عظیم قیچی ساز ، فرزند توان مند آذربایجان و ایران

 

عظیم قیچی ساز با صعود قله‌ی ماناسلو ، قدم به قدم به خلق افتخار و موفقیتی بزرگ و تاریخی برای کوه‌نوردی کشورمان نزدیک می‌شود.  تلاش‌های سخت و دشوار او برای صعودهای قاطع و غیرقابل انکار به ده قله‌ی بالای هشت هزار متر جهان و اندیشه‌ی آرمانی او برای پیوستن به " باشگاه کوه‌نوردان 8 هزار‌متری‌های دنیا" بی‌شک شایسته‌ی تحسین و احترام بسیار است.

  

_ موفقیت‌های پی در پی عظیم اما بدون حاشیه نبوده است. با انتشار هر خبر صعود او ، باید شاهد آغاز موجی از هجوم‌های تخریبی از سوی تعدادی از وابسته‌گان و اعضای دو باشگاه قدیمی و بزرگ شهر تهران باشیم . هجوم‌هایی که با آمیزه‌ای از "‌بغض و کینه و حسادت و تنگ‌نظری "  همراه است.

 

_  نمونه‌ای روشن از این گونه هجوم‌های تخریبی  _ و البته منحط و غیراخلاقی... چرا که عظیم هنوز در ماناسلو است و بازگشت خود را به اتمام نرسانده _ را می‌توانیم در آخرین پست عباس محمدی در وبلاگ دیده بان کوهستان  ببینیم.

 

_ " پرونده‌سازی و متهم‌کردن " از روش‌های معمول و عادت شده‌ی عباس‌محمدی طی دو دوره مدیریت او در انجمن کوه‌نوردان بود. یعنی همان چیزی که قبلا آن را ... و همراه با تجربه‌ای شخصی و تلخ ... از نمودهای بارز روش‌های استالینیستی در انجمن کوه‌نوردان معرفی کردیم. او در پست خود ، و بدون ارائه‌ی منطقی مشخص و تحلیلی مستند ، در جهت پرونده‌سازی و متهم کردن عظیم قیچی ساز این گونه می‌نویسد: " صرف وقت بسیار، صرف پول بسیار، تلاش و تمرین کمیتی بسیار، سکوت درباره ی ارزش کیفی صعود، سکوت درباره‌ی چگونگی تامین مالی برنامه ( و در نتیجه، منتقل نشدن تجربه‌ی برنامه ریزی) ، سوار شدن بر موج احساسات عامه‌پسندانه، تلاش نکردن در جهت ارتقای بینش همگانی، و خلاصه: کمیت گرایی و کیفیت گریزی است ".

 

_ در تفکر عباس محمدی ، افراد و گروه‌های کوه‌نوردی ایران به دو جبهه‌ی خودی و غیر خودی تقسیم می‌شوند.  اگر او عظیم  را متهم به " اجرای برنامه‌های تکراری و فاقد ارزش‌های فنی " می‌کند دلیل ساده‌ای دارد : عظیم شهرستانی است ... عظیم تنهاست... عظیم تشکیلات ، باشگاه ، نیرو و امکاناتی ندارد که عباس محمدی بتواند در آینده  و برای بازگشت خود به مدیریت انجمن و حفظ جایگاه‌اش روی آن حساب باز کند.  مثل باشگاه آرش ، مثل باشگاه دماوند ، مثل باشگاه اسپیلت و مثل همه مرکز نشینان دیگر !!  نقدهای عباس محمدی در طول این سال‌ها ، فقط و فقط  افراد و گروه‌های شهرستانی  را نشانه رفته است.

 

_ عباس محمدی فاقد آن میزان صداقت ، جربزه و شهامت است که بتواند در مثال : صعود پروانه کاظمی از باشگاه اسپیلت تهران به اورست را برنامه‌ای تکراری و فاقد ارزش‌های فنی بنامد و یا در باره‌ی آن ، اظهارنظری حتی کوچک داشته باشد . عباس محمدی فاقد آن میزان صداقت ، جربزه و شهامت است که بتواند در مثال : صعود نانگاپاربات باشگاه دماوند تهران  را برنامه‌ای تکراری و فاقد ارزش‌های فنی بنامد و یا در باره‌ی آن اظهارنظری حتی کوچک داشته باشد . آنها خودی هستند و این حربه ( تکراری بودن و فقدان ارزش‌های فنی ) فقط برای غیرخودی‌ها کاربرد دارد!!

 

_ عظیم‌قیچی‌ساز کوه‌نوردی بزرگ است!  عظیم‌قیچی‌ساز کوه‌نوردی بسیار متین و محجوب است!   عظیم‌قیچی‌ساز فرزند توان‌مند و غرورآفرین آذربایجان و ایران است! از او در برابر هجوم‌های تخریبی و هدف‌مند گرگ‌های باران‌دیده‌ی باشگاه‌های تهرانی حمایت کنید!

 

 

.

 

 پی نوشت :

عظیم قیچی ساز در حال حاضر پروژه‌ی " صعود هر چهارده‌ی قله‌ی بالای هشت هزار متر جهان " را هدف اصلی و بنیان تلاش‌ها و فعالیت‌هایش قرار داده است . در شرایطی که این پروژه تا مرحله‌ی پایانی هنوز مسیری کم و بیش طولانی را در پیش رو دارد ، طرح مسئله‌ی " برنامه‌های نو در هیمالیا " از سوی عباس محمدی و چنین توقع و انتظاری را از عظیم قیچی ساز داشتن ، فقط می تواند حرکتی عوام‌فریبانه تلقی گردد ، چرا که :

1_ عباس محمدی بهتر از هر کسی می‌داند که پیوستن عضوی از جامعه‌ی کوه‌نوردی ایران به باشگاه هشت هزار متری جهان می‌تواند دارای چه میزان اعتبار و ارزش‌های تاریخی برای کوه‌نوردی کشورمان باشد.

2_ عباس محمدی بهتر از هر کسی می‌داند که توقع و انتظار اجرای برنامه‌های نو در هیمالیا و در موقعیت فعلی کوه‌نوردی کشورمان ... که حتی اجرای‌های تکراری هم با آمار بالای تلفات انسانی همراه است ... را فقط می‌توان از تشکل‌ها و گروه‌های بزرگ واجد امکانات و نیروی انسانی داشت نه کوه‌نوردی منفرد و فاقد تشکل و سازمان!

گویا قرار است و بایستی که عظیم‌قیچی‌ساز در انفعال همه‌ی گروه‌ها ، باشگاه‌ها و تشکل‌های قدیمی و حرفه‌ای موجود ، بار همه‌ی کمبودهای کوه‌نوردی ایران را نیز بر دوش کشد!!   آقای عباس محمدی عوام‌فریبی را بس کنید!

 

 

 

/ 51 نظر / 58 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی فرهادی

در خصوص اشاره ای که در کامنت ذیل به نام بنده فرموده اید. فرامرز جان من منتقد عملکرد مدیریت فدراسیون هستم. اما بعنوان یک کوهنورد و مربی, فدراسیون کوهنوردی را خانه خود می دانم و آنرا متعلق به هیچ جناح و گروهی و شخص خاصی نمی دانم. بنابر این همکاری من با فدراسیون بهیچوجه تناقضی با انتقاداتم به این مجموعه ندارد. آقای شعاعی چند صباحی میهمان این فدراسیون است ولی من بعنوان یک کوهنورد جدی همواره با فدراسیون کار دارم و هیچگاه از این مجموعه قهر نمی کنم. درخصوص جشنواره بیستون هم شایان ذکر است که از من و همسرم از طرف آقای نوتاش برای شرکت در این جشنواره رسما" دعوت شده و ما نیز برای شرکت در آن در هیچ صفی نایستاده ایم.

ندای کوهستان در جواب !!!

دوست عزیز آقا یا خانم !!!: دارم فکر می کنم که به شما یه پیشنهاد بدم اما هر چه فکر می کنم نمی تونم پیشنهادی در خور تفکر!!! شما دوست گرامی پیدا کنم...!!! فقط یک نکته ی بسیار بسیار مهم و اساسی و البته کلیدی و در حقیقت با اهمیت فوق العاده ویژه: سیاه و کدر فکر نکنید...!

تبریزی

شهرداری تبریز از همه رشته هی ورزشی حمایت میکنه.کلا رشد ورزش برابر با رشد جامعه است که بخشی از وظایف شهرداری ها رو تشکیل میده. به این لینک توجه کنید: http://www.irna.ir/fa/News/80358807/parseek/parseek

تبریزی

همینطور این لینک http://www.irna.ir/fa/News/80358739/parseek/parseek

عباس ایلاقی

عظیم بعد از اینکه 5/6 هشت هزاری صعود کرد شهرداری اسپانسرش شد اینطوری هم نبود که شهرداری از اول حامیش باشه . بی شک عظیم تواناترین کوهنورد ایرانی است کسی که با صعود 10 هشت هزاری اینو به همه ثابت کرده پس اگر میلیاردها تومان هم خرجش کنند حقشه

احمد

به خاطر شغلم حدود 7 سال است با کوهنوردان سر کار دارم وهمیشه از این قشر متنفر بودم به خاطر مشکلات و دردسرهایی که برای ما ایجاد میکنند . اما همیشه خودم را متقاعد میکردم این قشر را دوست داشته باشم و وظایفم نسبت به آنها را به نحو احسن انجام دهم اما با خواندن این نظرات و وبلاگهای مربوط به کوهنوردی دوباره از این قشر متنفر شدم . کسانی که حتی از هم رشته های خود حمایت نمیکنند . اینطور به جان هم افتاده اند و زحمات دیگران را به خاطر منافع خود زیر سوال میبرند . بارها و بارها دیدم کوهنوردان دوستان خود را در شرایط سخت در کوهستان رها میکنند و همیشه برایم باعث تعجب بوده .حالا فهمیدم نه تنها در کوهستان به هم وفادار نیستند بلکه چشم دیدن همدیگر و موفقیتهای همدیگر را هم ندارند...

ندای کوهستان به عباس ایلاقی

عجب...!

ندای کوهستان در جواب احمد

آقای احمد اتفاقا منم به خاطر ورزش درب و داغونی که انتخاب کردم اکثر اوقات با پرسنل آتش نشانی سر و کار داشتم ولی با وجود گشاد بودن بیش از حد کالیبر این دوستان در شرایط عادی و غیر عادی و عدم کمک و امداد رسانی عزیزان در همه ی مواردی که بهشون نیاز داشتیم و البته که بسیار در دسترس بودند اما به خاطر همان کالیبر بسیار گشادی که عرض کردم در شرایط بد جوی و آب و هوای بسیار خطرناک از توچال گرفته تا سبلان، من از این قشر هرگز متنفر نشدم و همیشه امیدوارم که بالاخره یک روزی به راه کوشش و تلاش هدایت بشن آمین...!

کریم

سلام به آقای احمد گرامی من بر خلاف شما و آقای ندای کوهستان فکر می کنم و آنچه که فکر می کنم به خاطر اتفاقیه که دقیقا برای خودم پیش اومده. وقتی حدود 5 سال پیش کنار آبشار دوقلوی مسیر دربند به توچال دچار آسیب دیدگی دست و پا و سر شدم ، کوهنوردانی که هرگز ندیده بودمشون و از اون به بعد هم ندیدمشون ولی همیشه دعاشون می کنم و همچنین آتشنشانی و اورژانس ساعت ها وقتشون رو برای نجات من گذاشتند و از هیچ تلاشی دریغ نکردند. و البته بعضی از کوهنوردانی هم که ازشون برای خودم بت ساخته بودم با بی اعتنایی و گاه با طعنه و کنایه از کنارم گذشتند و کوچکترین کمکی نکردند. همه جا خوب و بد داره. بد ها هستند، خوب ها هم هنوز هستند. زیاد هم به قشر خاصی بستگی ندارد.

كوهنوردان تبريز بي غيرت نيستند .چون جواب ابلهان خاموشي است.