جمهوری زمستان در تهران : روايت تصويری ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عکس ها از کلاغ ها : محوطه ٬ سر در باغ ملی و پارک شهر ـ يکشنبه ۷/۱۱/۸۶

/ 9 نظر / 5 بازدید
رضا نظام دوست

قربانتان گردم! بسيار محظوظ ( همينجوري مي نويسندش ديگر .. نه؟!) شدم از ديدن عكس هاي تان. كور شوم اگر دروغ بگويم به جان عزيزتان! ... خوب است كه با برف و سرما و .. عكس گرفتن و كارهاي عامه پسند و بي دردسر ديگري از اين قبيل سر جنگ و ناسازگاري نداريد! .. به جان عزيزتان خير اين كارها بيشتر است هم براي دنياي من روسياه .. كه مي بينم و حظ مي كنم .. ، هم براي آخرت شما ، كه به درگاه باري صميمانه دعاگويم، به آخرت يزيد مانند نباشد

رضا نظام دوست

... به گمانم در وجود هر آنارشيستي ( حتي شماي گرامي!) كمي هم طلب قرار و آرامش باشد! ....(شده در سكون نيمكتي در صبحي سرد و زمستاني) .... و ايضا كمي هم قدرت! .. كه شما را دست كم تا آن حد محافظه كار مي كند كه هر توصيه و اظهار نظري را براي خلق الله نمايان بنكنيد! :)) ..... بهرحال(دور از جان تان!) هر مظلوم بي قدرت كوخ نشيني هم ، شده به قدر چهار ديواري كومه ي كوچكش (چه در عالم عنيت و واقعيت چه در عالم مجاز و اينتلنت!) بر همان كه دارد قاهر است ...... مزيده را تكدر خاطرتان خواهد بود ... بشاد باشيد!:)

کلاغ ها ...(4)

بايد واکنش نشان دهيم . چرا که هنوز فراموش نکرده ايم چگونه شهوت و جنون شهرت و اشتباهات مرگبار کاظم فريديان در سرپرستی برنامه غار پراو به کشته شدن ويکتوريا کيانی راد و امير احمدی انجاميد و هنوز فراموش نکرده ايم که چگونه شهوت و جنون شهرت باعث شد که کاظم فريديان در باره ی صعودش به قله اصلی برودپيک به افکار عمومی کوه نوردی کشورش دروغ بگويد و فريب دستگاه خبری دولتی پس از صعود کی دو و ... باز هم بگوئيم ؟ البته شما حق داريد ( امثال شما ٬ هميشه و در همه جای تاريخ حق داشته اند) پرداختن به اين چيزها که نان و آب نمی شود ... نوشته بوديد که دعا می کنيد آخرت ما به مانند يزيد نباشد ... بهتر است لودگی و لمپنيسم را کنار بگذاريد . اما شايد می خواهيد پاسخ ساده ما را در باره ی آخرت پیشنهادی تان بشنويد : شاملو را که يادتان هست ــ شايد از همان روزهائی که شايد اندکی می دانستيد شرف چيست ـ « از بهشت گندتان ما را ... جاودانه بی نصيبی باد »

کلاغ ها ...(3)

شاید بد نباشد يک بار ديگر استنباط های ساده و پرسش های ساده تر خود را برايتان بنويسيم . شما را سازنده ی فيلم های تبليغاتی و عوامفريبانه معرفی کرديم می دانيد چرا ؟ می توان از تعاريف تئوريک سينمای مستند شروع کرد و اينکه چگونه در مستند تبليغی فقط بخشی از واقعيت آنهم متناسب با نظر فيلم ساز بيان می شود و اينکه در مستند تبليغی واقعيت به شکلی بيان می شود که مخاطب با ديدن اين بخش از واقعيت نسبت به آن واکنش احساسی و مثبت نشان دهد و اينکه مستند تبليغی واقعيت را به گونه ای خاص تحريف می کند . دروغ می گويد . آنجا که تمام تلاش خود را بکار می برد تا اين بخش از واقعيت را بجای ـ يا به عنوان ـ تمام واقعيت به بيننده قالب/تحميل/منتقل کند . بنابراين طبيعی ست که در برابر نمایش سوپر من شما ( کاظم فریدیان ) واکنش نشان دهيم . چون آنچه فيلم شما می گويد فقط بخشی از تمام واقعيت کاظم فريديان است . چون فيلم شما دروغ می گويد که می خواهد اين بخش از واقعيت فريديان ( قدرت فیریکی ) را به عنوان تمام واقعيت او به ما تحميل کند .

کلاغ ها ...(2)

توصيه های شما برای پرداختن به عکاسی و کارهای عامه پسند و بی دردسر دیگری از این قبیل را هم به روی چشم خود می گذاريم . می دانيد چرا ؟ چون معتقديم اين قبيل کارها ( همين عکاسی های ساده و همين نوشتن های ساده و همين اظهار نظر های ساده مثلا در باره کوه نوردی ايران و ... ) شرف دارد به فيلم های تبليغی ساختن ٬ فریب عامه ٬ از پله های ساختمان سيمای رژيم جمهوری اسلامی بالا رفتن و در مقابل دوربين های تلويزيونی اين رژيم نشستن و... باز هم بگوئيم؟ ببخشيد ... فراموش کردیم ... اين را بايد در ابتدا می پرسيدیم : راستی شما می دانيد شرف چيست ؟ بگذريم ... ما به همان کارهای بی دردسر و عامه پسند خود می پردازيم شما هم به فيلم های تبليغی و فريب همان عامه مشغول باشيد . اصلا و راستش را بخواهيد اشکال از ماست که مثل گرگ ها و سگ ها شامه ای قوی و تيز(!) نداريم . هر چه باشد ما به سادگی فقط کلاغ هستيم و نمی دانيم ـ به عنوان مثال ـ نان و آب در چيست يا در کجاست !! و روشن است که وقتی بخواهيم در نکوهش پستی و بی شرافتی شامه ی قدرتمند شما و امثال شما چيزی بنويسيم بايد که خود را آماده ی چه سيلاب ها که نکنيم !

کلاغ ها ...(1)

به رضا نظام دوست باور بفرمائيد از اينکه می بينیم هنوز بابت نوشته های کلاغ ها... در باره ی آن فيلم های تبليغی تان ٬ اينطور به خود می پيچيد و در تلاطم و ناراحتی هستيد ٬ متاسف می شویم . روشن است که از دست کلاغ های ما دیگر کاری بر نمي آيد لذا فقط می توانیم به شما توصيه کنیم که تا می توانيد و تا آخرين ذره ای که در چنته داريد با همين گونه روش های مبتذل و نيش و کنايه و متلک و آسمون و ريسمون رو به بافتن (!) و ... خود را سبک کنيد . اگر اين روش ها و تمهيدات و حربه ها به شما آرامش می دهد و احساس راحتی می کنيد ٬ خب چه اشکالی دارد؟ ما که در هر صورت به کار خود مشغولیم ٬ شما هم به همین صورت ادامه دهيد !

عباس قديري

سلام ارزوی موفقيت شما را دارم عباس قديری اسبفروشانی سرابی