فاجعه ی برودپیک: چرا کیومرث بابازاده سکوت کرده است؟!

 

وقتی می‌خواهیم در باره‌ی دلایل و زمینه‌های شکل‌گیری "تراژدی ایرانی قله‌ی برودپیک‌" کندوکاوی داشته باشیم ، بازبینی و مروری مجدد بر اطلاعیه‌ها و مصاحبه‌های رسمی پیرامون هر مرحله از برنامه اجتناب ناپذیر خواهد بود .

 

با نگاهی بر اخبار و رویدادهای تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز در روزهای "صعود نهایی و آغاز فرود"  درمی‌یابیم که مرکز پاره‌ای از دستورات و تصمیمات تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز در تهران و از سوی شخص کیومرث بابازاده بوده است . تصمیمات تعیین‌کننده و سرنوشت‌سازی مانند : عدم صعود رامین شجاعی و افشین سعدی و کمک آنان به تیم گشایش مسیر!!  

 

با نگاهی بر اخبار و رویدادهای تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز در روزهای "صعود نهایی و آغاز فرود"  درمی‌یابیم که حتی باوجود  اختلال جدی در زمان‌بندی پیش‌بینی شده و اضافه شدن دو روز دیگر به برنامه صعود،  در دیدگاه کیومرث بابازاده همچنان نیازی برای کمک به آنان دیده نمی شود !!

 

" ... کیومرث بابازاده گفت: بر طبق گزارش ارسالی، صعود قله فردا صبح حتمی  است.  طبق پیش‌بینی صورت گرفته آنها 30 دقیقه تا یک ساعت تا قله فاصله  دارند. اعضای سه نفره متشکل از آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی فردا تصمیم دارند تلاش نهایی خود را جهت صعود قله ادامه داده و بعد از لمس قله، خود را به کمپ 3 تا عصر فردا 25 تیرماه 92 برسانند. بابازاده گفت: طبق بررسی صورت گرفته، هوای فردا جهت ادامه تلاش و حرکت تیم به سوی قله نسبتا مناسب است.  بابازاده در ادامه خاطر نشان کرد، هنوز موفق به برقراری تماس با رامین  شجاعی و افشین سعدی نشده ام. در صورت برقراری تماس به رامین شجاعی پیشنهاد  خواهم داد اگر صعود خود را از کمپ سه شروع نکرده، صعود را ادامه ندهد و اگر تلاش خود را جهت صعود قله آغاز نموده، تلاش خود را متوقف نمایدبابازاده ادامه داد: طبق برقراری تماس تلفنی با کمپ اصلی برودپیک، باخبر  شدم، مسیر برگشت از قله به سمت کمپ سه که مسیر سخت، دشوار و خطرناکی است،  قبلا توسط تیم های دیگر ثابت گذاری شده است و نیازی به تلاش رامین شجاعی و  افشین سعدی جهت صعود تا گردنه منتهی به قله و کمک دیگر اعضای تیم نیست... "

 

از آرشیو کوه نیوز

 

بازبینی و مروری مجدد بر آرشیو اخبار و رویدادهای فاجعه ی برودپیک نشان می دهد که این برنامه یک مرکز دستور و تصمیم گیری نیز در تهران داشته است و این مرکز کسی جز کیومرث بابازاده نبوده است! و اتفاقا ... با شکل گیری جدی بحران ، این مرکز تصمیم گیری و صدور دستور در تهران ... یعنی کیومرث بابازاده ... است که نقش اصلی را بر عهده می گیرد.

 

 

رامین شجاعی در یکی از پست های وبلاگ خود نوشته است "مسئولیت کامل این برنامه بر عهده من بوده است " ... نوشتن چنین جمله ای و اعلام چنین مسئله ای با توجه به رویدادهای برنامه فقط می تواند به گونه ای تعارف بی محتوا و گونه ای فداکاری بی مفهوم برای کنارزدن کیومرث بابازاده از پاسخ گوئی به افکار عمومی تلقی گردد چرا که بنا بر اظهارات صریح خود او و همچنین گزارش روزشمار برنامه،  آخرین تماس او با اعضای تیم در ساعت 17 روز سه شنبه 25 تیر بوده  و بعد از آن تا ساعت 19 روز شنبه 29 تیر  ... یعنی آن چهار روز سرنوشت ساز ... اغلب تماس ها برای کسب دستور و تصمیم و نیز درخواست کمک با کیومرث بابازاده بوده است!

 

 

آرشیو برنامه ی برودپیک را از ابتدای اعزام  تیم و همان روزهای اول ببینید . در همه جا نام کیومرث بابازاده به چشم می خورد. به عنوان یکی از ارکان راه اندازی و مدیریت تیم ، به عنوان سخن گوی رسمی اعلام اخبار برنامه ، به عنوان تصمیم گیرنده برای پاره ای از رویدادهای برنامه ، به عنوان ... اما حالا ، با بروز فاجعه و مرگ سه کوه نورد خوب و جوان کشورمان ،  می بینیم که این فقط رامین شجاعی است که می خواهد یک تنه بار تمامی و کامل مسئولیت های این فاجعه را بر دوش کشد... چرا ؟!

 

 

بنا به گزارش روزشمار رامین شجاعی ، اعضای تیم صبح چهارشنبه 26 تیر در تماس خود گفته اند که مسیر را گم کرده اند ... عظیم برهمنی در گزارش خود می گوید : " ... ساعت 8 صبح دوباره مجتبی تماس گرفت اما این بار استرس بیشتری داشت و گفت که ما راه را گم کرده‌ایم، لطفا ما را راهنمایی کنید... ساعت 10 صبح دوباره تماس گرفتند که راه را پیدا نکرده‌اند و چه باید بکنیم ... همان موقع از تهران تماس گرفتند که من وضعیت را اضطراری اعلام کردم اما برخی گفتند که هنوز اتفاقی نیفتاده که اینقدر هول می‌کنی!!

 

اکنون که فاجعه جای موفقیت را گرفته است ، سکوت این "برخی" را به چه چیزی باید تعبیر کرد؟

 

 

 

 

/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
...

مثلا سکوت نکنه چیکار کنه ؟ چی میخواد بگه ؟ همین سکوت کنه بهتره ! خودش میدونه هر چی بیشتر هم بزنه بدتره ! فقط امیدوارم برای همیشه سکوت کنه ...چند سال دیگه که حافظه ها ضعیف شد و عمق این فاجعه از خاطره ها پاک شد حرفهای جدید رو نکنه برای توجیه کردن !

پرسشگر

شحاعی گفته در مصاحه با ایسنا اینکه مجتبی روز سه شنبه ساعت 16 گفته گم شده اند و آب و غذا ندارند ووووو را قبول ندارد.ا.باید از ایسنا بخواهد پاسخگو باشد و گرنه دروغگویی بیش نیست.

تازه کار-1

سلام فرامرز عزیز. اما چند نکته: 1- بابازاده بر اساس شواهد موجود نمی تواند نقش دستوردهنده داشته باشد به دلایل زیر الف : در متنی که شما خود آنرا از کوه ننیوز نقل کرده اید به صراحت نقش مشورتی بابازاده مشهود است. خودش می گوید پیشنهاد خواهم داد! که گویا متاسفانه از چشم شما جا افتاده است. ب : یک دستور دهنده هیچ وقت چنین ارتباطات غیر قابل اعتمادی را برنمی گزیند. اگر بابازاده دستور دهنده بود علاوه بر آیدین قاعدتا بایستی رامین هم به تلفن ماهواره ای مجهز می شد. تصور اینکه یک دستور دهنده فقط روی یک تلفن ماهواره ریسک کند برایم مقدور نیست چرا که برای آن تلفن ممکن است هر اتفاقی بیوفتد و به این ترتیب دست فرمانده کوتاه خواهد شد! بنابراین اگر بابازاده نقشی که شما برایش متصور شدید را داشت حتما باید در تیم بیش از یک تلفن یافت می شد. آن یک تلفن همانند همه کوهنوردان برای ارسال خبر موفقیت درست در لحظه حادث شدن آن همراه تیم بوده است. خیلیها دوست دارند از روی قله با افراد عزیزی در ایران صحبت نمایند. ج- اگر بابازاده در نقش یک دستور دهنده ظاهر می شد باید مثل سال 88 در بیس کمپ حاضر می بود و از آنجا تیم را هدایت می کرد. ...

تازه کار-2

... 2- در خصوص چرایی تماسها با تهران به جای بیس کمپ که مورد سئوال بنده هم از همان آغاز بود (و طبعا من هم گمانه زنیهای خودم را داشتم ولی منتشر نکردم) رامین شجاعی توضیحاتی داده است و حدسیاتی هم زده که رد کردن آنها کار ساده ای نیست. یخ زدن انگشتان می تواند دلیل خوبی برای استفاده از شماره گیری سریع (Speed Dial) باشد. به هر دلیلی (که چندان هم مشخص نیست) آقای بابازاده آن نقشی که در سال 88 داشتند را در سال 92 نداشتند! صرف تماس گرفته شدن با آقای بابازاده به ایشان ماهیت تصمیم گیرنده پشت پرده را نمی دهد! نه فقط تیم برودپیک که خیلی از تیمهای مستقل هم خبر صعودشان را از روی قله به این پیشکسوت دنیای کوهنوردی مخابره می کنند. جسارتا به نظرم ایرادی که در متن قبلی شما وارد می دانستم هنوز برطرف نشده است ...

تازه کار-3

... 3- با توجه به فضای مسمومی که نه تنها گریبان من و شما که به تازگی مشخص شده گریبان رضازارعی و عزیز حبیبی را هم گرفته (و چه بسا بقیه اشخاصی که له یا علیه تیم اظهارنظر می کنند) خواهش می کنم از انتشار کامنت افراد بی هویت در مورد این مسایل خود داری کنید تا از التهابها کم شود. در صورت رعایت شما، من نیز چنین خواهم کرد. اصولا قبول اینکه چگونه است که خود شما با قبول هزینه های حرفهایتان آنها را می زنید ولی یک عده در وبلاگتان شهامت پی روی از شما را نداشته و بی هویت پیام می گذارند از یک طرف معنی خوبی برای وبلاگ شما ندارد چرا که معنایش این می تواند باشد که طرفدارانتان به راه و سخن شما اعتقاد قلبی ندارند که خود را مخفی می کنند و از سوی دیگر به آن طرفی ها هم مجوز کار مشابهی می دهد. سالم سازی این فضا کار راحتی نیست و همکاری همه وبلاگویسها را می طلبد ولی باید به دیگران یاد بدهیم که یا حرفی نزنند که خود نیز بدان اعتقاد ندارند یا اگر واقعا به آن اعتقاد دارند دیگر دلیلی برای مخفی ماندن ندارند. به هر حال از یک جایی باید شروع کنیم و شاید این حادثه نقطه خوبی برای شروع باشد

فرهنگ

جناب نصیری با سلام و تشکر از تایید کامنت قبلی من با آنکه بنظر میرسید مخالف شما است. از اینکه شما شخص شناخته شده ای برای جامعه کوهنوردی و همینطور غیر کوهنوردی(مردمی) بخصوص بعد از فاجعه برودپیک در فضای واقعی و مجازی میباشید جای شکی نیست که فشار زیادی راکه ماحصل تضاد (تا حدودی تضاد) این دو گروه میباشد روی شانه های خود احساس کنید. بنوبه خود از این پست که نشان از تحقیق و پیگیری مسرانه شماست قدردانی نموده برای قلمتان آرزوی استمرار تا رسیدن به دانش نوین کوهنوردی ایمن و البته با مدیریت و سرپرستی مدبرانه را دارم. امیدوارم با کشف سرنخهای بیشتر از این فاجعه مستور مقصرین حادثه بسخن درآیند (نه برای تنبیه که برای عبرت دیگران) تا انشاالله دیگر شاهد ه اینگونه فجایع نباشیم.

تازه کار-4

ممنون فرامرز از پاسخهای مفصلی که دادی. به نظرم جای دادن نقطه نظرات ما دو تا در کامنتینگ کار ساده ای نیست ولی خب شاید چاره ای هم نباشد. به امید اینکه به جمع بندی مشترکی برسیم هرچند اجباری هم بر آن نیست. همینکه موضوع از جهات مختلف مورد بررسی قرار بگیرد خودش ارزشمند است. اگر اجازه بدهی یک به یک به نظرات تکمیلی شما بپردازیم. در پاسخ به کامنت شماره 1 بنده آدرس خبری را دادید که می گوید آیدین با بابازاده تماس گرفته است و از وضعیت خود و تیم گفته است و بابازاده هم به آیدین خبر از ارسال کمک داده است. خب این خبر به نظرم اثبات کننده حرف دستور دهنده بودن بابازاده نیست. علی الخصوص در مورد راهبرد صعود! دقیقا مشخص نیست از چه زمانی ولی زمانی بین آخرین تماس با بیسیم با اولین تماس تلفنی ظاهرا امکان برقراری تماس از سوی تیم قله با رامین نبوده. رامین به وضوح از خالی شدن 2 باتری بیسیم در نزد آنها صحبت به میان می آورد بنابراین تصور اینکه در ارتفاعی بالاتر (و سردتر) تنها باتری بیسیم تیم سه نفره تمام شده باشد فرض محالی نیست و در این حالت بابازاده به عنوان واسطه عمل نموده باشد. ضمن اینکه از متن خبر بر می آید که بحران شروع شده! لذا...

گاف

سلام پیرو نظر آخر تازه کار : بنده به شخصه هم وبلاگ شما و هم کلاغها رو پیگیری میکنم ،و به شخصه هم شما را میشناسم، ولیکن به همان دلیل جواب داده شده به شما،دلیلی بر استفاده از نام حقیقی خود نمیبینم،و نظرم برای خودم محترم است،برای شما و کلاغها و وبلاگهای دیگر مینویسم ، شما دوست نداری ثبت نکن،این اختیار وبلاگ شماست،پس لطفا برای دیگران تعیین تکلیف نکن.

...

آقای نصیری از این تفکر شما خوشم اومد که مهم اینه که توهین و تهمت در کامنتها نباشه نه هویت نویسنده .. آدم هویت نداشته باشه بهتره تا دچار بحران هویت باشه !!

تازه کار-5

لذا برای قبول اینکه تیم قله گاهی از رامین یک دستور می گرفته و گاهی از بابازاده دستوری دیگر باید دلایل قویتری ارائه کرد. در مورد اشکال نداشتن نفس وجود دو مرکز, راستش با این هم مشکل دارم و مرا یاد دوتا شدن آشپز می اندازد. بنابراین وقتی سخن از دو مرکز می آید عدم هماهنگی بین آنها بصورت پیش فرض به مخاطب القا می شود چرا که دو مرکز در عرض هم تصور می شوند. اگر هدف شما در مطلب جز این است یعنی برای رامین و بابازاده سلسه مراتبی قائل شده اید بهتر بود آنرا ذکر می کردید تا مخاطب دچار سردرگمی نشود. در پاسخ به بخش دوم کامنت بده فرمودید هیچ جا گفته نشده تصمیم گیرنده پشت پرده. این حرف درست است اما با توجه به لحن مقاله موضوع چنین به اینجانب به عنوان مخاطب القا شده که گویا صحیح و مد نظر شما نبوده. اما در ادامه لینک دومی داده اید که آن نیز مربوط به ستاد بحران می شود و طبعا ربطی به استراتژی صعود و رهبری آن دارد. ضمنا چون جمع بسته شده نشان از چند نفر دارد و احتمالا منظور نظر ستاد بحرانی بوده که سخنگوی آن گویا آقای بختیاری است. بنابراین تا کنون شخصا ار بابازاده مطلب خاص و شبهه انگیزی ندیدم.