یک دیدگاه : امین معین ...

 

" پیشرفت ابزار و وسایل کوه‌نوردی و حتی روش ها و تاکتیک ها یا بهتر بگوئیم پیشرفت علم کوه‌نوردی مانند دیگر عرصه ها اجتناب ناپذیر است! نکته در اینجاست که اجرای برنامه ای در همان سطح 30 سال پیش دیگر امروزه فاقد ارزش فنی بالای کوه‌نوردی است. صعود 8000 متری ها در دهه های 50 و 60 میلادی جزء فعالیت‌های مهم به شمار می رفت ولی حدودا از دهه ی 70 کوه نوردان مطرح به صعودهای دیگر گونه روی آوردند. نمونه هایی مانند صعودهای زمستانی 8000 و یا صعود های بدون اکسیژن و گشایش مسیرهای مختلف و یا صعود های سبکبار. بخشی از این تغییر روند مربوط به همان گسترش و پیشرفت وسایل بود... ابن موضوع تا جایی پیش رفت که امروزه دیگر صعود یک 8000 متری در فصل صعود و از مسیر آماده آنهم با روش محاصره ای جزء فعالیت های درجه اول و مطرح قرار نمی گیرد.   

   حتی در صعودهای فنی هم بدین گونه است. یعنی با پیشرفت تکنولوژی در کوه نوردی امروزه صعودهای فنی محاصره‌ای هم جایگاهی در صعودهای برتر ندارد... اگر نگاهی به معیارهای انتخاب برترین صعودهای دنیا بیاندازیم می بینیم که صعودهای سبکبار ، بار فنی بالا، استفاده از کمترین ابزار و معیارهایی از این دست بر ارتفاع و طول مسیر می‌چربد... به همین شکل در صعودهای داخلی اگر امروز با تجهیزاتی که کوه نوردی را در یک کلام ساده تر می کنند، همان صعود زمستانی که 30 سال پیش کار شاخصی بود را انجام دهیم، در رده یک صعود برتر قرار نخواهد گرفت و اگر قرار بگیرد یک جای کار می‌لنگد!    

آلپینیسم یعنی کوه‌نوردی به شکلی که در آن خود مسیر و چالش های آن مورد نظر است نه رسیدن به قله یا فتح مکانی مشخص. این یک روش و واژه شناخته شده در کوه‌نوردی بین المللی است. البته کوه‌نوردی در ایران با چنین دیدگاهی فرسنگ‌ها فاصله دارد. بحث و گفتگو بر سر زمان صعود در فصل زمستان نه در ایران که در محافل بین المللی هم همیشه داغ بوده است. اگر خوش بینانه قضاوت کنیم شاید بتوان گفت امروز دیگر آن روحیه جنگندگی و چالش با طبیعت در بین کوه‌نوردان کمتر دیده می‌شود. این روزها برای چنین حرف هایی شاید کمی زود باشد... شاید وقتی دیگر!   "            

                     

از بخش کامنتینگ وبلاگ

 

 

/ 1 نظر / 16 بازدید
عظیم

ما نسبت به 30 سال قبل و سالهای قبلتر چه معیاری از انسانیت داریم ،آیا کوهنوردی صرف بالا و پایین رفتن از کوه باید باشد و خطر کردن که آن موقع هر به کس بیشتر در معرض خطر باشد و به مرگ نزدیکتر امتیاز بالاتری خواهند داد! اگر رشته ورزشی و ابزارهای آن را عوض کرده بالای سرمان سیبی بگذاریم و تفنگ را به دست دیگری دهیم تا سیب را نشانه رود میتواند روشی دیگر برای اثبات مهارتمان به تماشاگران باشد،و هر چقدر ما بیشتر در معرض خطر ارزش کار بیشتر....! به نظر شما آیا ما تا چه زمانی مسئول ارضای هیجانات تماشاگران هستیم؟ چرا فقط از آلپینیسم پوچی و خطر و مردن را ارزش قرار داده ایم...! و انسانیتی که با پیشرفت تکنولوزی در حال انقراض است و هیچ تماشاگری ندارد...انسانیتی که در همه زمانها معنی واحدی دارد و ثمره اش معنی و عقل و زندگیست..! فرهاد به عشق شیرین بیستون رو میکند که به معشوقه اش برسد،وقتی چشم باز کرد و شرایط زندگی ومعیشت مردم اطراف و دید که زنها بدور از بهداشت وبچه ها با شکمهای بادکرده روزگار میگذرانند دیگر شیرین را فراموش کرده بود ولی با انگیزه بهتر و بالاتری به بیستون تیشه میزد تا بتواند برای روستا آب به ارمغان بیاورد...!