گزارش تیم جست و جوی سامان نعمتی (قسمت دوم)

همزمان با نمایش قسمت هایی کوتاه _ به دلیل کمبود وقت _ از مصاحبه های انجام شده با افسر تیم و دیگر کوه نوردان محلی که هر یک به نوعی در زمان اجرای برنامه ی تیم باشگاه دماوند نقش و حضوری فعال و موثر  داشته اند ، آقای نعمتی به افشای یکی دیگر از دروغ های مطرح در باره ی این برنامه پرداخت :

" ... از همان ساعات اولیه حادثه به ما اعلام کردند که هوا خراب و وضعیت جوی نامناسب است . در فیلمی که از برنامه خود نمایش داده اند آقای نوروزی که فاقد هر وسیله ارتباطی _ با دنیای بیرون _ است با گفتن اینکه تا ٢٠ دقیقه دیگر توفان و رعد و برق در راه است چنان پیش بینی هواشناسی از خود بیان می کند که در هیچ جای دنیا وجود ندارد !! در حالی که اکنون و به گفته و شهادت این افراد ، دو روز اول هوا صاف و مطلوب بود و طی این دو روز طلائی که سامان همچنان در ارتفاع بالای هفت هزار متر زنده و در تکاپو مشاهده می شده هیچگونه امدادی برای نجات او انجام نشده است ... همچنین گفت و گو با خلبان هلی کوپتری که سال گذشته نیز در منطقه حضور داشت و گفت : هیچ درخواست عملیات امدادی از من نشد . می توانستم حداقل برای او بسته های کمک رسانی مانند چادر ، بی سیم و مواد غذائی بیندازم "

.

اشاره آقای نعمتی به محمد نوروزی با نکته ای جالب همراه بود . با آغاز گزارش تیم جست و جو ، محمد نوروزی در حرکتی نمایشی سالن را ترک کرد اما در راهروی بیرون ، با چهره ای مضطرب و نگران صحبت های پدر سامان را گوش می کرد :

.

 

آقای نعمتی در پایان سخنان خود به حادثه ای که امسال برای تیم کره ای صعود کننده به نانگاپاربات به وقوع پیوست و در جریان آن یکی از اعضای خود را از دست دادند اشاره کرد و همراه با نمایش فیلمی کوتاه به مقایسه  وضعیت روحی و میزان تاثر و اندوه  سرپرست و اعضای این تیم با جشن و شادی اعضای تیم باشگاه دماوند در کمپ اصلی پرداخت . مقایسه ای که برای بسیاری از شرکت کنندگان در جلسه ی انجمن ، بسیار تلخ و تکان دهنده بود :

" ... از اینها باید درس گرفت ... باید آموخت ... انسانیت را ... باید بیاموزیم که چطور می توان انسان بود ... آنچه مهم است آن اعتقاد راسخ به روابط انسانی ست که باید در وجود تک تک اعضای تیم باشد ... در حالی که سامان حرکت می کرد ... در حالی که چراغ او همچنان چشمک می زد ...   در حالی که آخرین کمک ها را استمداد می کرد... 

 

 اینان ( دماوندی ها ) به بریدن کیک و جشن خود مشغول بودند ... چه کسی باید به کمک او برود ...

.

.

.

.

 

تنها نانگا گفت : در آغوشم آرام بگیر !  ... و من افتخار می کنم به سامان ! ... افتخار می کنم به روح بزرگش ! ... افتخار می کنم به تمام آنهائی که در کوه از ناانسانی جان خود را از دست دادند ... " 

 

/ 7 نظر / 20 بازدید
محمد

سلام آقای نصیری گرامی ./ موارد مختلف ابهام آمیز این پرونده رو نمی خوام بهش اشاره کنم ولی چون خودم در برخی از حوادث کوهستان ازنزدیک شاهد روحیه ی بسیار آشفته هم تیمی های نفرات آسیب دیده بوده ام ، اگر این قضیه جشن بعد از صعودشون در حالی که هم تیمیشون در بالا گرفتار شده ، درست باشه ، بسیار زشت و تاسف برانگیزه . امیدوارم که حداقل اینطوری نباشه! موفق باشید.

حمید

سلام میشه بگید نفری که توی عکس پست قبلی است کیه؟

مرضیه ناظری

سلام آقای نصیری- به نظرتون شمار حوادثی که برای کوهنوردهای ایران اتفاق می افته بالا نیست؟ همه جای دنیا کوه ها این قدر قربانی می گیرن؟ یه کوهنورد ایرانی تا چه حد ایمنی جانی داره و چقدر می تونه به تجهیزاتش و مهارت خودش و هم نوردهاش اعتماد کنه؟

جیرجیرک

سلام جالب بود ..

احمد

مرا به خانه ام ببر ... ستاره دلنواز نیست ... سکوت نعره میزند ....

محمد نوروزی

با سلام به شما که یکطرفه به قاضی میرید و دزدکی عکس میگیرید. میخوام بگم که من به خاطر خود سامان سالن را ترک کردم دوست ندا شتم خورد شدن سامان رو توسط خانواده اش رو ببینم چون با این حرفهای اون روز سامان رو کوچک کردند این واقعا ناراحت کننده است. امیدوارم انسانهای عاقل سامان رو جدا از شما و جدا از این حرفها بدوند.

کوهنورد

محمد نوروزی جان این دروغ بافی را تا کی میخواهید ادامه دهید؟ آیا خون سامان روزی وجدان نداشته شما را بیدار خواهد کرد؟ آیا روزی قصاص عمل ناجوانمردانه ای را که با رها کردن سامان در آن ارتفاع مرگبار و بعد هم اهمال و تعلل در امداد او انجام دادید را خواهید داد؟