اندر مصائب فقدان شعور فردی و اجتماعی !!

بعد از انتشار گزارشی از حادثه ديواره شروين در وبلاگ انجمن کو ه نوردی دانشگاه تهران ٬ احسان حسين نژاد در آخرين يادداشت وبلاگ نوپتسه با متنی کوتاه و انتقادی ٬ پرسشی ساده و روشن را از سرپرست و مسئول وبلاگ اين تشکل دانشجويی ـ کوه نوردی مطرح می کند :

« ... پرسشی که میشود از مسئول وبلاگ و یا شاید سرپرست این انجمن پرسید این است که چرا این کنکاش و تحقیق در مورد حوادث داخلی انجمن رخ نمیدهد؟ آیا مسئولین محترم انجمن دانشگاه تهران مشابه این گزارش را در مورد برنامه شخصی اعضای این انجمن در نوروز و حوادث و حواشی آن برنامه هم منتشر میکنند؟ چرا در مورد برنامه "تیغه دارآباد" زمستان گذشته حتی خبری در وبلاگ این انجمن درج نمیشود؟ چرا حتی یک مطلب تحلیلی کوتاه دربارهء حادثه دیواره پل خواب (در تابستان گذشته) نوشته نمیشود؟ اگر (به درستی) اعتقاد داریم که منتشر کردن صادقانه اخبار حادثه و تحلیل دلایل آن اولین قدم در راه درس گرفتن از آن و پیش گیری از حوادث بعدی است، چرا فقط به اخبار حوادث سایرین توجه داريم؟ ... »

و به فاصله ی کوتاهی  ٬ در قسمت پيام های خوانندگان مربوط به اين متن کوتاه و انتقادی ساده ٬ شــــــــــــاهد جملاتی دور از انتظار توسط يکی از اعضای اين تشکل به نام رضا فتحی می شويم . جملاتی که شايد بتواند تاحدودی بيانگر سطح پايين شعور اجتماعی و فردی پاره ای از دانشجويان اين سرزمين باشد :

« ...چرت و پرت گفتن اينقدر راحت شده برات ؟؟؟ ..... چه ربطی داره به شقيقه؟ ... از اين بی سر و ته تر چيزی هم می شد نوشت؟ ... آسمون و ريسمون رو به هم بافتن جديدا مد شده؟! ...»

وقتی فقر فرهنگی و فقدان شعور شخصيتی رضا فتحی دانشجو در اين حد است که در مواجهه با انتقادی ساده چنين کف بر دهان (!!) می آورد ٬ جز اظهار تاسف آيا چيز ديگری هم می توان گفت؟!

/ 3 نظر / 4 بازدید
برج سينا !

رضا فتحی فقط ياد گرفته است تا ديگران را نقد کند و تحمل انتقادهای ديگران را نداشته باشد! او با ادعای روشنفکرانه خود همه را به باد انتقاد می گرفت و اينک که در معرض انتقاد ساده احسان قرار گرفته است هر آنچه را که می توانسته بر زبان آورده!

هادی بهادری

جناب نصيري چه قدر راحت همه را بي شعور خطاب مي كنيد.... چه قدر راحت....

فرامرز نصيری

به هادی بهادری : واقعا شما را چه می شود ؟ با چنان عصبیتی به یادداشت های کلاغ ها برخورد می کنید که دیگر جایی برای فهم مطلب و انتقاد مطرح شده باقی نمی ماند! همه را ؟ کدام همه ؟ واقعا نفهمیدید که انتقاد این یادداشت به شخصی خاص ٬ به یک نفر خاص ٬ به رضا فتحی نامی مربوط می شود ؟ یا فهمیده اید اما در نگرش تان ٬ رضا فتحی و لابد دیگر دوستانتان در حکم همه ی کوه نوردی ايران هستند و هر خطابی به هرکدام از شماها ٬ خطاب به همه کوه نوردی ايران است !! ضمنا ٬جوهر انتقاد کلاغ ها اين است: بنظر کلاغ ها نحوه برخورد ـ دقت کنيد لطفا ـ نحوه برخورد و مواجهه ی رضا فتحی با متن آرام ٬ متين و ساده ی انتقاد احسان ناشی از فقدان شعوری فردی و اجتماعی است ! این نظر کلاغ هاست ٬ خب حالا شما طور دیگری فکر می کنید نظر دیگری دارید بفرمایید ! بجای هدف گرفتن و تلاش برای خفه کردن صدای نقد کننده ٬ ثابت کنید نحوه ی برخورد و نحوه ی مواجهه ی رضا فتحی عین شعور فردی و اجتماعی ست ! می توانید ؟ با دور زدن ٬ پاک کردن صورت مسئله و تمام آن روش هایی که دوستانتان در این چند روز اخیر به آن روی آورده اند...کوچکترین خدشه به اصل و محتوای انتقاد مطرح شده وارد نمی شود!