انجمن کوه نوردان ، تشکیلاتی استالینیستی!

 

_ اعلام حکم تعلیق سه ماهه‌ی انجمن کوه‌نوردان فصل تازه‌ای بود که در پرونده‌ی قدیمی " رقابت‌ها ، تضادها و اختلافات " عمیق و در عین حال پنهان انجمن و فدراسیون گشوده شد .  اگر تا دیروز همه درها _ و از سوی هر دو جناح _ بر پاشنه‌ی انکار چنین تقابلی می چرخید امروز دیگر با انتشار یادداشت عباس ثابتیان و اشاره به آنچه در حکم تعلیق گذشت ، چاره‌ای جز اذعان و اعتراف به  واقعیت یک " رویارویی هماره " برای هر دو جناح باقی نمانده است.

 

_ ترجیح می‌دهیم در این فصل تازه‌ی "رقابت‌ها ، تضادها و اختلافات"  فدراسیون و انجمن هم‌چنان بر حفظ  مواضع انتقادی نسبت به هر دو جناح و اتخاذ یک موضع مستقل اصرار داشته باشیم . ما نه طرفدار فدراسیون هستیم و نه طرفدار انجمن و هیچ یک از این دو نهاد را متولی و نماینده‌ی شایسته‌ای برای کوه‌نوردی ایران نمی‌دانیم . سابقه ی هشت ساله و  آرشیو کاملا در دسترس وبلاگ‌مان نیز به صراحت گویای ارائه‌ی بیشترین حجم انتقاد _ در میان تمامی منابع موجود _ نسبت به فدراسیون و انجمن کوه نوردان می‌باشد.

 

_ موضع مستقل یعنی : به سیاست‌ها و روش‌های فدراسیون کوه‌نوردی برای حذف رقیب به شدت انتقاد داریم .  محمود شعاعی قطعا باید توضیح قانع کننده‌ای برای مجموعه تلاش‌ها و اقداماتی که حکم تعلیق سه ماهه‌ی انجمن را رقم زد به افکار عمومی ارائه دهد .  در صورت هر گونه بی‌اعتنایی به پاسخ‌گویی و عدم احساس مسئولیت در برابر جامعه‌ی کوه‌نوردی ، قضاوت ناگزیر به " انحصارطلبی و تمامیت خواهی "  و انزوای بیش از گذشته ، آن سرنوشت محتومی خواهد بود که  تشکیلات شعاعی را انتظار می‌کشد!

 

_ موضع مستقل یعنی : انجمن کوه‌نوردان را یک تشکیلات استالینیستی می‌دانیم و نکته‌ی جالب اینکه این تعبیر را نخستین بار  عباس محمدی و در توصیف روش‌های مدیریتی کیومرث‌بابازاده  به خود ما گفت!!  در اینجا اشاره به تشکیلات استالینیستی به مفهوم پنهان‌کاری عمیق و بی‌اعتمادی به افکار عمومی ، فقدان یک جوهر خلاق و پویای درون سازمانی مبتنی بر انتقاد و انتقاد از خود و همچنین به مفهوم سرکوب منتقد می‌باشد.

 

_ ریشه‌ی اصلی بسیاری از مصائب و مشکلات فعلی انجمن کوه‌نوردان را باید در دو دوره مدیریت ناسالم عباس محمدی جست و جو کرد . آغاز اعزام‌های پنهان تحت عنوان مبادله‌ی کوه‌نورد و دهن کجی آشکار به افکار عمومی در زمان عباس محمدی بود .  در اولین سفر به امریکا که خودش نیز در تیم اعزامی و سرپرست آن بود ، اطلاع رسانی جهت افکار عمومی و انتشار خبر دقیقا بیست روز پس از رسیدن به آن کشور صورت می‌گیرد !! سپس انتشار عکس هایی از بعضی جاذبه‌های (!) شهر لاس وگاس در صفحه ی فیس بوک یکی از اعضای تیم و عدم توضیح در باره ی آن به افکار عمومی ( به عنوان نماینده گان فرهنگی ورزش کشورمان وظیفه دارند توضیح دهند در شهر لاس وگاس چه کرده اند ) و  تبدیل انجمن به حیاط خلوت دو باشگاه قدیمی کوه‌نوردی شهر تهران  و اعطای سخاوت‌مندانه‌ی انواع امتیازات و امکانات به آنان در زمان عباس محمدی صورت می‌گیرد . از مدیران انجمن بخواهید صورت اسامی  و ماهیت باشگاهی کسانی که در سالیان اخیر از حمایت مالی  این تشکل بهره برده‌اند را منتشر کنند .  تسلیم و کرنش در برابر انواع فشارهای صاحبان "زور و زر و تزویر "در کوه‌نوردی ایران، خصلت آشنا و شناخته شده‌ی عباس محمدی طی دو دوره مدیریت او بود .  برای اولین بار در کل تاریخ کوه‌نوردی ایران ، این عباس محمدی بود که در زمان حادثه‌ی نانگاپاربات پروژه‌ی سرکوب منتقد  را بنا به خواست و اراده‌ی همان صاحبان زور و زر و تزویر باشگاهی در انجمن کوه‌نوردان کلید زد !! 

 

_ انجمن کوه‌نوردان ، این تشکیلات استالینیستی ، شایسته‌گی و لیاقت دفاع کردن را ندارد! ... مگر آنکه بتواند توسط عناصری براستی آگاه و مستقل و دل‌سوز خود را از سایه‌ی سنگین مافیای زور و زر و تزویر باشگاه‌های تهرانی رهایی بخشد . انجمن کوه‌نوردان برای تبدیل به یک تشکل واقعا مردمی ... برای تبدیل به  نماینده‌ی راستین جامعه‌ی کوه نوردی ایران ، نیاز به یک خانه تکانی اساسی و آغاز تحولاتی بنیادین و رادیکال دارد! به امید آن روز!

 

 

 

/ 9 نظر / 3 بازدید
میم کاف

سلام. جناب آقای نصیری گرامی. میخوام از وبلاگ شما سوء استفاده کنم. قطعا آگاهین که انجمن غارنوردان نیز به مدت سه ماه تعلیق شده. همه ما هم به خوبی میدونیم که ایراداتی کلیدی و مهم به فعالیت های انجمن وارده. ولی همواره سعی در عدم تکرار و تصحیح اشتباهات داشتیم. قصد ندارم برای برائت و بی گناهی خودم یا فعالیت های انجمن وقت شما رو بگیرم. اما واقعیت اینه که در این مدت انجمن تونسته اثرات بسیار خوبی هم داشته باشه. یکی از اونها روز غارهای پاک در دوم مهر هست.امسال با توجه به عدم فعالیت انجمن غارنوردان تنها به همت دوستان همنورد سعی در اجرای این برنامه داریم. تا این لحظه 29 استان قول همکاری دادن.با توجه به اینکه وبلاگ کلاغها در بین دوستان جایگاه ویژه ای داره. ممنون میشم در رابطه با اجرای برنامه امسال مطلبی در وبلاگتون درج کنین. هرچند که این مطلب در انتقاد از عملکرد انجمن باشه. مطمئن باشین در صورت توان نظرات سازنده دوستانمان را به کار خواهیم بست. ارادتمند مجید کاشیان

تازه کار - 1

سلام. امیدوارم خوب باشید. معتقدم این متن دارای دو اشکال عمده است. اول محدود کردن انجمن کوهنوردان به یک شخص خاص. مدیرعامل یا رئیس هیات مدیره نمی توانند بدون هماهنگی با اعضای هیات مدیره دست به کاری بزنند. پس اگر ایرادی وارد است به کل هیات مدیره و نه یک شخص خاص وارد است. محدود کردن این ایراد شائبه ورود غرایض شخصی را در تحلیل ایجاد می کند. حتی با قبول فرض مشکل داشتن هیات مدیره و تخطی از اساسنامه نیرویی به نام بازرس وجود دارد که در صورت لزوم توانایی برگزاری مجمع فوق العاده را دارد. حتی اگر بازرس تطمیع شده یا ناکارا باشد باز امکان برگزاری مجمع فوق العاده و تصویب مصوبات الزام آور برای هیات مدیره یا حتی عزل آنها در اختیار اعضاست. اما هیچ یک از این اتفاقات نیوفتاده. نه هیچ یک از اعضا تلاشی برای برگزاری مجمع فوق العاده کرد و نه بازرس و ... پس می توان اینطور نتیجه گرفت که عملکرد آنها هرچند مطلوب من یا شما نیست ولی مورد تایید اعضایشان است. همچنین مطلع نشدن من و شما از طریق وب سایت لزوما دلیلی بر پنهان کاری نیست و اطلاع رسانی به اعضا می تواند از طرق دیگر باشد، هرچند این حرفم به معنی اطلاعرسانی آنها به اعضایشان هم نیست.

تازه کار - 2

... بنابراين از لحاظ منطقي يا اشكالي وجود ندارد يا سرچشمه اشكالات را بايد در جاي ديگر (شايد همان جامعه كوهنوردي) جستجو كرد چرا كه ابزارهاي زيادي براي مهار يك شخص در NGO تدارك ديده شده اشكال ديگر بي توجهي به سياستهاي كلي وزارت كشور است. ايراد وارد كردن به نام ايران و تمايل براي تبديل NGO هاي ملي به محلي انگيزه غالب وزارت كشور براي تعليق نه تنها انجمن كوهنوردان كه انجمن غارنوردان و ساير انجمنها مي باشد و نگاهي به پرونده NGOهاي محلي شده، اثباتي است بر اين مدعي. به نظرم اگر به اين موارد اشاره مي كردي متن به مراتب قويتر و به دور از هرگونه اتهام غرض ورزي مي شد. [گل]

آشنای قدیمی

میبینم که هنوز هم هرچی دلت بخواد میذاری تو وبلاگت. البته چهاردیواری اختیاریه اما لطفا خودتونو دموکرات و اهل منطق معرفی نکنین. یه کم باید تو تعریف منطق، آزادی و بیان حقایق در دایره لغات خودتون تجدید نظر کنین فکر کنم برای خودتون بد معنی کردین. همین یه ذره جا بود تو انجمن که چهار تا کار درست و درمون انجام بشه و حرف بزنیم اونم گرفتن اونوقت شما هنوز هم ول کنش نیستی. همیشه بیرون گود بودن و ایراد گرفتن کارتون شده. دیکته ای رو نوشتن حالا غلط داره. غلطاش رو میگیریم تو طول زمان درست میشه. نه این که هربار غلطاش رو برجسته کنین بکوبین تو سرش و هرکاری کنه ایراد بگیریم. شماها نه لیوان میدونین چیه نه نیمه پر و خالیش. از نظر شما همه چیز بده. دیدگاهتون با یه بدبینی شوپنهاوری ترکیب شده. هیچ تلاشی برای هیچ کاری نکردین. فقط ایراد میگیرین. همین.

تازه کار

سلام فرامرز جان درست می گی من چون عضو این انجمن نیستم طبعا از مسایل داخلی اش هم بی اطلاعم. اما بی اطلاعی من دلیل بر نقض حرفهایم نمی شود. اتفاقا مثال خوبی زدی از حمایت از تیم نانگا. در این مورد دوحالت وجود دارد. یا آقای محمدی با اخذ مجوزها و اختیاراتی از هیات مدیره دست به این کار زده یا سر خود و براساس نظر و رای شخصی. اگر حمایت هیات مدیره را داشته باشد که همان حرف من می شود در وارد دانستن مورد (ضعف یا قوت) بر کل هیات مدیره و اگر بر اساس رای شخصی باشد باز سکوت هیات مدیره, بازرس و سایر اعضای (که نمی دانم چقدر باید باشند که بتوانند مجمع فوق العاده بگذارند) جای تامل دارد. همونطور که می بینی هیچ کسی هیچ کاری نکرده که همون بخش دوم حرفهای منه. در واقع اگر اشکالی به انجمن کوهنوردان وارد است نه به یک شخص که به کل اعضا وارد است که چرا از اهرمهایی که در اختیار داشتند برای مهار یک فرد استفاده نکردند. همین موضوع برای وضعیت حال هم صادق است. بسیاری به آقای مهندس خرده می گیرند و حرفهای مختلفی می زنند ولی اگر واقعا ضعیف است در درجه اول هیات مدیره و در صورت ضعف هیات مدیره خود اعضا می توانند دست به کار شوند ...

تازه کار

... اما هیچ اتفاقی رخ نمی دهد. بنابراین چه من ایده آل گرا باشم چه نباشم ابزارهای مشخصی در اساسنامه برای مهار افراد در راس دیده شده. احساسی که در مورد انجمن کوهنوردان دارم این است که اعضایش نسبت به آن بی تفاوت هستند. به همین دلیل نه تنها همه موضوعات سلیقه ای می شود. هیات مدیره هر که باشد حتی نمی داند چطور باید رفتار کند تا رضایت اکثریت را جلب کند. کلا اگر بحث مشارکت اعضا را از انجمنها حذف کنیم, آنها را ضعیف کرده ایم. به نظرم هنر مدیران انجمنها باید جلب مشارکت و حضور اعضا باشد تا حمایت اعضا را در پی داشته و بقای انجمن را تضمین نماید. من احساس نمی کنم انجمن کوهنوردان آنطور که باید و شاید از حمایت وسیع کوهنوردان برخوردار باشد. اعتراضات یا زیاد نبود یا من در جریان نبودم. شاهد حرکتهای خودجوش در حمایت از این انجمن نبودم و خب با این تفاسیر نه انجمن کوهنوردان که هر انجمنی دیر یا زود پرونده اش بسته می شود. در مورد سیاستها, باید بگم چون بخش عمده ای از دلایل صدور حکم را شامل می شود پس نمی توان آنها را نادیده گرفت. اگر سیاستهای دیگری حاکم بود چه بسا چنین حکمی هم صادر نمی شد. ضمنا منم به کسی اتهامی وارد نکردم.[گل] شاد ز

nasim :)

cheghadr kine o boghzo nefrat? aghaye nasirieye aziz az inke shoma dar in mamlekat saheb korsi o ina nistid khorsandam.