وبلاگ روشنک : دخترهای توی قفس!

 

 

" به قیافه خیس دخترها نگاه کردم.. هجده تا بیست و یکی دوساله به نظر می رسیدند..  آرایش غلیظی که داشتند به تدریج خیس می شد و در هم می رفت و شبیه به یک پالت نقاشی  رنگ و روغن کهنه و کثیف می شد.. هیچ لبخندی روی صورتشان نبود.. حرف نمی زدند.. حتی  یک کلمه.. هیچ واکنش خاصی نشان نمی دادند.. حتی رنگ های در هم رفته روی صورتشان را با  دست پاک نمی کردند.. فقط می نشستند.. می  افتادند... خیس می شدند و می لرزیدند.. اما  به این کار ادامه می دادند.. دوربینم را آماده کردم و رفتم روبروی قفس ایستادم و به  طرف پرتاب کننده ها شلیک کردم.. به قیافه هایشان نگاه کردم.. لذت می بردند از این  کار!.. چه تلاشی می کردند تا توپها به هدف بخورد و دخترها را توی بشکه بیندازند..  همه جور آدمی دیده می شد.. توریست ها .. تایلندی ها.. حتی بچه های کوچک .. کم کم متوجه عکاسی من شدند و جمعیت رفته رفته کمتر و کمتر شد.. انگاری که خجالت کشیده باشند.. مرد تایلندی صاحب قفس نگاه خشمگینی به من انداخت که اهمیتی ندادم و توی صورتش با دوربینم مستقیم شلیک کردم..  "

 

متن کامل را در وبلاگ روشنک هوشمند بخوانید

 

 

 

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
روشنک

مرسی که لینک دادید هر چند درباره کوه نبود.. امیدوارم به این خاطر سرزنش نشوید.. باز هم مرسی.. : ) ..

کوه نورد

تبلیغ های هدف دار شما از این خانم به خوبی نشون میده که وبلاگ طنز کوه و سایت کوه نامه چه بر سر شما آورده است

روشنک

حق با شماست.. با اینکه هیچ وقت شما را ندیده ام و همیشه مرا یاد برادر بزرگترم که ایران نیست انداخته اید اما از حجم حملات و توهینهایی که بارها فقط به خاطر لینک دادن به متنهای وبلاگ من تحمل کرده اید شگفت زده شده ام.. آنها شما را تا وقتی دوست دارند که همیشه به نفعشان سخن بگویید و فقط از آنها بگویید.. شما جزو معدود کوهنوردانی بوده اید که نوشته های تلخ مرا شخصی معنی نکرده اید.. همیشه درک کرده اید که چه می گویم و چه می نویسم.. چون با خواندن و نوشتن آشنا بوده اید.. موفق و شاد باشید همیشه... و اما اتحادیه دلواپسان و ابلهان.. فکر می کنم انتظار درک و فهمیدن خیلی چیزها را نباید از آنها داشت.. دلیلش هم واضح است.. از هر نوشته ای عجولانه برداشت شخصی می کنند و به خود می گیرند.. بک جورایی به خودشان توهین می کنند.. [گل]