طنز هفته: قله ی مجازی و معنوی؟!

" ما «اسپیلتی‌ها» ضمن همدلی با پروانه کاظمی اعلام می‌داریم ارتفاع ۸۲۰۰ متری کانچن‌جونگا از منظر ما « قله مجازی و معنوی » این کوه می‌باشد و در این بین نه تنها ذره‌ای از ارزش‌ها و توانمندی‌های ورزشی او در نزد ما کاسته نشده است، بلکه برعکس، با این تصمیم عاقلانه بر آنها افزوده گشته است ... "

 

از اعلام موضع مدیر مسئول

 

 

 

 

 و ما کلاغ‌ها نیز ضمن همدلی با اسپیلتی‌ها  و پشتیبانی  از ابداع و  ارائه‌ی تعاریف جدید در ورزش کوه‌نوردی توسط مدیر مسئول محترم آن باشگاه ، اعلام می‌داریم :  از شهر مبدا صعود تا هر ارتفاعی از کوه،  بعد از این می‌تواند "قله‌ی مجازی و معنوی " باشد و دیگر نیازی به تحمل رنج و مشقت‌های جان‌فرسا برای صعود به  " قله‌ی حقیقی و مادی " آن کوه نیست‌!! ... و براستی چیزی که بیش از همه اهمیت دارد این است که ما باید همواره و تحت هر شرایطی  قهرمان و افتخارآفرین باشیم !!

 

پی نوشت :

_ چرا در هیچ یک از گزارشات و اخبار برنامه‌ها و صعودهای کوه‌نوردان دیگر کشورهای جهان، این گونه فضاسازی‌های تهییجی و غیرواقعی و بازی با کلمات وجود ندارد؟

 

_ چرا فقط کوه‌نوردی ایران شیرمرد و شیرزن و دلاور و یگانه ستاره تابناک آسمان فلان و بهمان دارد و دیگران ندارند؟!

 

_ چرا برخی باشگاه‌ها و تشکل‌های سنتی ورزش کوه‌نوردی در ایران به مانعی برای غلبه‌ی نگاه و رویکرد واقع گرایانه در این ورزش بدل شده‌اند؟

 

_ مهدی فرهادی: یکی از بزرگ‌ترین خطراتی که کوه‌نوردانی چون خانم کاظمی و عظیم و ... را تهدید می‌کند حواشی است که افراد به ظاهر هوادار آنان برایشان ایجاد می کند. این افراد با انگیزه‌های مختلف به مدح و ثنای آنان می‌پردازند و آنان را بزرگ می‌کنند و به عرش می‌برند.  برخی شاید خالصانه و از روی احساس این کار را می‌کنند اما در این بین افراد و یا گروه‌های فرصت‌طلبی نیز وجود دارند که سعی می‌کنند به هر نحوی خود را به افراد نام آور بچسبانند و از این طریق به نام و نشانی دست یابند.  برای این افراد فرق نمی‌کند که این شخص پروانه کاظمی باشد یا لیلا اسفندیاری یا عظیم یا  تیم ترانگو باشد مهم این است که شخص یا گروهی مورد توجه واقع شود و این فرصت‌طلبان خود را به آن بچسبانند.  اما خطری که فرصت‌طلبان آویزان ایجاد می‌کنند چیست؟  بزرگ‌نمائی و اغراق در توان کوه‌نوردان نامدار می‌تواند فشار روانی بالائی را برای این کوه‌نوردان ایجاد نموده که این فشار روانی بزرگ‌ترین خطر برای یک کوه‌نورد در شرائط خطرناک و پر ریسک هیمالیاست.

 

 

 

 

 

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
استاد

این یک واقعیت است که این فشارهای خارجی توان کوهنورد را برای اتخاذ تصمیمهای لازم و حیاتی دچار تردید و مشکل میکند یک نمونه فراموش شده از این خودکشیها برنامه اعتماد فر در داهولاگیری میتوان اشاره کرد.امیدوارم خود کوهنوردان در دام این گونه پاچه خواریهای دوستان گرفتار نشوند

استاد اصلیه !

دقیقآ همین " نکته بینی های ظریف و در عین حال اصیل " کلاغهاست که ما را شیفته واقعی او کرده است ! مرحبا فرامرز مرحبا . درست دست گذاشتی روی جان مطلب !

فانی

روان شناسی چندانی نمی خواهد که بفهمیم استفاده از عبارات "همدلی می کنیم " و " از ارزش های او نکاسته" بیانگر چه نوع دیدگاهیست وگرنه کوهنوردی که از 8200 برگردد چه نیازی به همدلی دارد ؟ معلوم است که کسی به جز "اسپیلتی ها" در توانایی او شکی نمی کند.

مامان حسن

مدت کمی هست با خانوم پروانه کاظمی آشنا شدمو درموردش خوندم ولی در همین مدت کم برام تصمیماتش اعمالش رفتاراش وتلاشش شده الگو از تصمیمی که گرفت تا صعود نکنه وبرگرده..وتصمیم دوباره ای که گرفت تا تلاشش رو باز انجام بده و درنهایت احساس میکنم قهرمانی کرد فکرش در اوج بلندیها ،که صعود واقعی با "منطق تصمیم گرفتن" هست دوستش دارم ..وبه این باور رسیدم که کوه شخصیت اورا خوب ساخته خووووووووبببببب[لبخند]

مهران کریمی

مشکل متاسفانه ادبیات و نحوه رفتار بعضی اطرافیانه وگرنه چقدر جای عقلانیتی که باعث بازگشت خانم کاظمی از مسیر قله شده تو کوهنوردی ایران خالیه! براشون آرزوی سلامتی و موفقیت در صعودهای بعدی رو دارم

محمد نصیری

واقعا یکی بیاد به من بیاد بگه چرا از رضا شهلایی این کوهنورد بی ادعا که همزمان کانچنجونگا رو با موفقیت صعود کرد کسی چیزی نمیگه ؟!و در عوض هیاهوی بسیار برای .....

محمد نصیری

من فقط قصدم مقایسه نحوه برخورد جامعه کوهنوردی با دو کوهنورد که هر دو به یک قله و به قول شما از مسیرهای نرمال صعود کرده اند بود . نه این که بخوام اصالتی به این صعودها بدهم . منظور تفاوت دو شخص است.