شکست در تلاش برای اولین صعود زمستانی دره ی یخار

بنا به گزارش کوتاه سایت باشگاه کوه نوردی تهران ، تلاش مشترک دو گروه کوه‌نوردان  زنجان و باشگاه تهران برای انجام اولین صعود زمستانی دره‌ی یخار با شکست مواجه شده و اعضای این تیم به روستای گزنه بازگشته اند.

 

در این گزارش ، ادعائی  مبنی بر گشایش مسیری جدید نیز وجود دارد.

 

 

 

 

پی نوشت : در حاشیه‌ی یک کامنت

" سلام آقای نصیری
بنظر من این تلاش  برای این دوستان تجربه های نابی را به همراه داشته که مطمئنا در برنامه های آتی از  آن بهره‌مند خواهند شد . اسم این تلاش شکست نیست ، تلاشی بوده که انجام شده پر از تجربه و من از همینجا به تمامی این دوستان و تلاش ارزشمندشان از صمیم قلب تبریک می گم ... فریبا معلمی "

 

پاسخ: سلام خانم معلمی عزیز . قصدمان که بازی با کلمات نیست. برای توصیف برنامه‌ای که به هدف نهائی خود نرسیده است و نتوانسته ادعائی را که نشانه رفته بود محقق سازد ، شکست واژه‌ای ساده ، معمولی و بسیار طبیعی است! ... و روشن است که این موضوع کوچک‌ترین ارتباطی ... تاکید می‌کنم کوچک‌ترین ارتباطی با ارزش و احترام برای تلاش انجام شده ندارد. عدم موفقیت ، عدم موفقیت است . ناکام ماندن ، ناکام ماندن است . شکست، شکست است . بازی با کلمات که چیزی را عوض نمی‌کند...

شاید اگر این دوستان با کمی نسبی‌گرائی و اعتدال در اعلام اهداف و برنامه‌ی خود از واژه‌ی تلاش استفاده می‌کردند ... " تلاش برای اولین صعود زمستانی دره‌ی یخار " ... می‌توانستیم بگوییم حق با شماست . ولی زمانی که به شکل صریح و قاطع ، هدف انجام اولین صعود زمستانی مسیر اعلام می‌شود و بعد این هدف محقق نمی‌شود ... جز شکست واژه‌ی دیگر به ذهن خطور نمی‌کند .

کوه‌نوردی ایران در شرایط کنونی ، و شاید بیشتر از هر چیز دیگری به نگاه واقع بینانه نیاز دارد . بازی با کلمات به شکلی خطرناک فرار از واقعیت‌های موجود را به دنبال دارد . تلفات انسانی تلخ و سنگین این سال‌ها ، آیا هنوز برای به خود آمدن و واقع بین بودن کافی نیست؟!

اگر کافی نیست و اگر قرار نیست هم چنان این میزان فجایع تراژیک و از دست دادن این همه کوه‌نورد خوب و توان‌مند کشورمان برای‌مان درس عبرتی باشد ... بسیار خوب ، من تمام حرف‌هایم را پس می‌گیرم و هم صدا با شما و امثال شما بازی با کلمات را پیشه می‌کنم :

بازگشت قهرمانانه و غرورآفرین دلاورمردان و عقابان تیزچنگ صعودهای زمستانی را از مسیر یخار تبریک می‌گوییم . دوستان شجاع ! حمد و ستایش بی‌پایان ما و البته جان‌های بی‌ارزش و ناقابل‌مان نیز ،  نثار قدم‌های در حال بازگشت‌تان !!


راضی می‌شوید؟!                           

 

 

پی نوشت 2 : از مصاحبه با مسنر

تقدیم به دوستانی که از کاربرد واژه‌ی شکست در توصیف برنامه‌ی ناتمام یخار برآشفته‌اند ... و تقدیم به  باشگاه‌داران و کوه‌نوردانی که بیان واژه‌ی شکست را در باره‌ی پاره‌ای از فعالیت‌های ناتمام خود ، ننگ و عار می‌دانند:

 

سوال :شما معنی شکست را می‌دانید , چگونه شخص می‌تواند خود را از عواقب یک صعود که به شکست منتهی می‌شود رها کند؟ شخص از این شکست چه یاد می‌گیرد؟

مسنر : یک کوه‌نورد هوشیار هیچگاه شکست نمی‌خورد . شما از شکست است که درس می‌گیرید نه از پیروزی.  برای  رسیدن به آگاهی کامل خیلی مهم است که محدودیت های شخصی خود را بشناسیم و اینها تنها با تجربه حاصل می‌شود . من در 13 صعود 8000 متری شکست خوردم. من کوه‌نوردی هستم که بیش از هر کس دیگری در صعود به 8000 متری‌ها شکست خوردممن قلل 8000 متری را 18 بار صعود کردم زیرا به صعود علاقمند بودم نه رکورد . من اگر شکست نمی‌خوردم (همانطور که در دائولاگیری, ماکالو و لوتسه شکست خوردم) به سکون و رخوت می‌رسیدم. من ثابت کردم که می‌توانم خود را درگیر یک چالش بزرگ کنم همچنین می‌دانم چه زمانی باید از ادامه صعود منصرف شده و راه بازگشت را در پیش بگیرم.

 

 از وبلاگ همطناب من

 

 

 

 

 

 

/ 21 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کاوه

سلام فرامرز نصیری قرار بود فقط به عکسهات ایوالله بگم. ولی چاره ای نیست، بنده تسلیمم. یه ایوالله به پی نوشتت میدم!!! راستی! پدرجان! این عکس ها که می گیری و ما هم یه ایوالله مشتی بهت می دیم اینا رو از بوستان سر کوچتون می گیری؟ من فکر می کردم اینا رو تو کوه می گیری! تازه بدمینتون هم بازی می کنی؟ شومینه هم که داری؟ ای مرفه بی درد! بگذریم. فرامرز نصیری عزیز اگه تو این چند سال یه نوشته بخوام ازت بگم که بهش تعظیم کردم همین پی نوشتت بود. تمیز، دقیق، محترمانه و بدون بازی با کلمات... ایوالله!

یکنفر

یکی از روشهای رایج و معمولِ "برخورد انقلابی با نقد" یا خبر رسانی" در کشورهای جهان 4 و 5 مثل ما، هوچی گری، جنجال سازی و گل آلود کردن آب است. معمولا با این روش، بحث اصلی به حاشیه رفته، کمرنگ شده و زیر لایه هایی از جدل های بیهوده، یقه گیری ها و افشاگری ها خاله زنکی، پنهان مانده و لوث می شود. من تعجب می کنم جایی که فقط خبری نقل شده و هنوز نقدی انجام نگرفته، اینهمه تصادم روحی برای چیست! یک دوست عزیزی سوال ساده ای مطرح کرده و کار کشیده به تو این بودی و تو آن هستی و... آدم فقط می تواند افسوس بخورد. همین است چرخ در گل ماندۀ دل ما، صدها سال است نتوانسته گاری آرزوهایمان را از جایش تکان بدهد!

امیر طالشی

همین که بزرگوارانی توی این فصل توانستند روی این مسیر تلاش نمایند به نظر من خودش یه دنیا ارزش داره و دست کمی از صعود نداره . خدائی مسیر خاصی هست و دل شیر میخواد کار کردن تو این مسیر .بنده از طرف خودم بهشون تبریک میگم و از آقای نصیری عزیز خواهش میکنم اینقدر به این موضوع ها دامن نزنند و افکار جامعه کوهنوردی را تشویش ننمایند.استاد بزرگوار اجازه بدهید جوانان با افکاری باز به فعالیتهای نو بپردازند و کار خودشان رابکنند.ممنون[گل]

ج.ع

... یک سوأل : جنابعالی اصلا بفرمائيد ، چه تکنیکهایی را از جمله توانایی و نحوه گرفتن گلنگ کوه نوردی در دستان مبارکتان را برای مخاطبین و اگر صداقت دارید برای من که می شناسمتان و اگر این دلنوشته ام را سد کنید ؛فرقی با خاشاک نخواهید داشت . تشریح کنید تا بنده مفلوک از کوه بی خبر این همه با خود کلنجار نروم که به شما نصیحت نکنم .

کمال

هنوز کسی به این سوال پاسخ نداده که چزا آقایون بعد از اینکه به هر دلیلی آقایون نتونستند مسیر رو تموم کنند روی گشایش مسیر تبلیغ کردند . این کار این دوستان نشون میده که خدایی نکرده جرات اعلام شکست رو ندارند و بدین شکل میخان خودشونو پیروز جلوه بدن به نظر من آقای نصیری میتونست خیلی تند و تیز تر بر این آقایون بتازه اما گویا تیغ انتقاد ایشون کمی کند شده.

کاوه

سلام فرامرز نصیری یه انتقاد به شما دارم. چرا به خودت حمله می کنی؟ چرا به خودت طعنه می زنی؟ نه آقا جان! این صحیح نیست. اتفاقا" در زمینه ی کوهنوردی صاحب نظر هم هستی. حق هم داری که نظرت را بگویی. تحلیل هم بکنی. کسی حرفی دارد، این وبلاگ محل همین گفتگو هاست. می گوییم و می شنویم. مضاف بر اینکه هیچ ضرورتی ندارد کسی که می خواهد در مورد مثلا" کوهنوردی ایران تحلیل داشته باشد، خود بلد باشد که چگونه آن کلنگ کذایی را به دست گیرد!

امیر طالشی

ماشاالله تو جواب دادن کم هم نمی آورید پیشنهاد میکنم به همراه آقای ظریف (وزیر امور خارجه ) به کنفرانسهای 5بعلاوه 1 بروید ، شاید هم فرجی شد.الحمدلله برای هر چیزی یه جوابی هم دارید.[لبخند]

رویا

نوشته های بی پروای تان را دوست دارم.موفق باشید

رهگذر

اگر به پوستر دقت کنیم نوشته شده "اولین صعود زمستانی دره یخار" پس مشخصاً صعود به قله هدف اصلی نیست و پیمایش دره هدف اصلی است. پس اگر تیم به قله نرسیده چون هدف اصلی رسیدن به قله نبوده نمی توان از واژه "شکست" با قطعیت استفاده کرد.

ابوالفضل زمانی

از شما کوهنویس گرامی تقاضا دارم در جلسه ارایه گزارش برنامه یخار حضور بهم رسانید