ششمین صعود قلم ...

ششمین صعود و همایش کوه نویسان ایران زمین طبق برنامه و زمان بندی از پیش تعیین شده در شهر همدان و کوهستان الوند با موفقیت به اجرا درآمد  .

به نقل از وبلاگ : ماگما

/ 23 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امین خادم

فکر میکردم از چرندیاتی که سال گذشته نوشتی پشیمون شدی یادم میاد که عذر خواهی هم کرده بودی حالا که انکارش میکنی بر میگردیم سر اصل کلوخ انداز یادت که هست؟؟؟ به توصیه چند نفر از بزرگتر ها بی خیالت شده بودم ولی...... روزهای خوشی رو برات آ رزو میکنم.

عزیزالهی

به آقا یا خانم " . . . " نه که حالا خودت خیلی نام و نشان داری !!!

نسیم

نوشته خانم فرهانی مملو از توهین و نگاهی از بالا به پائین است .توهم و خود بزرگ بینی در آن پست به وضوح دیده می شود .جالب اینکه تفکر باندی ایشان باعث میشود .وکیل وصی دیگران هم بشود و با چنین حرارتی وارد گود شود.کاش ایشان در خصوص مسائل دیگر این ورزش مانند حادثه تلخ مرگ عیسی یا پیشتر در مورد گم شدن سامان در مقام اصلاح وارد موضوع میشد.ولی گویا ورود به اینگونه مسائل برای ایشان به صرفه نیست .در هر حال دیگران را "حسود" ، "خود بزرگ بین " ،"متوهم " ،"کوته فکر " و ....قید کردن عادت ایشان است. البته در خصوص حسادت بنده حق با ایشان است که اگر فرصتی بود در یک کامنت چند قسمتی به تشریح ابعاد آن خواهم پرداخت.

عزیزالهی

حتی در مجلل ترین ، بهترین و گرانترین خانه ها نیز " چاه توالتی " وجود دارد ! جناب امین خادم چرا اصرار داری در خانه مجلل و زبیای صعود قلم نقش " چاه توالت" را بازی کنی !!!

نسیم

سلام شما در خصوص تائید کامنت قبلی من مورد انتقاد قرار گرفته اید حال آنکه آن کامنت انتقاد و اعتراضی بود به یک پست که شاید در شرایط روحی مناسبی نوشته نشده بود حداقل در هنگام بروز خشم نوشته شده بود .در هر حال هنوز هم معتقدم آن پست به دور از رعایت اصول اولیه این کار تهیه شده است.شاید اگر در ممالک متمدن چنین واکنشی از شخصی بروز نماید،پس از رفع مسئله آن شخص خود را مکلف به استفاده از مشاوره روانشناسی نماید. در هر حال کامنت من در وبلاگ آناپورنا بدلیل ناشناس بودن تائید نشد در صورتی که این وبلاگ نویس است که خود را در معرض قضاوت خواننده قرار میدهد .خواننده ای که ممکن است گاهی طرفدار ،گاهی منتقد با انصاف ،گاهی منتقد بی انصاف یا معترض ... باشد. در هر حال به نظر من چنانچه از دایره ادب و نزاکت معمول خارج نشود دلیلی برای سانسور کامنت او وجود ندارد ، حتی اگر بنا به خواست خود با اسم مستعار یا بی نام و نشان در موضوع ورود کرده باشد . در خاتمه به شما پیشنهاد می نمایم پستی به موضوع حقوق متقابل وبلاگر و خواننده وبلاگ اختصاص دهید.

شازده ایرانی

نسیم خانم فرموده اید در ممالک غربی فلان و بهمان است. باید یاد آوری کنم که در ممالک غربی هم کامنت گذار قابل ردیابی است ولی شما چرا به هیچ وجه قابل ردیابی نیستید؟ اگر به حرفهایتان اعتقاد دارید بایستی شهامت پذیرفتن مسئولیت آنرا نیز داشته باشید. ترس شما از چیست؟ آیا چیزی برای پنهان کردن دارید؟ در خصوص قضاوت خواننده موضوع خیلی ساده تر از این حرفهاست عزیز من. شما اگر از وبلاگی خاص خوشتان نمی آید می توانید آنجا نروید. به همین راحتی! کسی که مجبورتان نکرده به این وبلاگ بیایید, مطالبش را بخوانید و بعد هم حتما نخود هر آش شوید و چنان با اعتماد به نفس حرف بزنید که هر که نداند فکر کند استخوان خورد کرده ی این وادی هستین و صاحب نظر. کامنتهای شما در این تایید می شود. یعنی شما همسو و همفکر این وبلاگید. چرا بی مقدمه به آنا حمله ور شدید؟ جایگاه شما در این دعوی کجاست؟ و به قول آقای عزیزالهی (خطاب به تازه کار) نمی شد آن کامنت را ننویسی؟

نسیم

به شازده ایرانی شما بجای پرداختن به نقد ، منتقد را هدف گرفته اید ، ترجیح میدهم به این بحث وارد نشوم.اما استدلال شمادر خصوص سر نزدن به وبلاگی خاص ،با توجه به اسم مستعار شما یاد صحبتی از آخرین شاه ایران افتادم که گفته بود "منتقدین ومخالفان پاسپورت بگیرند و از ایران بروند"به دل نگیرید به هر حال استبداد ریشه های عمیقی در فرهنگ ما دارد همه نیازمند به تمرین دمکراسی هستیم بایستی از یک جائی شروع شود. شایدشروع آن از جامعه کوچک کوهنوردی و فضای مجازی آن قابل تامل است. اما با توجه به علاقه شما به مقوله آش و آشپزی ،مثالی مرتبط خدمت شما عرض کنم"وقتی مشتری رستورانی از غذا ، سطح بهداشت یا....انتقاد می کند،از او اسم یا آدرس یا فتوکپی شناسنامه نمیخواهند یا در جواب به او نمیگویند که دوست نداری دیگه این رستوران تشریف نیاورید.انتقاد من به پست مورد نظر اول بار در وبلاگ آناپورنا درج شد که مورد سانسور قرار گرفت .به نظر شما اگر کامنت من در تعریف و تمجید خانم فراهانی بود باز هم بدلیل ناشناس بودن سانسور می شد؟به هر حال به عنوان فردی که سالها برخی وبلاگهای مرتبط با کوهنوردی رامی خوانم ،پست مذکور را بزرگترین خودزنی ای

شازده ایرانی

پرداختن به نقدی در میان نبود! شما ادعایی کردید و ما گفتیم خرما خورده اید! ضمنا تفاوت زیادی است بین حرف ما (در مورد سر نزدن به وبلاگی خاص) با مثالی که در مورد خروج از کشور زدید. وقتی در کشوری به دنیا می آیی صاحب حقی از آن آب و خاک می شوی. حال این چه ربطی دارد به سر نزدن به یک وبلاگ من نمی دانم. شاید هم شما انتظار دارید همه مطابق میل شما رفتار کنند؟ با توجه به علاقه شما توصیه می کنم کمی در مورد وبلاگ و قوانین حاکم بر آن مطالعه فرمایید.

شازده ایرانی

ضمنا ایرادی به آناپورنا گرفتید در همینجا هم وارده. شما اینجا هم به آقای نصیری چیزی بگویی که خوشش نیاید حذفش می کند. نه فقط اینجا که در همه جا همچین چیزی هست. فکر می کنم خود آقای نصیری در این مورد کمی توضیح بدهند خدمتتان کافی باشد. (هرچند قبلا نیز بدان پرداخته)

نسیم

به شازده ایرانی 1- انتقاد به آناپورنا دو بخش داشت بخش اول به پست مورد بحث بود که معتقدم اگر کسی میخواست شخصیت خانم فراهانی را زیر سئوال ببرد به این شدت که خود ایشان خودزنی کردند، نمی توانست.بخش دوم عدم حساسیت ایشان در خصوص حوادث ناگوار این رشته ورزشی بوددر این خصوص همه مسئولیم و مسئولیت کوهنویسان در پرسشگری و فرهنگ سازی از دیگران بیشتر است.بدیهیست هدف اصلی بایستی جلوگیری از تکرار اشتباهات و استفاده از تجربیات قبلی باشدو نه انجام تسویه حسابها و عقده گشائی ها 2-در چارچوب گفتار و نوشتار من آش ، نخود ،خرما و ...نمی گنجدلذا ادامه این بحث به جائی نخواهد رسید. 3-به نظر میرسد به مثال بنده در خصوص حقوق مشتری عنایت ننموده اید. 4- انتقاد از پست مورد بحث فارغ از مخاطب آن انجام شده به عبارت دیگر فرقی نمی کرد طرف مقابل آقای نصیری یا فرد دیگریست. 5-ملاک تعیین درست یا نادرست عملکرد آقای نصیری نیست.این نحوه برخورد با خوانندگان از سوی هر کسی نادرست است. در خاتمه از حوصله و تایید متون این گفتگوی دو نفره توسط وبلاگ نویس تشکر می نمایم