پیشنهاد کتاب : شب هول

.

« ... راننده پیچ رادیو را باز می کند . اسماعیل برمی گردد و به ابراهیم نگاه می کند . نشسته بر پتو . پلک ها بسته . دست ها حایل تن . تن فرو رفته میان بالش ها ، متکاها . ناگهان صدای زنی از رادیو به گوش می رسد . صدایی قدیمی ، سازی قدیمی ، تار ، مضرابی که دستی لرزان بر تارهای ساز می زند ، صدایی که از اعماق گلو برمی خیزد ، کلمه هایی را ادا می کند که بوی ماندگی دارد ، ترانه ای که حال و هوای تاریخ را دارد ، که حال و هوای کهنگی و اندوه است ، غمی جاودانه است در هر مکث میان کلمه ها ،  در های های تیز و   مقطع زن ، در لرزش   تارهایی که  در  تاریکی تاریخ  ،  در تاریکی   روح  نواخته می شود ... »

.

نویسنده : هرمز شهدادی _  انتشارات زمان (چاپ اول ١٣۵٧ )

.

/ 3 نظر / 5 بازدید
...

شاید گاهی میان این مضراب‌های قدیمی‌ و صداهای کهنه بوی آشنایی میاد..بوی اصالت..بوی خاک...شاید هم فقط یک نستالژی لذت بخش است...بی‌ هیچ اصالتی..بی‌ ریشه..؟؟ مگر نستالژی بی‌ ریشه هم وجود داره؟؟؟ اصلا اصالت یعنی‌ چی‌...؟؟

کلاغ ها

به ... اینجا هم "صدایی قدیمی ، سازی قدیمی ، تار ، مضرابی که دستی لرزان بر تارهای ساز می زند " ... و ابرها از هم می گسلند ... مثل دل من ... وگوشه ای از آسمان آبی پیدا می شود ... پر از خاطرات آبی ... و من عبور می کنم از هر رنگ و غبار ... و می توانم بگذرم چون باد ... چون باد ، بی قرار ... و بعد چیزی مى آید که نامی ندارد ... چیزی مثل نور ... که بر مدار این منظومه تاریک می نشیند ... و بوی خاک ... که همه چیز است ... که ریشه است ... که امید است ... که اصالت است ... این بوی خاک ... که خاک ماست ... که هویت ماست ... ایمان ما و آینده ماست ...

مهدی محبی

سلام در صورت تمایل می توانید کتاب را از اینجا دانلود کنید : http://www.yesarodogosh2.blogfa.com/post-85.aspx