در ستایش جادوی سینما !

99641298503.jpg 1030099857.jpg72317334544.jpg17343113152.jpg

  

ماریان: او دوباره یافته است .

فردیناند: چه چیز را ؟

ماریان: ابدیت را .

فردیناند: فرار کن!

ماریان: همراه آفتاب ... ( از فیلم پیروی دیوانه ـ ژان لوک گدار) 

 

تصویرها و صداها را پایانی نیست ...

و آن لحظه هایی از جنس نور که بر پرده ی نقـــره ای می نشیند و بیش ترین و زیباترین عرصه های واقعیت و خیال را در تاریکی و خلوتی خود خواسته و با آمیزه ای از دلهره و اشتیاق برای تو رقم می زند .

و آن لحظه هایی که تجلی ناب ترین احساسات آدمی ست و بــــه سان آینه ای ٬ در پرتو انعکاس های بی پایانش ٬ عمیق ترین لذت های روحی را با آمـــیزه ای از عشـق و حسرت و رویا به او می نمایاند .

و آن لحظه هایی که هیچگاه بوی فراموشی ٬ فرسودگی خاطره و مرگ را به خود نمی گیرد . لحظه هایی که مثل صــــــدا ٬ محو نمی شود . رنــــگ نمی بازد . از یاد نمی رود .

رهایی از جادوی هنر سینما غیرممکن است . هـــنری که با نور ٬ راوی عشق و خرد می شود . هنری که با نور ٬ بارقه هایی از حقــــیقت و آزادی را خلق می کــند . هــــنری که ٬ مثل دوستی ٬ یاریت می کند تا راه های طولانی و دشوار زندگی را تاب بیاوری . 

« نوشته ی کلاغ ها ... در وبلاگ مشترک سینمائی» 

/ 1 نظر / 3 بازدید

و مه با تو درمی آميزد! من چيزی گفتم و نگفتم . تو می توانی از صدايت اما نه واژه ها استفاده کنی. تو می توانی از واژه ها اما نه صداها استفاده کنی. آنچه را می طلبم همواره يک چيز بوده است. گنيا توروسکی