وبلاگ آناپورنا : کامنتینگ مبتذل

چند تا توله سگ برای باباشون جشن تولد می گیرن روی کیک می نویسن : پدر سگ! تولدت مبارک .

غضنفر تو عروسی می بینه همه موبایل دارن یه کاغذ لوله میکنه می بنده به کمرش بهش میگن این چیه؟ نگاه می کنه میگه وای برام فکس اومده

 

از بخش نظرات وبلاگ آناپورنا در پست مصاحبه با خواهر لیلا اسفندیاری

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شخص سوم

[خنده] عباس ایلاقی بیا جمعش کن [قهقهه]

فرشید

سلام جناب نصیری همانطور که گاهی می گویم همه چیزمان مثل همه چیزمان است در واقع می شود اینطوری هم گفت هیچ چیزمان به هیچ چیزمان هم نمی آید. این کامنت را من هم خواندم و به نوعی شگفت زده شدم شاید عباس ایلاقی از تالمات روحی! ناشی از غم از دست رفتن لیلا توسط مدیریت وبلاگ مذکور مطلع بوده و خواسته با چند تا جوک به زعم خود از بار غصه های صاحب وبلاگ که بلافاصله بعد از این حادثه وبلاگش را سیاهپوش کرده و در عزای دوست نشسته است! و تمامی پستهایش را هم به این مهم اختصاص داده بکاهد بنابراین برای تشفی حال صاحب وبلاگ تصمیم گرفته این چند جوک را که ظاهرا با کامنت بعدی اعلام کرده که مقرر بوده خصوصی باشد بنویسد که به یکباره عمومی شده است کامنتی که هیچ سنخیتی با موضوع پست و شرایط موجود ندارد.انتظارم این بود که در اولین فرصت نسبت به برداشتن کامنت اقدام کرده و در خفا با خواندن آن جوکها مشغول بازسازی روحیه از دست رفته ی خود شود! اما کماکان این کامنت میان وبلاگ سیاهپوش و کامنتهای تسلیت دهن کجی می کند. ..

فرشید

....نویسنده ی وبلاگ مذکور چندی پیش از فوت مرحومه اسفندیاری یکی از پستهای مرا سراسر مبتذل خواندو برای خوانندگان آن اظهار تاسف عمیق کرد! حال در عجبم که منادی اخلاق چگونه وجود این کامنت را توجیه می کند.تاثر ما قطعا به اندازه ی مدیر وبلاگ سیاهپوش مذکور ظاهرا نبوده اما همینقدر می دانیم که فعلا برای چند روزی کر کره ی طنز وبلاگ را کشیدیم پایین که نه دل و دماغش را داریم و نه خواستیم تا نمک به زخم سوخته دلان نباشد. علی ایحال جایمان که گرم می شود غاز می گیریم و اردک ول می کنیم و پاش بیوفتد تا خود صبح از غم و اندوهمان در فقدان این عزیز نوحه سرایی می کنیم.شاید ایشان به جریان آزاد اطلاعات خیلی مقیدند! اما هنوز بین حرف تا عملمان فاصله بسیار است. موفق باشید

نیکو نیک نفس

دست بردار فرامرز. اون که بالاش توضیح داده که خصوصیه. احتمالا اشتباهی برای عموم فرستاده... بعدشم یعنی حالا چه تفسیری باز می خوای بکنی؟ دست بردار

بهانه

ما از این داستان نتیجه میگیریم که زندگی جاری ست! و البته در کامنتهای خصوصی بیشتر جاریست!!

نسیم

فکر نمی کنید از وبلاگی برخی از پست هایش از عصبانیت نشات میگیره و از کلمات سنگین و نامتعارفی نظیر "نفرت" ،"مضحک"و...استفاده می کند و هیچوقت هم متوجه نمی شود که چه خودزنی انجام داده و چه چهرهای از خودش به نمایش گذاشته است ،بیش از حد انتظار دارید.

عباس ایلاقی

چقدر وظیفتون سنگینه آقا فرامرز مواظب باشید به نحو احسن اجرا بشه مبادا کاری کنید یا کاری نکنید که پیش وجدان خودتون شرمنده بشید آقا فرشید شما که ادعای رفاقت لیلا رو داشتید شما که تا همین چند روز پیش لیلا لیلا می زدید اون روز که آقا فرامرز نگذاشت هفتم لیلا تموم بشه و زندگی خصوصی لیلا و همه صعوداشو زیر سوال برددر واقع لیلا را کسی که هنوز زیر برفها دفن نشده زیر سوال برد چرا شما اونموقع رگ غیرتتون نجنبید شما که به قول خودتون دمخور لیلا بودین و با لیلا خیلی صمیمی بودین واقعا چرا حرف نزدید؟ در تعجبم !!!!!!! یادته صعود قلم اول فکرت به این بود که بعد از صعود چه کسی رو همسوی خاک کنی یادته ؟؟ پس این بود آره ؟؟ مطمئن باش با این حرفات نه من نه آنا همسوی خاک نمیشیم چقدر دلم برای خودم می سوزه که هنوز نتونستم آیینه ایی بشم

عباس ایلاقی

شخص سوم من که میدونم تو کی هستی پس لطفا با اسم خودت بیا

فرامرز نصیری 2

اما آقای ایلاقی پاسخی به شیوه ی خودتان به آنچه نوشته اید : جمع کنید بساط این حرف های کهنه و کلیشه ای را که هنوز ... این حرف ها با هیچ چسب و سریشی به لیلا و همفکرانش نمی چسبد !! اون روز که آنها بساط کیک و شمع و جشن در بیس کمپ نانگاپاربات داشتند و همنوردشان ... همنورد زنده شان ... چشم انتظار کمک بود و با چراغش علامت می داد چرا حرفی نزدید ؟ چرا رگ غیرت تان نجنبید ؟! هنوز ... هفتم که سهل است ... هنوز زنده یا مرده بودن همنوردشان قطعی نشده بود که سایت باشگاه شان نوشت تا آماده شدن بلیت برگشت به ایران به دیدار از جاذبه های گردشگری و توریستی مشغول اند ... آن موقع چه بلایی بر سر مردانه گی و جوانمردی و رگ غیرت تان آمده بود ؟! واقعا چرا حرفی نزدید ؟! در تعجبم !!

فرامرز نصیری 1

عباس آقای ایلاقی عزیز وگرامی کسی کوچکترین شکی و تردیدی در پاکی و زلالی قلب و دل مهربان شما ندارد . نیت و انگیزه ی صادقانه شما از نوشتن این کامنت برای همه روشن است و اشتباهی که صورت گرفت و عمومی شدن آن و غیره . موضوع این پست نه شما ... که از صمیم قلب می توانیم درک تان کنیم ... بل صاحاب (!) مغرور و از خودراضی وبلاگ آناپورناست که ظرفیت های فکریش قادر به تشخیص نامناسب بودن این کامنت در آن فضا و دوباره خصوصی کردن آن ... حتی بعد از اذعان شما ... نبوده است و چه بسا ظرفیت های فکریش جز بالا بودن عدد کامنت ها چیز دیگری را ... بگذریم .