کوه نورد يا چوپان ؟ مسئله اين است !!

وبلاگ انجمن کوه نوردی دانشگاه امير کبير  گزارشی از آخرين برنامه ی اجرا شده ی اين گروه را که صعودی به قله ی جانستون به سرپرستی ميلاد احمدی بود ٬ منتشر کرده است. در بخش هائی از اين گزارش ٬ که در ضمن می تواند به مثابه ی الگوئی درخشان و فراموش نشدنی (!!) درسرپرستی و اجرای يک برنامه ی صعود در تاريخ کوه نوردی ايران به حساب آيد ٬ چنين نوشته شده :

« ...تیم ما ساعت هشت و نیم صعود خود را با سرعت خوبی شروع کرد، وقتی راهنمایی نیست و هدف قله است چاره ای بهتر از سرعت بالا نیست همین است دیگر باید اینقدر خوب بروی که جا برای اشتباه کردن داشته باشی، عقب دار تیم مشخص بود و جلودار هم مشخص هر کس هم مختار تا با هر سرعتی که بخواهد بیاید با این شرط که تا دو هر جا هست باید به سمت پایین سرازیر شود...نخستین گروه ما(سه نفر) دوازده و سی و پنج دقیقه روی قله بود... در حین صحبت با رضا گروه دوم (دو نفر) به جمع ما اضافه می شود،(دوازده و پنجاه وپنج دقیقه)... و دم رفتن بود که یکی دیگر از بچه ها رو نزدیک قله دیدیم... برای برگشت... مسیری که ما انتخاب کردیم  مسیر جانستون- ورزاب – دره بود و بدبختانه سرد شدن هوا در این موقع از سال و بارش حسابی نداشتن باعث شده بود تا زمین تا حدودی سفت و یخ زده باشد. به هر شکلی بود آمدیم... »

http://www.autclimbing.blogfa.com

از آنجا که انتشار اين گزارش توانست برای کلاغ ها ... حاوی نتايج و تجربياتی بسيار ارزشمند و گرانبها باشد ٬ لذا خواندن متن کامل آن را به کليه دوستان و علاقمندان مسائل کوه نوردی ايران توصيه می کنيم !

ــ اين گزارش به ما آموخت : بعد از اين و در هر کجا که بحثی از تفاوت های کوه نوردان با چوپانان عزيز و زحمتکش ميهن مان در ميان آمد ٬ بتوانيم با خيالی آسوده در ستايش چوپانان داد سخن دهيم !! يک چوپان هم درک روشن تر و منطقی تری نسبت به گذرگاه ها و مسيرهای رفت و آمد خود دارد و هم  با احساس مسئوليت بيشتری نسبت به امانتی که به او سپرده شده برخورد می کند ! و ديگر تعجب نکنيم از اينکه چگونه سرپرست يک گروه کوه نوردی دانشگاهی می تواند نگاه و عملکردی بسيار بسيار عاميانه تر و غير مسئولانه تر از يک چوپان داشته باشد !

ــ برای کوه نوردی ايران بايد مايه خجالت و شرمساری باشد که گروه های کوه نوردی دانشگاهی اش تا اين اندازه در  فقر بنيان های علمی و آموزشی و فقدان فرهنگ و نگاهی روشن و هدفمند نسبت به ورزش کوه نوردی دست و پا می زنند!

ــ ميلاد احمدی ٬ سرپرست برنامه ی صعود به جانستون ٬ در انتخابات اخير انجمن کوه نوردی دانشگاه امير کبير به عنوان سرپرست اين تشکل دانشجوئی انتخاب شده است و کلاغ های ما در کشاکش تبريک يا تاسف ٬ سرگردان مانده اند !

ــ محسن انواری به کلاغ ها گفته است : انتقاد بايد سازنده باشد ! و لذا ما تصميم گرفتيم برای يک بار هم که شده در برابر اين حکم کهنه ٬ کليشه ای و نخ نما شده کوتاه بيائيم و پيشنهادی سازنده را با مسئولين انجمن کوه نوردی دانشگاه امير کبير در ميان بگذاريم: به دوستان پيشنهاد می کنيم در راستای (!) مبارزه با فقر بنيان های علمی و آموزشی و فقدان آن نگاه روشن و هدفمند به ورزش کوه نوردی که نزد اعضا و سرپرستان آن گروه به وضوح ديده می شود ٬ از تعدادی چوپانان حرفه ای و کارکشته ی منطقه ی رودبار قصران برای آموزش احترام و احساس مسئوليت و همچنين توضيح ضرورت نگاه و آگاهی همه جانبه و عميق نسبت به موضوع فعاليت ( کوه ) ٬ هر چه سريع تر دعوت به همکاری به عمل آيد !

/ 6 نظر / 3 بازدید
عباس ثابتیان

سلام مطلب زیر را در وبلاگ همین گروه کوهنوردی خوانده بودم که نگاهی طنزآلود به این موضوع دارد و آن را در آرام کوه درج کرده بودم ولی مرور دوباره به آن با توجه به پست تو فرامرز گویای تلخی این طنز است ، صعود چوپانی و گروه کوهنوردی دانشجویی . عباس ثابتیان از وبلاگ گروه کوهنوردی پلی تکنیک: در پی مباحثی که اخیرا در مورد نقش و وظایف سرپرست در یک تیم کوهنوردی مطرح شده است، و با توجه به حساسیت موضوع،یکی از اعضای انجمن کوهنوردی پلی تکنیک، اخیراً پس از سالها تحقیق، تفحص، و مکاشفه و پس از مطالعه تمام منابع کتبی و شفاهی، جدید ترین متد و آخرین روش های سرپرستی در کوهستان را کشف و استخراج نموده و در آخرین برنامه انجمن به مرحله عمل درآورده اند. با هم قسمت هایی از این متد را مرور می کنیم:

عباس ثابتیان

1- انتخاب تیم پیشرو ، شیوه ای قدیمی و از رده خارج است. بهتر است هر کسی با سرعت خود و تا جایی که می تواند صعود کند و از هر جا که خواست به پایین بازگردد 2- لزومی ندارد که عقب دار تیم در عقب تیم باشد. این فقط یک شباهت لفظی بین "عقب" و "عقب" است. عقب دار میتواند در وسط یا جلو تیم حرکت کند. 3- تیم پیشرو و تیم عقب میتوانند یک عقب دار داشته باشند. اصولا برای تیمی که در یک منطقه فعالیت می کند وجود یک عقب دار کافیست. حتی اگر مثلا تیم ها از جبهه های مختلفی اقدام به صعود نمایند. 4- لزومی ندارد افراد حتی در شرایط نامساعد جوی از یک مسیر و نزدیک به هم صعود کنند. فاصله بین نفر اول و آخر می تواند تا یک ساعت نیز باشد و افراد تیم حق دارند به انتخاب خود از مسیری که مناسب به نظر می رسد صعود کنند. 5- گم شدن افراد در کوه و پایین آمدن از مسیر های متفاوت امری طبیعی و حتی اجتناب ناپذیر است. فرض کنید تنها به کوه آمده اید. لزومی ندارد در قالب تیم حرکت کنید.

كوهنورد مشهدي

سلام جناب نصيري وقتي دانشگاه هاي ما صعودهاي برون مرزي شون خلاصه ميشه به قلل ۴۰۰۰ و ۵۰۰۰ و بيشتر از اون حتي جرات نمي كنن فكر كنن شما انتظار دارين صعودهاي درون مرزي شون بهتر از اين بشه؟؟؟؟ فقط بايد نشست و دعا كرد براي اين فرزندان كوروش كبير موفق باشيد.

T. K

توجه بیش از اندازه و البته نانوشته < سابقه سنواتی> خود عامل بروز نوعی انحطاط اخلاق ورزشی در کوهنوردان است . جوانترها می آیند و آنها که تنها چند سال مختصر با ایشان فاصله دارند خود را در نقش پیشکسوت می بینند ، حرف خود را وحی منزل پنداشته و نوعی تحکم در کلامشان جاریست . بسیار از مواقع اعضای گروه های کوهنوردی دانشگاهی جوانان ترم یک و دو و کار آموزان کوهپیمایی هستند و شاید هنوز تصور درستی از < لزوم رعایت اصول و قواعد کوهنوردی > ندارند. گاهی جهالت مرکب بزرگترها بر این آتش دامن میزند ! ========================= چی گفتم من !!

رضا آموزگار

سيستم آموزشی در سال های اخير بسيار ضعيف بوده و نتيجه آن حوادث تلخيست که شاهدش بوديم ...

عباس ثابتیان

چوپانان هوشمندانه تر از ما به کوه میروند، این پست تو مرا به 3 سال پیش برد و آخرین روزهای پاییز گزارشی از یک ماجرای واقعی که میتوانست به فاجعه ای بینجامد