای امروز با پیشکسوتان کوهنوردی ایران می تواند معادل نسبت هیمالیا نوردان امروز به پیشگامان هیمالیا نوردی باشد و این قیاس غلطی نیست. ثانیاً: به هر حال شرایط امروز برای همه کوهنوردان امروز یکسان است. این باور که بهترین موقع صعود زمستانی بهمن ماه است نیز ممکن است به طور کلی درست باشد. البته سال تا سال و بسته به موقعیت و منطقه و شرایط خاص جوی ممکن است صعود یک مسیر در آذر، دی و یا حتی فروردین دشوارتر از بهمن ماه شود. پس نمی توان یک قاعده کلی در نظر گرفت. لذا اینکه اینطور با قطعیت حکم به رندی افراد دهیم منصفانه نیست مگر اینکه ما از جانب غیب علم نیت خوانی داشته باشیم. بهتر است به جای تخطئه آدمها آن هم به صورت گزینشی، به نحوی که باعث جبهه گیری نشود نقدها را در جهت سازندگی و اصلاح امور ارائه دهیم. البته این نظر من است و قصد دیکته آن به دیگران من جمله شما را ندارم. با تشکر

همنورد

تخریب همیشه ساده تر از اصلاح است. نقد بسان چاقو است در دست جراح که اگر حاذق نباشد ممکن است با یک اشتباه بیمار را از پا درآورد. نقد هم مانند جراحی درد دارد و خونریزی اما نه بگونه ای که منجر به از پایه ویران کردن همه چیز شود. اگر نیت ما از نقد اصلاح و حرکت رو به جلو باشد این لزوماً نیازمند تخریب نیست. کسی که توان بازسازی و اصلاح که البته دشوارتر است را نداشته باشد به تخریب رو می آورد. از دیدگاه شما فرق نقد با تخریب چیست؟ همانطور که گفتم استفاده از واژه "رندی" منصفانه نیست. و اینکه فکر پویا و خلاق در گیر سنت ها نمی شود. من و شما با استدلال و تجربه قبول داریم که صرف اجرای برنامه در ماه بهمن نشانگر ارزش و بار فنی آن نیست. پس نباید در بند سنت ها بمانیم. اینکه در فلان کتاب چه گفته شده یا سنت چه می گوید برای چیزی که عقل به راحتی می فهمد چه اهمیتی دارد. این می تواند همان بنا کردن دنیای نو بر اساس منطق بر ویرانه های تفکرات سنتی و منطق های جزمی و غیر قابل انعطاف باشد.

نادر

مسنر: «من در ۱۳ صعود ۸۰۰۰ متری شکست خوردم. من کوهنوردی هستم که بیش از هر کس دیگری در صعود به ۸۰۰۰ متری ها شکست خوردم. من قلل ۸۰۰۰ متری را ۱۸ بار صعود کردم زیرا به صعود علاقمند بودم نه رکورد.» http://www.tilar-sportgroup.com/?p=6434 بیایید به صعود بیندیشیم و نه به رکورد...

نادر

رینولد مسنر:«...به شما یک سوپ خوشمزه می دهند ، پوتین ها را به پای شما می کنند و کرامپون ها را برایتان می بندند. درست مثل مهد کودک ، اورست رفتن این روزها به این شکل است . خیلی خوب آن را گردشگری فرض کنیم(خنده) اما من هرگز این کار را انجام ندادم اما واقعیتی است که وجود دارد مطمئن باشید طی سالهای آینده تمامی هشت هزارمتری ها به همین نحو آماده خواهند شد.» http://hematshemiran.ir/?p=34691

امین معین

پیشرفت ابزار و وسایل کوهنوردی و حتی روش ها و تاکتیک ها یا بهتر بگوئیم پیشرفت علم کوهنوردی مانند دیگر عرصه ها اجتناب ناپذیر است! نکته در اینجاست که اجرای برنامه ای در همان سطح 30 سال پیش دیگر امروزه فاقد ارزش فنی بالای کوهنوردی است. صعود 8000 متری ها در دهه های 50 و 60 میلادی جزء فعالیت های مهم به شمار می رفت ولی حدودا از دههه 70 کوهنوردان مطرح به صعودهای دیگر گونه روی آوردند. نمونه هایی مانند صعودهای زمستانی 8000 و یا صعود های بدون اکسیژن و گشایش مسیرهای مختلف و یا صعود های سبکبار. بخشی از این تغییر روند مربوط به همان گسترش و پیشرفت وسایل بود.. ابن موضوع تا جایی پیش رفت که امروزه دیگر صعود یک 8000 متری در فصل صعود و از مسیر آماده آنهم با روش محاصره ای جزء فعالیت های درجه اول و مطرح قرار نمیگیرد.

امین معین2

حتی در صعودهای فنی هم بدینگونه است. یعنی با پیشرفت تکنولوژی در کوهنوردی امروزه صعودهای فنی محاصره ای هم جایگاهی در صعودهای برتر ندارد.. اگر نگاهی به معیارهای انتخاب برترین صعودهای دنیا بیاندازیم میبینیم که صعودهای سبکبار ، بار فنی بالا، استفاده از کمترین ابزار و معیارهایی از این دست بر ارتفاع و طول مسیر میچربد.. بهمین شکل در صعودهای داخلی اگر امروز با تجهیزاتی که کوهنوردی را در یک کلام ساده تر میکنند، همان صعود زمستانی که 30 سال پیش کار شاخصی بود را انجام دهیم، در رده یک صعود برتر قرار نخواهد گرفت و اگر قرار بگیرد یک جای کار میلنگد!

امین معین3

آلپینیسم یعنی کوهنوردی به شکلی که در آن خود مسیر و چالشهای آن مورد نظر است نه رسیدن به قله یا فتح مکانی مشخص. این یک روش و واژه شناخته شده در کوهنوردی بین المللی است. البته کوهنوردی در ایران با چنین دیدگاهی فرسنگها فاصله دارد. بحث و گفتگو بر سر زمان صعود در فصل زمستان نه در ایران که در محافل بین المللی هم همیشه داغ بوده است. اگر خوشبینانه قضاوت کنیم شاید بتوان گفت امروز دیگر آن روحیه جنگندگی و چالش با طبیعت در بین کوهنوردان کمتر دیده میشود. این روزها برای چنین حرفهایی شاید کمی زود باشد.. شاید وقتی دیگر!