فاجعه ی برودپیک : رامین شجاعی و پاسخ های گمراه کننده!!

_ نیچه در یکی از آثارش _ اگر اشتباه نکنم " حکمت شادان" _  می گوید انسان ها دوست دارند با پرسش هائی روبرو شوند که برای آنها پاسخ هائی داشته باشند...  و ما در روزگار خود با انسان هائی مواجه هستیم که برای حل مسائل به خلق پرسش های دلخواه از خود می پردازند!!  پرسش هائی که برای آنها قطعا پاسخ هائی داشته باشند!!  

 

_ بعد از گذشت بیش از چهار ماه از فاجعه ی برودپیک و مرگ سه کوه نورد جوان و خوب کشورمان،  رامین شجاعی سرپرست فنی برنامه _  که البته خودش در گزارش نهایی و به صراحت این موضوع را انکار می کند و  نقش و جایگاه خود را تا حد یک " راهنما و هماهنگ کننده " تنزل می‌دهد: " ... در این برنامه به هیچ وجه نقش یک فرمانده مقتدر را نداشتم بلکه نقش راهنما و هماهنگ کننده را بر عهده گرفتم ... " _ در وبلاگ شخصی اش " داستان کوه " همچنان به طرح پرسش و پاسخ از خود (!) مشغول است .

 

_ در آخرین پست از مجموعه پرسش و پاسخ های رامین شجاعی با خود (!) با نمونه ی جالبی روبرو می شویم . او ابتدا به خلق پرسشی گمراه کننده پرداخته و سپس در پاسخ ، ضمن اشاره به گمراه کننده بودن پرسش ، پاسخ گمراه کننده ای را نیز ضمیمه ی آن کرده است!!

چرا تیم روز اول فقط 50 متر صعود کرد؟ آیا این موضوع نشان دهنده این نبود که مسیر از سطح کار فنی تیم بالاتر است؟... این نقد گمراه کننده است. تاکید بر "فقط 50 متر" زاییده افکاری است که یا از کوهنوردی دشوار چیزی نمی دانند یا می خواهند مخاطبشان را تحمیق کنند. اولا برای اینکه آن 50 متر صعود شود از یک تروارس 400 متری عبور شد، و بعد یک فرود 50 متری و یک صعود 50 متری انجام گرفت. تراورس بر روی یخ و سنگ های پرشیب بسیار دشوار بود. این سوال همانقدر انحرافی است که گفته شود چرا کوکوچکا و پیتروفسکی برای صعود "فقط" 40 متر نوار صخره ای بر روی رخ جنوبی K2 یک روز وقت صرف کردند. ما از همان ابتدا می دانستیم صعود آن بخش یکی از زمانبر ترین بخش های مسیر خواهد بود.

واقعیت این است که هیچگاه پرسش این نبوده که چرا تیم روز اول فقط 50 متر صعود کرده است بلکه : " یکی از مهم‌ترین دلایل و زمینه‌های شکل‌گیری و بروز فاجعه‌ی تراژیک برودپیک ایرانی را شاید بتوان در کمبود و ضعف مطالعات ، بررسی‌ها و آن شناخت کافی و لازم از سختی‌ها و مشکلات مسیر در نظر گرفته شده دانست و روشن است که چنین خلائی ، اصلی‌ترین نمود خود را _ و به شکلی طبیعی _ در آسان‌گیری مسیر نشان می‌دهد. ردپای این آسان‌گیری در نگاهی به برنامه‌ی پیش‌بینی شده و سپس اعلام شده‌ی تیم کوه‌نوردان باشگاه آرش برای فتح برودپیک از مسیری جدید ( اینجا و اینجا ) کاملا مشهود است : شنبه 22 تیر روز استارت مرحله نهائی برنامه از کمپ 3 که ارتفاع آن به نقل از گزارش قبلی رامین شجاعی 7015 متر ذکر شده و پیش‌بینی حداقل 800 متر صعود و گشایش مسیر در یک روز!! عمق و شدت آسان‌گیری مسیر نزد برنامه‌ریزان تیم به حدی بوده که حتی احتمال دست‌یابی به قله در همان روز اول را هم می‌داده‌اند!! وقتی برای برنامه‌ی روز شنبه‌ی خود می‌گویند : " بیواک احتمالی در صورت نیاز در ارتفاع 7800 متر " ... و نهایت ، پیش‌بینی روز یک‌شنبه برای صعود نهایی، آن هم در دو کرده‌ی دو و سه نفره !! ... که این نیز به نوبه‌ی خود گوشه‌ی دیگری از میزان برنامه‌ریزی غلط را از سوی مدیران این تیم نشان می‌دهد..."

و به عبارت بهتر ، مسئله اصلی در رابطه با فعالیت روز اول تیم حمله این است : " عملکرد تیم در همان روز اول ، هیچ نزدیکی و شباهتی را به برنامه‌ریزی‌های قبلی و آن ارزیابی‌ها و برآوردها نشان نمی‌دهد ... آنان قرار بود در این روز خود را به زیر قله در ارتفاع 7800 متر برسانند اما ... همه چیز حکایت از اختلافی عمیق میان واقعیت منطقه و تئوری‌های غلط آقایان دارد ... و نکته‌ی قابل تاسف اینکه : واقعیت‌های روز اول مرحله‌ی نهائی صعود ، موجب گوش به‌زنگ‌ شدن و اندکی نگرانی نزد آقایان تصمیم گیرنده در تهران ، نسبت به تیم حاضر در منطقه و روزهایی که در پیش‌رو دارد نمی‌شود ..."

به نظر می رسد برای رامین شجاعی در جهت ارائه ی پاسخ های آسان و دلخواه به افکار عمومی ، چاره ی دیگری به جز خلق پرسش های آسان و دلخواه و یا تحریف پرسش های مطرح شده نمانده است !!

 

_ با در پیش گرفتن چنین روش هایی، شاید دیگر نباید تعجب کنیم که آقایان بعد از گذشت بیش از چهارماه از فاجعه برودپیک هنوز برای پاره ای از مهم ترین تناقضات و دروغ های آشکار خود پاسخی ندارند . زمانی که هنوز خبری از بحران نبود و برنامه مسیر عادی و طبیعی خود را طی می کرد آنها به افکار عمومی دروغ می گفتند . دروغ های آشکاری مانند :

" اخبار روز یک شنبه 23 تیر ... کیومرث بابازاده در آخرین خبر خود از تلاش کوه‌نوردان کشورمان در رخ جنوب غربی برودپیک به نقل از رامین شجاعی سرپرست این تیم گفت: اعضای تیم متشکل از آیدین بزرگی، پویا کیوان، مجتبی جراحی، افشین سعدی و رامین شجاعی در دو کرده‌ی سه و دو نفره که دیشب به ارتفاع 7350 متری مسیر گشایش شده ایران رسیده‌اند، امروز تنها توانسته‌اند 100 متر پیشروی کنند...بابازاده در رابطه با ترکیب تیم نیز گفت: هم اکنون رامین شجاعی به همراه افشین سعدی از زیر دیواره‌ی سنگی که امروز موفق به صعود آن شده‌اند در حال برگشت به کمپ سه هستند... سایت کوه نیوز"

 

طی دو روز در باره ترکیب تیم به افکار عمومی دروغ گفته شد!!  ... و حالا کسی پاسخ گو نیست که هدف از این دروغ‌ها چه بوده است و چه کسی مسئولیت  آن را می پذیرد  و چه کسی وظیفه ی عذرخواهی از افکار عمومی را برعهده خواهد گرفت؟!

با این گونه دروغ‌های آشکار و علنی ، آیا ما حق داریم در رابطه با فاجعه ی برودپیک ، به دیگر بخش‌ها و گوشه‌های روایت رامین شجاعی و باشگاه آرش نیز با شک و تردید بنگریم و یا آنها را بی‌اعتبار بدانیم؟!

 

 

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
کاوه

سلام از کامنت های ارسالی پیداست که این مسئله سرد شده است. یاد حرف روز اولم می افتم که آن را برای شما نوشتم. "3 نفر در کوه کشته شده اند. همین." فرامرز جان واقعیت همین است. بیش دیگه حرف های احساسی یا بلا تشبیه مغرضانه. کوه همواره آبستن چنین حوادثی است. مطلب دروغی هم به نظر من وجود ندارد. همش یک مشت اظهار نظرهای مقطعی است که معمولا" نیمی بیشتر از آنها بر اساس حدسیات و گمانه زنی هاست که متاسفانه بدلیل ضعف درونی افراد چونان اطلاع دقیق بیان می شود. فرامرز نصیری عزیز. کوهنوردی ما هم جهان سومی است. که به نظر من حداقل 30 سال پیش یک ایدئولوژی هم پشت آن بود که آن هم دیگر نیست. بیش از این شرمنده ام که حوصله نوشتن ندارم و البته نوشتنم هم خوب نیست.

فرهنگ

نوشته های رامین مرا بیاد قهرمان "جنایت و مکافات" داستایوسکی میاندازد. بجای آنکه به سوالات و نقدها و از همه مهمتر به ابهامات پاسخ دهد در حیطه آن باور ذهنی (توهم) به طرح سوال وباسخ و مکاشفه پرداخته. مصداق خود گویی و خود خندی.و خلاصه سرکار گذاشتن مردم. سخنی با رامین: برادر من چرا بجای اعتراف به اشتباهاتت میخواهی اثر کوکوچکایی خلق کنی. در برنامه ریزی مدیرانتان با شما وافشین مانند نورچشمیها برخوردشده و آنطور که از داستانتان مشخص است که وجود شما دو تا نه تنها فایده ای در پیشرفت تیم داشته بلکه بار ی هم به آن تحمیل کرده اید. کسی چه میداند شاید آن سه نفر بار شما را هم تا کمپ 3 حمل کرده اند.چون هیچ عملکرد مفیدی از تو و افشین (کرده 2 نفره) دیده نشده است.حتی در واپسین روزها از تهران بشما میگویند لازم نیست بالا بروید مسیر طنابکشی شده است.(شاید هم یعنی همه چیز تمام شده است.) خدا بیامرزد پدر برهمنی را که چقدر بشما کمک کرد ویا قصد کمک داشت و شما و رئیسانتان چطور جواب او را دادید!. بعضی از شما تعریف و تمجید میکنند که مثلا شما همه چیز را گردن میگیرید.نه برادر من گردن گرفتن نه تنها تعریف و تمجید ندارد بلکه ممکن است کس

فرهنگ

بعضی از شما تعریف و تمجید میکنند که مثلا شما همه چیز را گردن میگیرید.نه برادر من گردن گرفتن نه تنها تعریف و تمجید ندارد بلکه ممکن است دیگران فکر کنند چیزی برای شما میماسد. چهار ماه از این معما گذشته و هنوز ابهامات زیادی برای همه وجود دارد. لطفا بجای اسرار بر درستی داستانتان صادقانه به پرسشهایی که در این پست آمده جواب دهید و آنگاه بگویید مسئولیت این دروغ پراکنیها با شما بوده است.

محمود

جناب آقاي نصيري با سلام و...كاملاً با نطر و ديدگاه شما موافقم.رامين شجاعي و پاسخ هاي گمراه كننده!!!!!!