تعطیلی وبلاگ زیر سایه ی تهدیدات رئیس انجمن کوه نوردان

 

کنش :  آقای عزیز حبیبی در وبلاگ بیواک ، طی نوشته‌ای کوتاه با عنوان " از آلپاین کلاب آنها تا آلپاین کلاب ما " دیدگاه انتقادی خود را نسبت به پاره‌ای سیاست‌ها و خط مشی مدیران انجمن کوه‌نوردان و از جمله " تحریم جشن‌واره‌ی بیستون " منتشر می‌کند .  حبیبی می‌گوید: "... و اما از آلپاین کلاب ایران چه بگوییم  . از کدام خلاقیت مدیران آن اسم ببریم . از کدام تلاش ملی و یا حتی از کدام تلاش نوآورانه آنها در جهت ارتقاء کیفی کوه‌نوردی کشور یاد کنیم . شاید مهمترین کار مدیران آلپاین کلاب ایران این باشد که خود عضو آلپاین کلاب امریکا شدند ، در شام انتفاعی آنها شرکت کردند ، به زعم خود جهت تبادل فرهنگی ، کوه‌نورد مبادله کردند و خود نیز مبادله شدند . و در انتها ، همه‌ی نبوغ خود را به کار گرفتند تا جشنواره سنگ‌نوردی بیستون را تحریم کنند "

 


واکنش :
مانند همیشه ، "هجوم‌های تخریبی" نویسنده‌ی وبلاگ بیواک را هدف می‌گیرد . عزیز حبیبی می‌گوید : " هفت یا هشت ماه است که وبلاگ می‌نویسم  . در این مدت یک بار در مورد ترانگو و یک بار در مورد انجمن اظهار نظر کرده‌ام و هر بار هم با پرخاش‌های به شدت غیر‌اخلاقی مواجه شده‌ام " . مسئله این بار اما ، چیزی فراتر از پرخاش‌های غیراخلاقی به یک وبلاگ‌نویس به دلیل انتشار دیدگاه انتقادی‌اش است. عباس ثابتیان به عنوان  رئیس انجمن کوه‌نوردان با به کارگیری زبان تهدید از طریق استناد به مواد قانون مجازات اسلامی و حبس و شلاق ، چهره‌ای زشت و باورنکردنی را از خود به نمایش می‌گذارد. عباس ثابتیان  به بهانه ی ادامه‌ی انتشار دیدگاه‌های انتقادی در کامنتینگ بیواک و طرح پرسش از جزئیات سفر تیم انجمن به کشور امریکا در پروژه‌ی مبادله کوه‌نورد ،  توهین و بددهنی را نیز چاشنی تهدیدات خود می‌کند و مسایل مطرح شده در وبلاگ عزیز حبیبی را یاوه گویی می‌نامد: " آقای حبیبی بر سر دعوت شما به مناظره هستم، هر زمانی که بگویید. تهدید نیست، هشدار است چون قرار نیست یاوه‌گویی را تحمل کنیم ... کامنتینگ آرام کوه

 

 

کنش : پرخاش‌های غیراخلاقی  و تهدید به حبس و شلاق ، عزیز حبیبی را برآن می‌دارد تا نسبت به ارائه‌ی توضیحاتی روشن‌گرانه برای خواننده‌گان وبلاگ خود اقدام کند . او حکم تعلیق انجمن را ناعادلانه می‌خواند و در باره‌ی علت آن می‌نویسد : " به زعم نهاد‌های نظارتی ؛ درست یا غلط ؛ مدیران انجمن مرتکب قصور یا تقصیر یا هر عنوان حقوقی دیگری شده‌اند اما همین نهاد‌های نظارتی ، انجمن را مجازات کرده‌اند نه مدیران را ..."  و نتیجه می‌گیرد : " تلاش کنیم تا مدیرانی شایسته‌تر و قوانینی عادلانه‌تر و مناسب‌تر برای سازمان‌های مردم نهاد داشته باشیم " .

 

 

واکنش : اشاره‌ی مجدد عزیز حبیبی به قصور مدیران انجمن و آرزوی انتخاب مدیرانی شایسته‌تر ، قطعا نمی‌توانست از سوی عباس ثابتیان بی‌پاسخ بماند. او که به نظر می‌رسد در سایه‌ی انفعال و خاموشی جامعه‌ی کوه‌نویسی کشورمان جری‌تر شده است پا را از تهدید نیز فراتر می‌گذارد و به گونه‌ای زیرکانه_ با به میان کشیدن پای دولت _ از روش پرونده‌سازی و از اتهام‌ براندازی برای مواجهه با وبلاگ‌نویس منتقد استفاده می‌کند : " کس یا کسانی هم در این بحبوحه، مسایل شخصی و کینه‌های قدیمی خود را پیش رو دارند، آنارشیست‌هایی که به سازمان و تشکیلات، دولت و هیچ نظمی اعتقاد ندارند و همه چیز را ویران می‌خواهند. " 

 

  

پرده‌ی آخر : " شاید وقتی دیگر! با پوزش از دوستان گرامی ، این وبلاگ برای مدتی به روز نخواهد شد ... عزیز حبیبی وبلاگ بیواک"

 

 

و این است داستان تلخ و غم‌انگیز ورزش کوه‌نوردی در کشور ما !

 

 

 

 _ آقای عباس ثابتیان ، تعطیلی وبلاگ بیواک را به شما تبریک می‌گویم . خسته نباشید! موفقیت بزرگی برای‌تان بود! این بار همه چیز خوب پیش رفت و استفاده از حربه‌ی تهدید به حبس و شلاق و پرونده‌سازی و اتهام براندازی علیه دولت خیلی خوب جواب داد و توانستید صدای وبلاگی منتقد را خاموش کنید! حالا دیگر می‌توانید کمی آسوده‌تر بخوابید!  با وجدانی راحت‌تر بخوابید! بهرحال ، مگر نه اینکه " منتقد کمتر، زنده‌گی بهتر" ؟!  ... آسوده بخوابید آقای عباس ثابتیان‌! مجیزگویان و هرزه‌نویسان بیدارند و شهر هم ، امن و امان است!   انجمن کوه‌نوردان‌تان سلامت باشد!

 

_ آقای عزیز حبیبی ، از صمیم قلب امیدوارم در موقعیت و شرایطی سالم‌تر و انسانی‌تر ، بتوانیم باردیگر شاهد حضور فعال و خلاقانه‌ی شما در عرصه‌ی کو‌ه‌نویسی کشورمان باشیم!

 

 

 

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عباس ایلاقی

منتقد اگر منتقد واقعی باشه یعنی سیاسی کار نباشه نباید به این زودی از کوره در بره آقای حبیبی شما که تیغتون تیزه چرا سیاستهای فدراسیون را نقد نمی کنید نکنه دل و جرات اینکار رو ندارید ؟

تازه کار

سلام فرامرز جان باز هم تازه کار پر سئوال. چند نکته در مطلب دیدم برایم سئوال ایجاد کرد. اول: گفته اید که عباس ثابتیان با بکار گیری زبان تهدید از طریق استناد به مفاد قانون چهره ای زشت و باور نکردنی از خود به نمایش گذاشت. لطفا نظر خود را در مورد محمود شعاعی و شکایاتش از کیومرث بابازاده, انجمن کوهنوردان و انجمن غارنوردان بیان کنید. ممنونم دوم: اینکه به نظر شما آیا اعتراف صریح محمود شعاعی در پاسخگو نبودن به یک کوهنورد دلیل بر جری بودنش هست یا خیر؟ اگر آری دلیل این جری شدن را چه می دانید؟ سوم: آیا پرده ی آخر برای کیومرث بابازاده خوب است؟ یا برای انجمن کوهنوردان؟ یا غارشناسان؟ یعنی آیا تعطیلی اینها را تایید می کنید یا خیر؟ ببخش و می دونم ممکنه به برخی از اینها قبلا پاسخ داده باشی ولی اگر امکان دارد دوباره پاسخ بده. ممنون و عذرخواهی بابت سئوالاتی که می دانم شاید پاسخ به آن مایه غضب ارباب قدرت باشد.

تازه کار

ضمنا با نگاهی به وبلاگ آقای حبیبی متوجه نقایصی در نگارش نامبرده شدم که کلی گویی یا عدم تسلط به قوانین از جمله مهمترین آنهاست. به عنوان مثال وقتی از بی کفایتی مدیری صحبت می شود اگر ارزیابی کاملی صورت نمی گیرد حداقل باید مصداقهایی از عملکرد بد ذکر گردد که هرچند این هم جای دفاع برای ذکر سایر عملکردها را برای آن مدیر باز می گذارد ولی آقای حبیبی از ذکر چند نمونه ملموس و مورد توافق عام مبنی بر عملکرد ضعیف هم خودداری نموده. همچین ایشان تصور درستی از مفاهیم شخصیت حقیقی و حقوقی ندارند و جایی دیدم این دو را باهم قاطی کرده اند و گفته اند مدیر انجمن شخصیتی حقیقی است و انجمن شخصیتی حقوقی که شما بهتر از من می دانی درست نیست و هر دو شخصیتهای حقوقی هستند. چنین اشتباهاتی طبعا از بار محتوایی مطالبشان می کاهد و مطالب را از نقد به یک اعتراض شخصی تنزل می بخشد. من ایشان را نمی شناسم بنابراین اگر صلاح دانستید نقاط ضعفشان را گوشزد نمایید تا در بازگشت شاهد متون وزین تری باشیم

تازه كار

شايد وجه تشابه حبيبي و بابازاده در ارائه نكردن مستندات هنگام بيان آن باشد. از بابازاده بگذريم در مورد شكايت از انجمنها چطور؟ آيا انجمن غارنوردان به كسي افترا زده بود؟ ادعايي كرده بود؟ به هر حال از قرار ندادن آن دو در كنار هم مي توان اينطور استنباط كرد كه گاهي اوقات اشاره به قانون خوب است و چهره زشت را نمايان نمي سازد (حتي اگر اين چهره وجود داشته باشد) ولي گاهي اوقات هم اشاره به قوانين خوب نيست و چهره زشت را نمايان مي سازد. اگر اين برداشت صحيح است آيا نمي توان از آن تعبير به راي شخصي نمود؟

فرامرز 3

موضع مستقل یعنی : انجمن کوه‌نوردان را یک تشکیلات استالینیستی می‌دانیم و نکته‌ی جالب اینکه این تعبیر را نخستین بار عباس محمدی و در توصیف روش‌های مدیریتی کیومرث‌بابازاده به خود ما گفت!! در اینجا اشاره به تشکیلات استالینیستی به مفهوم پنهان‌کاری عمیق و بی‌اعتمادی به افکار عمومی ، فقدان یک جوهر خلاق و پویای درون سازمانی مبتنی بر انتقاد و انتقاد از خود و همچنین به مفهوم سرکوب منتقد می‌باشد.

فرامرز 2

موضع مستقل یعنی : به سیاست‌ها و روش‌های فدراسیون کوه‌نوردی برای حذف رقیب به شدت انتقاد داریم . محمود شعاعی قطعا باید توضیح قانع کننده‌ای برای مجموعه تلاش‌ها و اقداماتی که حکم تعلیق سه ماهه‌ی انجمن را رقم زد به افکار عمومی ارائه دهد . در صورت هر گونه بی‌اعتنایی به پاسخ‌گویی و عدم احساس مسئولیت در برابر جامعه‌ی کوه‌نوردی ، قضاوت ناگزیر به " انحصارطلبی و تمامیت خواهی " و انزوای بیش از گذشته ، آن سرنوشت محتومی خواهد بود که تشکیلات شعاعی را انتظار می‌کشد!

فرامرز 1

به آرش عزیز. مواضع این وبلاگ در زمینه ی پرسش های تو قبلا طی پستی منتشر شده است . توجه تو را به آن جلب می کنم: ترجیح می‌دهیم در این فصل تازه‌ی "رقابت‌ها ، تضادها و اختلافات" فدراسیون و انجمن هم‌چنان بر حفظ مواضع انتقادی نسبت به هر دو جناح و اتخاذ یک موضع مستقل اصرار داشته باشیم . ما نه طرفدار فدراسیون هستیم و نه طرفدار انجمن و هیچ یک از این دو نهاد را متولی و نماینده‌ی شایسته‌ای برای کوه‌نوردی ایران نمی‌دانیم . سابقه ی هشت ساله و آرشیو کاملا در دسترس وبلاگ‌مان نیز به صراحت گویای ارائه‌ی بیشترین حجم انتقاد _ در میان تمامی منابع موجود _ نسبت به فدراسیون و انجمن کوه نوردان می‌باشد.

...

در استدلال های شما کما فی السابق سهوا و یا عمدا بخش هایی از حقایق و وقایع نادیده گرفته می شود، تهدید عباس ثابتیان متوجه نقد عزیز حبیبی نبود، بلکه متوجه تهمتهایی بود که در کامنت شما وجود داشت و عزیز حبیبی مسوول انتشارش دانسته شده بود. محمود شعاعی را موظف به پاسخگویی در مورد تعلیق انجمن دانسته اید. اما بد نیست به نامه دلایل تعلیق انجمن که چندی پیش در آرامکوه منتشر شد نگاه کنید، بحث سفرهای خارجی انجمن، مسائل خلاف شئونات در آن سفرها آیا اینها همان افشاگری های جنابعالی نبوده؟! و یا بحث حمایت از صعودها که مشخصا پرونده کشدار نانگاپاربات بود و لابد به یاد دارید چند پست به این موضوع اختصاص داده اید و ... تا به حال حتی یک پست از شما در نقد تعلیق انجمن ندیده ایم. از مسائلی مثل عدم اعزام تیم سنگنوردی، عدم حمایت شایسته از تیم ترانگو و ... بی تفاوت می گذرید و چندین پست به مدیریت ناسالم انجمن اختصاص می دهید و ... خداییش کاری با مواضعتان نداریم و آن حق شماست ولی به هرکسی می پرستی این ژست بی طرفی رو کنار بگذار حالمون بهم می خوره از این ژست!!

دوست

عزیز آدم نجیبیه که با دلش حرفهاش رو زد نمیدونم اون نمیدونست یا نخواست با به رخ ثابتیان بکشه که توی تیمهای اعزامیش 4 نفرشون رفتن و بر نگشتن در واقع انجمن ثابتیان محلی شده برای مهاجرت آقایون و خانومها جالبه این بنده خدا هنوز امید داره شادمان و حکامزاده برگردن!

...

موضع مستقل با بی طرفی مترادف نیست؟!! خوب اشکال ندارد. اما مانده ام که چرا مواضع مستقل شما همیشه به نفع یک جناح تمام می شود؟! به هر حال به نظر من شما در تعلیق انجمن و همچنین دادگاهی شدن تیم نانگا و حتی کیفر خواست مطرح شده در مورد آنها نقش بسیار موثری داشته اید و اگر این تاثیر ناشی از کدورتها بوده باشد که واویلا!! با وجدانتان خلوت کنید و ببینید چقدر عادلانه رفتار کرده اید در این سالها... حتی اگر باور کنیم تمام این مواضع از سر حق طلبی بوده باشد اما در این مدت با اعمالتان بهترین خدمت را به شعاعی در سرکوب مخالفان و منتقدان روا داشته اید! باور کنید خودش یک دهم این عرضه را نداشته!! قصد متقاعد کردنتان را ندارم که مدتهاست از آن نا امیدم! همچنین از اینکه مورد خنده و تحقیرتان واقع شوم باکی ندارم! قصدم فقط تذکر است و نهیب. بترسیم از فردای حساب که جواب قانع کننده ای بر انگیزه اعمالمان نداشته باشیم. در این چند صباح عمر ممکن است بشود با شگردهایی خود را محق جلوه داد و حقیقت را ندید. اما فردای قیامت سفسطه و مغلطه جوابگو نیست. خیر پیش!!