نقد هايی بر کلاغ ها ...

 
نگاهي به گزارش وبلاگ كلاغ ها از نشست انجمن كوه نوردان!

معمولاً وقتي وبلاگ كلاغ ها به روز مي شود لينك ( تارنماي ) اين وبلاگ را از طريق مسنجر دريافت مي كنم. پنج شنبه 3 آذر ماه نزديك به نيمه هاي شب بود كه چنين شد. كلاغ ها با چند خبر و گزارش جديد به روز شده بود .نخستين مطلب چنين تيتري را بر بالاي خود داشت:«چهل و دومين نشست فمينيستی انجمن کوه نوردان ايران !» اين كه وبلاگ كلاغ ها و رويه ي نوشتاري آن برايم ناآشنا باشد يا اين كه نويسنده ي اين وبلاگ جذاب را نشناسم، مي توانست قدري در تعجبم تاثير گذار باشد! اما هم با سبك نوشتاري وبلاگ كلاغ ها آشنا هستم و هم با نويسنده ي آن در اين مدت کوتاه آشنا شدم. 

۱- تيتر پيش گفته خوش آيند نيست . اين به صرف خواندن تيتر برايم رقم خورد. هرچه كه بيشتر در مطلب پيش رفتم اين احساس در من تقويت شد. احساس خوبي نبود ! بي هيچ تعارفي اگر من دبير سرويس گزارشگر اين نشست بودم هرگز اجازه ي انتشار چنين متني را نمي دادم. اگر بخواهم نقدي علمي بر اين گزارش بنويسم بايد از همان تيتر آغاز كنم. تيتر مطلب كاملا اشتباه است . جمله را بارها خواندم . معنايي كه از آن متبادر مي شود تاكيد بر رقم جلسات فمنيستي دارد! يعني 42 نشست انجمن همه بر مدار نظريات فمنيسم بوده!!! علامت تعجب آخر جمله ي تيتر را هم هركاري كردم نتوانستم كه درك درستي از آن به دست آورم . اما عكس يك گزارشبسيار به خوبي انتخاب شده و نكات بارزي در عكس يك اين گزارش مي توان برشمرد.

۲ـ ديگر پاراگراف آغازين گزارش هاي نصيري از نشست هاي انجمن براي همه ي ما معلوم است. او در ابتدا بدون هيچ تغيير قابل توجهي تاخير نيم ساعته ي جلسه و نيز ذكر نام دو فرد از اعضاي انجمن كوه نوردان را مورد تاكيد قرار مي دهد. اين بار هم چنين كرد. البته نمي توان اشكال محتوايي در اين پاراگراف ارايه كرد. خير! اما تكراري و كليشه اي شدن محتوا قدري آزار دهنده است. 

۳ـ نصيري در پاراگراف دوم گزارش خود بسيار غير حرفه اي عمل كرد. نصيري از اجرا و رفتار هاي مجري گلايه دارد . اين گلايه آنقدر عمق مي يابد كه روح حركت نشست را فراموش مي كند. نشست آنگونه كه مجري هم تاكيد كرد در قرابت با سالروز مبارزه ي جهاني براي كاهش خشونت عليه زنان، به زنان كوه نورد اختصاص يافت . كاري كه هيچ شكي در نمادين بودن آن نمي توان كرد. اگر نويسنده ي گزارش بر اين موضوع نقد دارد كه تمام طول سال ياد نيمه ي دوم جامعه نيستيم و تنها حركت هاي نمادين را سالي يك بار مورد توجه قرا مي دهيم ؛ بايد كه دقيق تر نظر خود را در گزارش طرح مي كرد. او نه تنها چنين نكرد بلكه به تلخي مي نويسد:«به هر حال ما كه از مناسبت اين شعارها و تمايلات تو خالي و رنگ و رو رفته ي مثلا فمينيستي ، درآخرين جلسه ي ماهانه  انجمن كوه نوردان ايران، چيزي دستگيرمان نشد!!»

۴ـنصيري در بخش بعدي خود ارايه اخبار به رسم گذشته در جلسات انجمن را مورد توجه قرار مي دهد و با بزرگ نمايي اجراي ضعيف خانم شانديز نقد اصلي خود را تكرار مي كند. نصيري همواره  و البته كاملا به درستي بر عدم ارايه ي منابع اخبار در اين بخش از نشست انجمن اعتراض دارد. او در انتهاي اين بخش چنين مي نويسد:« در هر صورت،شايد تذكر اين نكته ي بارها گفته شده، براي مديريت فعلي انجمن خالي از فايده نباشد : لازم است هرچه زودتر براي انفعال و عملكرد ضعيف روابط عمومي انجمن، چاره اي اساسي انديشيده شود!... و اينكه : فراموش نكنيد استفاده از حاصل كار ديگران و طرح آن به نام خود، عملي غير طبيعي، غير اخلاقي و غير قانوني است...»  

۵ـ در بند 4 گزارش تيزي نيشتر نقد نويسنده ي وبلاگ خبري – تحليلي كلاغ ها، بدون شك خانم ليلا زندي را آزرده خواهد كرد. نصيري خود بر جوان بودن اين كوه نورد زن كه گزارش خود را پر از اشكال _ بنا بر ادعاي نصيري_ ارايه كرد تاكيد مي كند ؛ اما دريغ از توجه به نكات بسياري در تنظيم خبر كلاغ ها. چه خوش آيند باشد و چه نباشد زنان در جوامع بشري با محدوديت هاي فراواني مواجه هستند . جامعه ي ما نيز خارج از اين موضوع نيست. اين محدوديت براي  كوه نوردي جوان كه اگر بپذيريم بي هيچ برنامه ريزي قبلي فرصت يافته گزارشي از كاري هرچند كوچك و پر اشكال ارايه دهد، دوچندان است . نمي توان در تنظيم گزارشي خبري – تحليلي چنين تند تاخت! 

۶ـ نقدِ بر گزارش هيات مديره  همانند عكس يك اين گزارش از نكات قوتي است كه نمي توان به راحتي از كنار آن گذشت. اين نه از آن جهت كه كاملاً هم سو با ديدگاه هاي من و بسياري از كوه نوردان است. خير! بلكه تمامي جوانب ارايه يك نقد جدي در جملات آن رعايت شده است. و با استناد آوردن جمله اي از يك كوه نورد مطرح و عضو در تشكل انجمن بر قوام نقد نيز افزوده است.

بايد اعتراف كنم مدت ها بود كه به دنبال فرصتي بودم تا نگاهي به جنبه هاي منفي وبلاگ كلاغ ها داشته باشم . تعادل قابل توجه مطالب اين وبلاگ چنين اجازه اي نمي داد. اين مطلب چنان ضعيف و پر فضا تنظيم شد كه فرصت مورد نظر من را فراهم ساخت. اين همه از آن جهت نوشتم تا ديگر شاهد افت گزارش هاي ارايه شده در كلاغ ها نباشم . اين را هم بگويم كه بي انصافي است اگر به دو خبر پيش تر از گزارش انجمن اشاره نكنم . اول خبري كه بسيار حرفه اي و ماهرانه مورد توجه قرار گرفته و نقدي معقول و جدي را بر سيستم ورزش و نيز كوه نوردي كشور وارد كرده است . خبري كه اشاره دارد بر بي اختيار بودن نواب رييس هيات هاي ورزشي . 

سرود کوهستان : فرشيد فاريابی يک شنبه ۶/۹/۸۴

 

کلاغ ها : ... و پاسخی کوتاه برای فرشيد !

سلام آقاي فاريابي عزيز . به نظرم مهمترين اشکالي که در نگرش و ديدگاه شما ــ و البته شايد تعدادي ديگر از دوستان ــ وجود دارد ٬ عدم تمايز ميان رسانه و گفتمان نوشتاري رسمي و سنتي حاکم ( مثل راديو و تلويزيون و روزنامه هاي چاپي و ... ) با محيط آزاد و انقلابي و شخصي وبلاگ هاست . اين نگرش و اين عدم فهم در تمايز اين دو رسانه ٬ در همين چند خط نوشته ي شما کاملا هويداست . استفاده از واژه ها و مفاهيمي مانند دبير سرويس گزارشگر و يا عکس يک و ... را مي گويم . در هر صورت بسيار خوشحالم که شما ٬ نه فقط دبير سرويس گزارشگر اين نشست بلکه دبير سرويس گزارشگر هيچ نشست و وبلاگي (!) نيستيد که بخواهيد اجازه انتشار چنين متن هايي را ندهيد . واقعا مي گويم از اين بابت بسيار خوشحالم . در ضمن ٬ نوشته ايد : ... اگر بخواهم نقدي علمي بر اين گزارش بنويسم بايد از همان تيتر آغاز کنم ... آقاي فاريابي عزيز و گرامي ! بهتر نيست قضاوت در باره ي علمي يا عاميانه بودن نقد خود را به خوانندگان واگذار کنيم و اين گونه روشن و آشکارا خود را در معرض اتهام داشتن عقده خود بزرگ بيني و فخر فروشی قرار ندهيم ؟ برايم جالب خواهد بود که توضيح دهيد چگونه يک ايراد و انتقاد يکسان و مشابه و با ذکر نام ٬ فقط طي دو گــــزارش ٬ مي تواند به گونه اي باشد که بنويسيم: ... تکراري و کليشه اي شدن محتوا قدري آزار دهنده است ٬ اما يک ايراد و انتقاد ديگر و آنهم با ذکر نام و طي ــ به قول خودتان ــ بيش از ۲۰۰ مطلب و مقاله ( انتقاد به فدراسيون و آقاجاني در جريان حادثه گاشربروم ) نمي تواند تکراري و کليشه اي و آزاردهنده قلمداد شود ؟ و راستي ... از شما که پيشاپيش مهر و ادعاي علمي بودن را بر پيشاني مطلب خود نقش مي کنيد ٬ انتظار مي رود که مفاهيم و کاربردهاي ديگر اين علامت (!) را در نگارش بدانيد !! اين علامت تنها نشانه ي تعجب نيست دوست عزيز و گرامي : تاکيد ٬ اخطار ٬ تحسين ٬ تحقير ٬ تنفر ٬ ترحم ٬ شک و ترديد ٬ انکار ٬ تهديد ٬ حسرت ٬ آرزو ٬ خطاب و ... باز هم بگويم ؟ اميدوارم همواره موفق و سربلند باشيد . دوستتان دارم . جسارت اين کلاغ هاي بي پرواي شهرمان را ببخشيد !
 
.....................................................................................
 
/ 0 نظر / 4 بازدید