تیلیچوپیک : حکایت هم چنان باقی ست !

.

.

.

.

.

.

سرانجام ، و پس از گذشت حدود سه ماه (!) ، گزارش و عکس هائی از برنامه ی تیم اعزامی فدراسیون کوه نوردی برای صعود قله ی تیلیچوپیک به همراه توضیحاتی بیشتر در باره ی چگونگی حادثه ی سقوط و مرگ دکتر سعید بهالو  منتشر شد  .  ما از مدت ها پیش در این وبلاگ به طرح پرسش ها  و انتقادهائی  پیرامون  این برنامه  پرداخته  بودیم  که_ به صورتی خلاصه _  شامل دو وجه عمده بود : 

١ _ اشاره به عملکرد غلط و اشتباهات مرگبار سرپرست برنامه در اصرار برای صعود  قله _ تحت هر شرایطی و به هر قیمت ممکن _  و حاکمیت این فرهنگ و تفکر مصیبت بار در دستگاه دولتی کوه نوردی ایران ...

« مصاحبه ی محمود شعاعی در باره ی دلایل و چگونگی جزئیات حادثه ی سقوط دکتر تیم اعزامی فدراسیون کوه نوردی ، نکاتی جالب و در عین حال تکان دهنده را در خود نهفته دارد . نکاتی که به روشنی می تواند گویای ضعف ساختار مدیریتی و میزان آشفتگی در تشکیلات این نهاد دولتی و همچنین عقب ماندگی فرهنگ کوه نوردی در این سرزمین باشد ... آنجا که همگان فقط و فقط به صعود قله و به هر قیمت ممکن فکر می کنند . .

_ با دکتر تیم ، شرط و شروط (!) کرده بودند که حق صعود ندارد . چگونه است که دکتر برای این شرط ها کوچکترین پشیزی ارزش قائل نمی شود و با اطمینان به پوشالی بودن همه ی این شرط و شروط ها اقدام به تهیه و همراهی وسائل صعود با خود می کند ؟ آیا آگاهی دکتر نسبت به تزلزل و میزان آشفتگی در ساختار مدیریتی فدراسیون او را برای چنین رفتاری به جلو رانده بود ؟ نقش سرپرست تیم _ سرپرست تعیین شده از سوی فدراسیون _ در این میان چه بود ؟ آیا او را در جریان شرط های تعیین شده گذاشته بودند ؟ کاملا بعید به نظر می رسد که سرپرست برنامه از نقش و جایگاه مشخص شده برای دکتر تیم بی اطلاع باشد بنابراین او نیز باید پاسخ دهد که چرا و بنا به کدام دلایل به دکتر تیم _ و علیرغم تصمیم مدیریت فدراسیون _ اجازه صعود داده است ؟ از این وقایع و رویدادها چه نتیجه ای باید بگیریم ؟ اینکه اوضاع در فدراسیون کوه نوردی چنان از هم گسیخته و سردرگم است که هر کس حرف خودش را می زند و کار خودش را می کند ؟ رئیس برای خودش تصمیمی می گیرد ، دکتر برای خودش نقشه می ریزد و عمل می کند ، سرپرست تیم اعزامی راه خودش را می رود ... براستی آنجا چه خبر است ؟

_ تیم اعزامی فدراسیون ، مثلا تیم امید بوده است . در باره ی اصولی و منطقی بودن یا نبودن تصمیمات و زمان بندی های این برنامه ، چه کسی مسئول و موظف به پاسخگوئی به افکار عمومی است ؟ چگونه است و چرا تیم _ تیم مثلا امید _ در ساعات ٩ الی ١٠ شب در حال حرکت و بازگشت بوده است ؟ آیا اصولی که به سرپرستان تیم های اعزامی فدراسیون کوه نوردی آموخته اند چیزی غیر از آموزش هائی ست که در بقیه جاها به کوه نوردان و سرپرستان گروه های کوه نوردی در باره ی « ضرورت مدیریت صحیح و عاقلانه ی زمان » و اولویت امنیت و سلامتی اعضای تیم یاد داده می شود ؟ آیا در برنامه ی تیلیچوپیک فدراسیون کوه نوردی   ، دکتر تیم را  باید قربانی فرهنگ و تفکر بیمارگونه ی  " صعود قله تحت هر شرایطی و به هر قیمت ممکن "  نیز دانست ؟... یادداشت ٣ آذر ٨٧ کلاغ ها »

.

٢_ درخواست اثبات خبر صعود به قله ، که به دلیل عدم انتشار عکس های برنامه ، ابهام و تردیدهائی جدی نسبت به آن شکل گرفته بود ...

« محمود شعاعی (رئیس فدراسیون کوه نوردی) چندی پیش و به دنبال ابهام در صعود تیم دماوندی ها به قله ی نانگاپاربات اعلام کرد : " ... کسی که قله‌ای را صعود می‌کند، با عکس‌هایش نشان می‌دهد که صعود کرده ... "  و حالا در شرایطی که بیش از یک ماه از اعلام خبر صعود قله ی تیلیچوپیک توسط تیم اعزامی فدراسیون کوه نوردی می گذرد هنوز هیچ عکس و یا سندی که نشان دهنده ی صحت این خبر باشد منتشر نشده است . موضوع چیست ؟ چه دلیلی برای این پنهان کاری وجود دارد ؟ آیا تیم اعزامی فدراسیون به قله ی اصلی نرسیده و اعلام خبر فتح ، دروغ می باشد ؟ ... در موقعیت فعلی ،  این سازمان وظیفه دارد _ تاکید می کنیم : وظیفه دارد _ هر چه سریع تر نسبت به روشنگری افکار عمومی و رفع ابهام و تردیدی که در باره ی صعود قطعی تیم اعزامی وجود دارد با انتشار اسناد و عکس های این برنامه اقدام نماید ... یادداشت ١٢ آذر کلاغ ها  »

.

و سرانجام پس از گذشت حدود سه ماه  ، مصاحبه ی حسین امانی با ماه نامه ی خبری فدراسیون نتوانسته است به هیچ یک از پرسش ها و انتقادهای قسمت اول ، پاسخ هائی منطقی و قانع کننده ارائه دهد و به شکلی غیراخلاقی و ناجوانمردانه _ چون نیستند که از خود دفاع کنند _ بار همه ی مشکلات و مسائل بوجود آمده در برنامه ، متوجه تعلل و کم کاری و اطلاعات غلط شرپاها شده است !! 

هم چنین ، دو عکس منتشر شده _ برخلاف نظر و امیدواری حسین رضائی در کوه نوشت _ نیز پاسخ و استنادی مناسب برای ابهامات موجود پیرامون صحت خبر صعود تیم به قله نیست ! چرا باید از سوی افکار عمومی ، عکس هائی چنین بی کیفیت و تاریک و فاقد چشم انداز به عنوان سند اثبات صعود پذیرفته شود ؟! حسین امانی در مصاحبه ی خود به فیلم کوتاهی اشاره می کند که توسط یکی از اعضای تیم و پیش از تاریک شدن هوا از قله و موقعیت اطراف گرفته شده و می گوید در آرشیو فدراسیون موجود است . به نظر می رسد انتشار این فیلم و نمایش آن در جلسه ی گزارش برنامه _ که وعده ی آن داده شده _ برای فدراسیون کوه نوردی و برای اثبات صعود _ حداقل(!)  _  یک نفر از اعضای تیم ، یک ضرورت است زیرا آن طور که از ادامه ی گفته های حسین امانی می توان استنباط نمود : به دلیل تاریکی هوا ، هیچ مدرک و سند موجه و قانع کننده ای برای اثبات صعود دیگر اعضای تیم به قله وجود ندارد !!

وبلاگ کوه نوشت http://koohnevesht.blogfa.com

مصاحبه ی حسین امانی در سایت فدراسیون http://www.mfi.ir/site

 

/ 9 نظر / 5 بازدید
طاسا

وقتی میرین کوه منم خبر کنین

[خداحافظ][خداحافظ][سبز][قهر][تایید][شوخی][سبز]

[خداحافظ][خداحافظ][سبز][قهر][تایید][شوخی][سبز]

کاظم فریدیان

ببین اینارو دیگه اینقد به ما گیر نده

احمد سرابی

ما را بدبین کردند نسبت به تمام صعود ها آیا اینها واقعا راه نرفته را رفته اعلام میکنند یا از آوردن عکس و سند درمانده اند یا عکسشان با واقعیت نمیخواند آقا ما را گیج کردید شما اگر قبلا تبریک گفته ایم مجبوریم پس بگیریم یا در آینده هر خبری شنیدیم باید منتظر تائید رسمی فدراسیونهای خارج باشیم چه جور مملکتی است کوهنوردان ما مانند قاتلان مورد تعقیب جنائی قرار میگیرند آخر این راه به کجا خواهد رفت...

کلاغ ها

2- از هر زاویه ، دیدگاه و موضعی که به حادثه ی نانگاپاربات نگاه کنیم ، این حق طبیعی ، مشروع ، قانونی و صد در صد پذیرفته شده ی خانواده ی سامان نعمتی است که خواهان روشن شدن ابعاد همچنان تاریک و مبهم مرگ فرزندشان باشند به چه دلیل و بنا به کدام منطقی این خانواده باید بخاطر منافع و وجهه فلان باشگاه یا شعارهائی که فاقد کوچک ترین واقعیت مادی ست ( مثلا منافع و مصلحت کوه نوردی مستقل ) باید از این حق خود بگذرند ؟ آنها هم فرزندشان کوه نورد بوده است . آنها خودشان هم کوه نورد هستند و مطمئن باشید راضی نبوده و نیستند که کوه نوردی _ به قول شما _ مثل قاتلان مورد تعقیب جنائی قرار گیرد و اگر اکنون این گونه شده است حتم بدانید ریشه و دلیل اصلی را باید در رفتار و عملکرد متکبرانه و طلبکارانه و دو پهلو(!) و متناقض اعضای این تیم در قبال این خانواده جست و جو کرد . روایت های متناقض و عجیب و غریب اعضای این تیم در باره ی علت رها کردن و مرگ سامان ، به بحران بوجود آمده ابعاد جنائی داد . که اگر این گونه نمی کردند شاید اکنون این گونه _ که شما می گوئید _ نمی شد !

کلاغ ها

به احمد سرابی 1- دلیلی ندارد که بخواهید نسبت به مسائل کوه نوردی ایران بدبین باشید و کسی هم از شما این را نخواسته است . در پس همه ی این نوشته ها _ به صورتی خلاصه _ شاید فقط یک خواست ... یک تمایل ... یک آرمان نهفته باشد و آن هم : جایگزین کردن هوشیاری و آگاهی همه جانبه با نوعی خوش خیالی و توهم ساده لوحانه . همین ! این خواست و توقع زیادی نیست : سعی کنیم هوشیار زندگی کنیم !

همراه

با سلام عکسهای بالا خیلی جالب هستند . معلوم میشه این آقایان تا حالا در شب یا تاریکی کار فنی نکرده اند این موضوع از طریقه قرار دادن چراغ پیشانی روی کلاهشان مشخص است !!

احمد سرابی

از سرنوشت فرزند شان آگاه شوند این کسی که به عشق سرافرازی نامش را جاودان کرد و جایگاهش تا ابد در دلمان مایه چه گویم غبطه یا حسرت / خدا قسمتمان کند این جور اجل را/ اما بررسی این حادثه راه حل دیگری هم باید داشته باشد/ نه اینکه کوهنوردان افتخار آفرین ما در مقابل میز بازپرس ویژه امور جنائی بایستند ! / اینها که به نیت قهرمانی و سرافرازی کشور قدم در رکاب کوهستان نهاده و از جان مایه گذاشتند / آخه چی شده که کار مان به اینجا کشیده ؟ چرا یک پیروزی و افتخار به ننگ و بد نامی تبدیل میشود / پدر آدم در میاد / آخه چطور میشه چند کوهنورد از جان گذشته وصیت نوشته در یک برنامه برون مرزی را مورد پیگرد قرار داد ؟ هیچ قاضی قادر نیست در این مورد حکم بدهد/ آخه نمیشه که هر کس زنده از میدان خارج شد مقصر باشه / اینکار در حیطه خداست / پس اگر فریدیان زیر برف و بهمن میماند اسفندیاری مقصر بوده و اگر اسفیدیاری سقوط میکرد باقیمانده تیم باید پیگرد میشدند /میدانید / شما دل آدم را میسوزانید / ما را بدبین کردید/ اینجور که نمیشه برادر / بررسی حادثه نانگا به صورت قضائی محلی از اعراب ندارد /